جنگ و جنون؛
چگونه آموختیم از رنج لذت ببریم؟
نگاه كوتاه و ميني ماليستيک به ١١ سال ديوانه وار با ديه گو "cholo " سيميونه در اتلتيكو مادريد به بهانه ديدار اتلتيكو مادريد و منچستر سيتي در مرحله يك چهارم نهاي ليگ قهرمانان
|
در بازي هاي چند روز گذشته با نزديكي دوره هاي پاياني اين فصل شاهد نبردهاي ديدني بوديم كه همه چيز داشت.
ديدار حماسي رئال مادريد برابر چلسي و اون پاس كلاسيك بيرون پاي مادريچ كه به همين سرعت به تاريخ پيوسته، تا دست دادن مردانه گارديولا با كلاپ در پايان ديدار هيجان انگيز سيتي و ليورپول كه باز هم به تساوي ٢-٢ كشيد. حذف بارسلونا از فرانكفورت با گل شگفت انگيز سانتوس بورِ. نخستين صعود لستر در تاريخ خود به مرحله نيمه نهايي در يك جام اروپايي/كنفرانس ليگ و پيروزي ٣-٠ وستهم در ليون و ورود به وادي نو.
و بالاخره، در اين بين شاهد ديدار حياتي ديدار اتلتيكو مادريد برابر سيتي بوديم. غول هاي اروپايي در محله يك چهارم نهايي براي صعود به نيمه نهايي ليگ قهرمانان. ولي انچه در ذهن ما بيادگار ماند، تصاوير شرم اور و ضرب و شتم پاياني بود. قابل حدس بود.. ميدونستيم اگر تيم سيميونه به انچه خواهان است دست نيابد چه بساطي خواهد شد. و شد.
راستش را بخواهيد با تماشاي ان جا نخوردم. اصلا.

اگر چه در اون لحظات و قطع تصاوير زنده بازي، غافل بوديم از اينكه جنجال و دعوا در تونل ادامه پيدا كرده است. استفان ساویچ مدافع سابق سيتي با كشيدن فودن، ضربه به پيشوني استرلینگ، گرفتن موهای گریلیش مجموعه خود را با تعقیب مرد ١٠٠ میلیون پوندی در تونل تكميل كرد. كار به حضور پليس كشيد و بطور حتم تصميمات و جرايم سخت يوفا. هيچيك از اين حوادث براي صعود به نيمه نهايي ليگ قهرمانان متعجبم نكرد. زمانيكه "رهبر اركستر" ديه گو "Cholo” سيمونه باشد، سمفوني ٩ بتهوون قدرتمند بنظر نمي رسد. راخمانينوف بايد پيانوي خود را خرد كند تا به گرد او برسد. هميشه با در اوج تابستان داغ و كوبنده در "چهار فصل ويوالدي" خواهيم بود.
با نگاه دقيق تر و دوباره در منابع لغات بيشتر و بيشتر به اين نتيجه رسيدم، cholo چه نام و لقب با مسمايي براي ديه گو سيمونه است. بد نيست نگاهي به منابع و لغت نامه هاي اينترنتي بياندازيد. از دوران بازيگري خود در اتلتيكو و ارژانتين، سيمونه تقريبا در تمامي شر و شورهاي فوتبالي حضوري دائمي داشته است. همين ديشب در ميان ارسال و دريافت پيام هاي كوتاه فوتبالي به دوستان، و چشم داشتن به هر دو بازي همزمان، به عادل خان فردوسي پور اشاره كردم؛
"بارديگر انلتيكو و بساط هميشگي، انگار باز هم يازده سيمونه در زمين حضور دارند"
سيميونه در دوران بازيگري نيز هافبكي جنگجو، پر جسارت و زيرك بود. از معروفترين ان ها در جام جهاني ١٩٩٨ رخ داد. واقعه سنت اتين و اخراج ديويد بكهام را در اون ديدار نفس گير و كلاسيك، خوب بياد داريم.

