دروگبا در دقیقه 5 بازی چمپیونزلیگ در برابر مارسی و در ورزشگاه اسطوره ای ولودروم بود که وارد زندگیم شد. به سختی میتونستم سر جام بشینم وقتی اون غول عظیم شماره 11 موفق به گل زنی شد. طوری با اون گل خوشحالی کرد که انگار این آخرین گلش بود، جنونی به هوادارا دست داده بود، صداها کر کننده شده بود.
بین دو نیمه تو تونل پیداش کردم و بهش گفتم : «پول مورد نیاز برای خریدت رو ندارم، اما پسرعمویی چیزی تو ساحل عاج نداری که بتونه عین خودت بازی کنه؟ اون خندید، بغلم کرد و گفت : یک روز یه باشگاهی نصیبت میشه که توانایی خریدم رو داشته باشه.»
6 ماه بعد بود که با چلسی قرارداد امضا کردم. به باشگاه بسیار قدرتمندی رفته بودم که هر کسی دلش میخواست باهاشون کار کنه ، هر کسی میخواست بهش لینک بشه و هر کسی که میخواست براشون بازی کنه.
انتخاب های متفاوت و مختلفی داشتم، اما وقتی که رسیدم گفتم : «من دیدیه دروگبا رو میخوام». شک و تردید و سوالاتی در مورد این خرید توسط برخی افراد بالا گرفت : «چرا این؟ چرا اون یکی نه؟ مطمئنی که میتونه خودشو اینجا مطابقت بده؟ واقعا به اون اندازه خوب هست؟»
من گفتم : «من دیدیه دروگبا رو میخوام»
-خوزه مورینیو
🔗 @ChelseaCF