Ac Perspolisآره
یه استاد ریاضی داشتیم که ساعت ۸ باهاش کلاس داشتم و به حضور و غیاب خیلی اهمیت میداد ولی چون ریاضیم خوب بود زورم اومد کلاس ریاضی برم تازه این کلاسش ساعت ۸ بود،همچنین چون ساعت ۶ صبح بیدار میشدم و ورزش سنگین میکردم اصلا دیگه حال نداشتم برم
تا اینکه وسط های ترم بود که تصمیم گرفتم با یه استاد دیگه درس بگیرم،رفتم پیش مدیر آموزش گفتم میخوام با یه استاد دیگه و یه تایم دیگه درس بگیرم گفت اصلا امکان نداره،منم با پارتی بازی سریع با یه استاد دیگه گرفتم
رفتم سر کلاس استاد جدید گفت که مثل اینکه جدید هستی گفتم آره اولین جلسمه و تازه با شما درس گرفتم
گفت استاد قبلیت کی بود؟منم گفتم یکم از استاد قبلی بد بگم(معمولا توی دانشگاه استادهایی که واحدهای یکسان دارن از هم خوششون نمیاد)،گفتم با یکی ریاضی داشتم که خیلی سگ بود.خندید و گفت و اسمش کیه؟گفتم استاد باقری
گفت شوهرمه
اصلا نمیدونم چی شد اینطوری گفتم چون واقعا بد دهن و بی ادب نیستم و از دهنم پرید