سلام خدمت دوستان عزیز طرفداری امروز خدمت شما هستم تا سلطان سینما آلفرد هیچکاک رو بهتون معرفی کنم و چند تا از فیلم هاش رو هم بگم ، خب حرف اضافی کافیه بریم سراغ مطلب
تولد
آلفرد جوزف هیچکاک متولد ۱۳ آگوست ۱۸۹۹ در لندن متولد شد. او در خانوادهای به شدت کاتولیک بزرگ شد. وی کودکی خود را تنها و بدون پناه توصیف کرد که بخشی از آنرا هم به دلیل چاقیاش میدانست. یکبار در جایی گفته بود که پدرش او را با یک یادداشت به کلانتری فرستاده بود و از پلیس خواسته بود به خاطر کارهای بدش به مدت 10 دقیقه او را زندانی کنند. وی همچنین اظهار داشت که مادرش او را مجبور میکرد ساعتها پای تختخوابش بایستد. همین صحنه را او در فیلم روانی به تصویر کشیده است.این برخوردهای شدید بعدها در فیلمهای هیچکاک بازتاب خود را نشان میدهد. او با اینکه سبکی منحصربهفرد داشت، اما از تاثیر سبک سینمای کشورهای دیگر در آثار او نمیتوان چشم پوشی کرد؛ به خصوص سبک فیلمبرداریهای آلمانی و مکتب مونتاژ شوروی! وقتی این مطالب را میخوانیم در جواب این که هیچکاک کیست؟ واقعا به قدری تامل نیاز داریم. آیا او کودک بی پناهی در درون خود داشت که فیلمسازی را راهی برای ابراز خود یافته بود یا که فردی قوی که از کودکی خود الهام گرفته و اتفاقات بد را به فرصت تبدیل کرده؟ شاید هم ادغام هردو مواردی که گفته شد او را به بزرگ ترین کارگردان قرن تبدیل کرد.
ورود به عرصه سینما و شروع کار حرفه ای
آلفرد هیچکاک کار حرفهای خود را با طراحی تیتراژ فیلم برای فیلمهای صامت در انگلستان شروع کرد. چند سال بعد، آلفرد با استعداد به عنوان دستیار کارگردان مشغول به کار بود.سال 1925 اولین فیلم خود با نام مستاجر را ساخت. فیلمی که به گفته مورخین سینما یکی از برجستهترین فیلمهای دهه بیست انگلستان است. این نخستین اثری بود که هیچکاک به طور مشخص امضای هنریاش که سبک خاص خودش بود را در آن به جا گذاشت. کار در سینمای صامت و بیصدا در رشد خلاقیت هیچکاک بسیار تاثیرگذار بود. او میگوید صدا تنها نقشی فرعی در فیلم است و این تصاویر است که حرف می زنند. البته او با ورود صدا و موسیقی به سینما نیز کنار آمد و توانست آنها را به خوبی در فیلمهای خود به کار ببرد.
وی اولین فیلم ناطق خود به نام «حق السکوت» را در سال 1929 ساخت. پس از آن او با ساخت فیلمهایی مانند «مردی که خیلی میداند» در سال 1934 و «39 پله» در سال 1935 سبک خود را در فیلمهای ترسناک به ثبت رساند؛ سبکی غیر قابل تکرار، چراکه این سبک خود هیچکاک بود. هیچکاکی که تکرار نمیشود. هرچه از خود بپرسیم آلفرد هیچکاک کیست؟ بیشتر نمیتوانیم جوابی پیدا کنیم. فیلم های این کارگردان بزرگ هنوز هم جذاب و دیدنی هستند.
ورود به هالیوود
الفرد هیچکاک سرانجام سال 1939 و به پیشنهاد یک تهیه کننده فیلم با نام دیوید. ا. سلزنیک و برای ساخت فیلم ربکا انگلستان را ترک و به آمریکا رفت. او با تمام سبک و سیاقی که داشت و با تجربههایش از ساخت فیلم با تاثیر از سینمای کشورهای دیگر وارد دنیای هالیوود شد و توانست با همان اولین فیلم آمریکایی خود یعنی ربکا، سبک دلهرهآور و روانشناسی منحصربهفرد خود را به نمایش بگذارد.ورود وی به آمریکا با مداخله تهیهکنندگان و استودیوهای فیلمسازی نیز همراه بود. او با این دخالتها به شدت مشکل داشت و همیشه سعی میکرد دست آنها را از فیلمهایش کوتاه کند. آلفرد هیچکاک سینمایی مستقل و باب میل خود میخواست. او حتی در فیلم «طناب» دست به ابتکار زد و فقط چند برداشت بلند فیلم برداری کرد، بدون آنکه فیلم را تدوین کند. او حتی چند فیلم دیگر به نامهای «برج جدی» و «وحشت صحنه» را سعی کرد با همان سبک و سیاق درست کند. اما در این زمینه موفق نبود و متوجه شد که فیلم در هر صورت تدوین میخواهد. هیچکاک در مورد این تجربه میگوید:فیلم باید تدوین شود. به عنوان یک تجربه، از فیلم طناب میتوان گذشت؛ اما بیتردید وقتی که من در به کار بردن چنین تکنیکی در برج جدی اصرار ورزیدم، کاری اشتباه بود.