سيميونه یک بار سبک بازي خود را اینگونه توصیف کرد
"بازي با داشتن چاقویی ميان دندان"
حالا ديگر مي دانيم سيمونه نه تنها بازيگران بلكه با حركات و تكان هاي دائمي دست هاي خود، ايل هواداران حاضر در استاديوم هم اماده كارزار مي كند. اتمسفر مترو پوليتانو و تشويق و هياهوي تماشاگران در اين ديدار كه به نقطه جوش رسيده بودند حقيقتا تكان دهنده بود. نيازي به كنكاش و چك كردن فكت ها وجود ندارد. دور نمي رويم، ديدار اتلتيكو و پورتو را در دسامبر ٢٠٢١ بياد داريد؟؛ ديدار پر هرج و مرج در در پرتقال، درگيري ٤٢ نفره در نیمه دوم، تنش ها براي صعود و اخراج سه بازیکن.
بخش مهمي از سياست جنكجويانه لوكو و اتلتيكو تحت فشار قرار دادن داوران است. انصافا هميشه هم موفق هستند. داور همين ديدار، دنیل سيبرت همه جوره عنان و كنترل را از دست داده بود. دائما به اکثریت تصمیمات داور معترض هستند، دخالت و اعتراض ممتد به تصميمات مردان سوت به دست. از اين راه به كنترل غيرمستقيم داوران دست پيدا مي كنند. عدم كنترل داور بازي مساوي خواهد بود به انچه در پي ان هستند؛ برتري و سواستفاده بدون چونه.

شك نداريم سيميونه، اتلتيكو را به شايستگي در كنار مادريد و بارسلونا قرار داد. در اروپا هيچ مربي و تيمي نيست كه علاقمند رويارويي با اتلتيكوي سيميونه باشد. همه بزرگان اروپا دل خوشي از برخورد با سيميمونه اتلتيكو ندارند. اگاهند بايد با البسه رزم وارد گود شوند. سيميونه ١١ سال جنون اور با اتلتيكو داشته. عطش پیروزی، حرص سيري ناپذير، شخصيتي چون قله اتشفشان، جوشان سرازير مي شود و مي خواهد هر انچه هست و نيست را در برابر خود ذوب كند.
او در اولین فصل خود با اتلتيكو با گروهی متشکل از تیبو کورتوا، دیگو گودین، آردا توران، کوکه و رادامل فالکائو لیگ اروپا را بدست اورد و در عين حال كسب مقام معظم پنجمی در دوران اوج و پرافتخار لاليگا. در این روند و مسير با هت تریک فالکائو در سوپرکاپ اروپا چلسي را ٤-١ له كرد.
طي اين دوران ٢ قهرماني لاليگا بويژه در فصل ٢٠١٣-٢٠١٤ , ٢ اروپا ليگ و بسياري جوايز ديگر بدست اورد. ٢ حضور در فينال ليگ قهرمانان. كوهي انباشته از كارت هاب زرد و قرمز. و نزاع و برخوردهاي خونين. و و البته عنوان مربي سال اروپا در فصل ٢٠١٢-٢٠١١، در طي اين دوران هيچگاه حيران و مرعوب تيكي تاكي بارسلونا نشد و در مقابل پرافتخارترين تيم تاريخ اروپا، رقيب و همشهري خود، حتي در شكست باج نداد. عرض اندام كرد قلدري، شاخ و شونه كشيد و در برابر همسايه ايي كه هميشه تحقير ميشد، سينه جلو داد.

اتلتيكو در اسپانيا و اروپا مبدل شد به تيمي با شاخصه هاي خاص خود. دفاع مستحكم با ضد حمله هاي استثنايي، با نيش زهر دار و كاري، و دفاع با تمام وجود از تك گل ها و بردهاي يك بر صفري كه افتخار اميز بشمار مي امد. ایده کلیدی در دفاع اتلتيكو، سوق دادن حریفان به جناحين چپ و راست. تسلط و هجوم چند نفره در منطقه ايي كه توپ در گردش است، تصاحب توپ و يا مجبور کردن بازيكن مقابل به ارسال پاس رو به عقب. کاهش فضای تیم مقابل، ایجاد اختلال در روند سوخت و سوز تيم مقابل و کاهش تعداد حرکت حریف در زمین و در نتیجه خلل و اختلال در نقشه هاي كربي و تيم مخالف و خنثي كردن تهدیدات گل.
فراموش نكنيم در ميان همه جنگ و جدال ها و اشوب و بي نظمي، نظم چشمگيري وجود دارد و در اين راه همه تيم "جان" مي كند. خوره هاي فونبالي به خوبي بخاطر دارند؛ در جریان بازی نیمه نهایی لیگ اروپا ٢٠١٨-٢٠١٧ برابر آرسنال در ورزشگاه امارات، اتلتیکو بدون بازیکنان کلیدی خود دیگو کاستا، خوانفران، فیلیپه لوئیس و ویتولو به میدان رفت، در همون ١٠ دقيقه اول شیمه ورسالیکو اخراج شد. متعاقب ان کارت قرمز براي سیمئونه. علیرغم بازی با ده نفر، بدون سرمربی خود روی نیمکت، و حضور اکثر بازیکنان در پست های موقتي و عدم مالکیت توپ، انلتيكو نه شکل خود را از دست داد و نه آرامش خود را. و در نهایت تساوي ١–١ برای صعود به فینال کافی بود.

اما مهمترين نكته قابل اشاره و حائز اهميت تاثير بي چون چراي سيميونه بر روي بازيكنان است. شناخت شخصيت و كاراكتر، خزيدن زير پوستي و تحت انقياد در اوردن مغز و قلب يكايك ان هاست. دقت بيشتر به خريدهاي سيميونه در بازار نقل و انتقالات نشان مي دهد، او كيست و بدنبال چيست. معيار و ارزيابي و الهام او براي خريد بازيكن و حتي سرباز جديد اش خور، خود "سيميونه" است. با ويژگي هايي مشابه و غيرقابل تغيير، سخت و سخت گير. دنياي او از كودكي چنين بوده، اينگونه ياد گرفته. در دنياي او، هميشه گويي اخرت است و براي او و سربازانش، تنها شانس باقي مانده، فرقي هم نمي كند؛ اخرين تانگوي شكست باشد يا فتح و ظفر. هميشه غير قابل مهار در پيروزي و عاصي در شكست.
ديگه گودین مفصل در مورد سرمربی خود اوا سر داده:
"بازیکنان برای او خواهند مُرد. او این باور را به ما تزريق كرد که می توانیم با تیم های بزرگتر رقابت و برابري کنیم. اعتماد پاياپاي. همه تيم. تا پای جان با او هستیم و همچنین او با ما. و این در زمین ميارزه مشهود است. او راه رو به ما نشون داده و همه مسیری را که باید طی کنیم می دانیم. ما تا زمان مرگ با او می رویم." و "آردا توران" به زيباترين شكل ممكنه انچه را "نشايد گفتن" را بيان كرده است:
"سیمئونه به ما آموخت که از رنج هم لذت ببریم."

با "cholo " اينگونه به افتخار خواهيد رسيد. گارديولا و كلاپ، فرگوسن و ونگر، همه و همه با سازهاي خود سمفوني خود را ساخته اند. Take it or Leave it, دوست داشته باشيد يا خير اين راه و رسم و ايين اوست:
نبرد تا پاي جان با توپ يا مشت، با شوت يا لگد، تحقير را نپذيريد و تا نفس اخر ادامه دهيد، شكست را با فحاشي و ناسزا هموار كنيد. محروميت و جريمه را با دل بپذيريد. اين است راه و رسم ديه گو "cholo " سيميونه!
مطمئنم منبعد مثل من و خيلي هاي ديگه از اين هياهو و جنجال و كارزار و ضرب وشتم و دعوا و مشت و لگد متعجب نخواهيد شد. سيميونه تا ساليان سال اين اطراف خواهد بود و در هر جا كه باشد سربازان خود را گرد خواهد اورد و اينچنين اموزششان خواهد داد، اماده نبرد و جنگ تمام عيار به سبك و سياق هميشگي. در استراتژي لوكو وار او حرمت و احترام جايگاهي ندارد. نق نزنيم و دلخور نباشيم؛

"پدید آمد و شاد شد زان سپاه
که دریا و هامون بدیدند راه"
سرزمين هاي دور روزي فتح خواهد شد و صيد ماهي درشت و كميابي چون ليگ قهرمانان به تور خواهد افتاد. و همه چيز به واقعيت خواهد پيوست، با راه رسمي كه او مي خواهد؛ "جان دادن"
…
راستي معناي Cholo را جستجو كرديد؟؟؟