او با ورود به دهه 50 فیلمهای موفق و پر فروشی ساخت؛ از جمله بیگانگان در ترن، دستگیری یک دزد و بازسازی مردی که زیاد میدانست. او در همان سالها بود که سه فیلم بسیار موفق خود یعنی پنجره پشتی، سرگیجه و شمال از شمال غربی را ساخت. هیچکاک با این سه فیلم دنیای خود را در سبک فیلم ترسناک به روشنی به تصویر کشید.هیچکاک فیلم سرگیجه را بر اساس داستان «از میان مردگان» ساخت. این فیلم از اولین و عالیترین فیلمهای تغییر شخصیت و صحنههای پیچیده جنایی و جنایتهای از پیش برنامه ریزی شده بود. او در فیلم شمال از شمال غربی نیز توانایی بینظیر خود در ساخت فیلمهای سیاسی و جنایی را نشان داد.پس از همه فیلمهای موفقی که در دهه 50 ساخت، با ساخت فیلم روانی در سال 1960، این دهه را نیز به نام خود ثبت کرد. فیلم فوقالعاده روانی نشاندهنده تکنیکهای پخته هیچکاک بود. این فیلم چنان تاثیری روی تماشاگران داشت که هیچکاک در این مورد میگوید تماشاگران نه از داستان، نه از بازیگری خاص و نه از پیامی خاص به هیجان آمدند. او معتقد بود چیزی که آنها را به هیجان میآورد، سینمای خالص بود. برای همین او به فیلمبرداری، صدا و اجزا اهمیت بسیار میداد. همین ویژگیهاست که او را به هیچکاک بزرگ سینمای همه ادوار تبدیل کرد.فیلمهای بعدی آلفرد هیچکاک مثل پرندگان و مارنی در آن زمان چندان با استقبال مواجه نشدند. هرچند سالهای بعد به شدت مورد توجه به خصوص منتقدان قرار گرفتند. آثار او به واسطه صحنههای خشونتآمیزش مشهور شدند. گرچه بسیاری از صحنههایش به عنوان دامی برای درک شخصیتهای پیچیده و روانی بودند. حضور او در فیلمهایش، مصاحبهها و تریلر فیلمهایش و برنامه تلویزیونی «آلفرد هیچکاک تقدیم میکند» او را به یک نماد فرهنگی تبدیل کرد. جالب است بدانید که هیچکاک هیچگاه جایزه اسکار نبرد و تنها برای فیلمهای قایق نجات، طلسم شده، پنجره پشتی، روانی و ربکا نامزد جایزه اسکار شد. عجیب نیست که با این همه نبوغ و تاثیرگذاری جایزه اسکار آلفرد هیچکاک وجود ندارد؟ البته بسیاری از افراد تاثیرگذار و بزرگ برنده اسکار نشده اند و این گاهی ما را راجع به ماهیت این جایزه دچار شک میکند.
زندگی شخصی
در ۲ دسامبر ۱۹۲۶ با آلما رویل ازدواج کرد، آنها ماه عسل خود را در پاریس گذراندند و پس از آن برای زندگی به انگلستان رفتند. همسر آلفرد هیچکاک او که تنها چند ساعت پس از او به دنیا آمده بود نیز همچون مادر آلفرد، طرفدار مذهب کاتولیک بود.آلفرد زمانی که متوجه شد همسرش حامله است یک مزرعه به نام Grace Winter را خریداری کرد. تنها فرزند آنها پاتریشیا آلما هیچکاک در 7 جولای 1928 (16 تیر 1307) به دنیا آمد. آلما همسر هیچکاک، نزدیکترین دوست او بود. به طوری که چارلز چمپلین در این مورد میگوید:هیچکاک 4 دست داشت؛ دو تا از دستهایش متعلق به آلما بود.وقتی آلفرد هیچکاک جایزه دستاورد زندگی AFI را در سال 1979 دریافت کرد، در قدردانی از همسرش گفت:4 نفر که بیشترین محبت، تاثیر و تشویق را برای من داشتند. اولین نفر یک ویراستار فیلم است. دومین نفر یک فیلمنامه نویس است. سومین نفر مادر دخترم و چهارمین نفر یک آشپز خوب است که در آشپزخانه معجزه میکند و نام همه آنها آلما رویل است.
مرگ و پایان زندگی
آلفرد هیچکاک رازآلود بیش از 50 فیلم در شش دهه ساخت. یک سال پس از دریافت جایزه دستاورد زندگی در 29 آوریل سال 1980دار فانی را وداع گفت. او در رختخواب خود در حال که به آرامی خوابیده بود، دنیای زندگان را ترک کرد. گاهی مرگ این کارگردان بزرگ نیز ما را به تعجب وا میدارد. مرگی که به گفته خیلی از افراد آرام بود. اگرچه او در سالهای پایانی عمر خود از مشکلات قلبی، ریوی و کلیوی رنج میبرد و این مرگ دلایل خود را داشت. اما جملات آخر هیچکاک انسان را به فکر وا میدارد:هیچ کس از پایان خود خبر ندارد. او باید بمیرد تا بداند دقیقاً پس از مرگ چه اتفاقی خواهد افتاد، اگرچه کاتولیکها اعتقادهای خود را دارند.
یه نکته جالب درباره استاد وحشت سینما این بود که از تخم مرغ می ترسید و یه نکته دیگه هم اینه که در سال ۱۹۶۰ هیچکاک تمامی کتاب های فیلم روانی رو خرید تا کسی از پایانش خبردار نشه
یه تشکر ویژه از تو که این متن رو خوندی ، دمت گرم ، امیدوارم لذت هم برده باشی
