طرفداری- از هفته پنجم از مسابقات لیگ قهرمانان اروپا شاهد دیدار حساس رئال مادرید و پاری سن ژرمن بودیم. انگیزه دو تیم برای این دیدار متفاوت بود. شاگردان زیدان برای مطمئن شدن از صعود خود و شاگردان توخل برای صعود به عنوان صدرنشین گروه پا یه میدان گذاشتند که در پایان هر دو تیم به خواسته خود رسیدند. در این تحلیل تاکتیکی به بررسی تاکتیک های استفاده شده توسط رئال مادرید در مقابل پاری سن ژرمن و همچنین به بررسی استفاده زیدان از سلاح مرگبار پپ یعنی قرار گیری و جا به جایی بازیکنان خط حمله در هاف اسپیس ها می پردازیم.
ترکیب ها
هر دو تیم با چینش اولیه 3-3-4 وارد میدان شدند که پاریسی ها در هنگام دفاع به چینش 1-5-4 سوئیچ می کردند و ایکاردی در این چینش به عنوان تک مهاجم ایفای نقش می کرد و در طرف دیگر میدان نیز رئالی ها در هنگام دفاع به چینش 2-4-4 سوئیچ می کردند که مشابه چینش دفاعی آن ها در بازی رفت این دو تیم بود.
تیبو کورتوا به عنوان دروازه بان کار را آغاز کرد و خط دفاعی رئال به نسبت بازی قبل آن ها در لالیگا با یک تغییر یعنی مارسلو به جای مندی کار را آغاز کرد. در خط هافبک نیز شاهد یک تغییر یعنی تونی کروس به جای مودریچ بودیم و در خط حمله ایسکو به جای رودریگو کار را از سمت راست آغاز کرد و ادن هازارد نیز به مانند بازی قبل از سمت چپ و کریم بنزما به عنوان مهاجم نوک کار را از ابتدا آغاز کردند.
پرسینگ شدید رئال از جلو
می توان گفت که رئال مادرید با تاکتیک های خود پاریسی ها را خنثی کرد و یکی از موثرترین تاکتیک های مورد استفاده شده توسط مادریدی ها در این بازی پرسینگ شدید و نفر به نفر از محوطه جریمه حریف بود. فشاری که بازیکنان رئال برای بازپس گیری توپ می آوردند به قدری بود که تقریبا تعداد بازیکنان رئال در محوطه جریمه حریف با تعداد بازیکنان پاریس در محوطه خودشان برابر بود. همانطور که در تصاویر زیر مشاهده می کنید، رئالی ها با اعمال پرسینگ شدید امکان بازیسازی از عقب زمین از پاریسی ها میگرفتند و در اکثر مواقع مدافعان پاریس برای لو ندادن توپ مجبور به زدن به زیر توپ می شدند و با توجه به برتری هوایی رئال در بیشتر نقاط زمین موجب پیروزی آن ها در نبرد های هوایی و بازپس گیری دوباره توپ توسط آن ها می شد. بنابراین می توان گفت که یکی از دلایل مالکیت توپ بیشتر رئال مادرید نسبت به پاری سن ژرمن به خصوص در نیمه اول پرسینگ آن ها و قدرت بازپس گیری توپ توسط آن ها بود.
پوشش نفر به نفر و کاهش گزینه های دریافت پاس به حداقل ممکن توسط بازیکنان رئال مادرید
مجددا، اجرای این نوع پرسینگ توسط بازیکنان رئال مادرید
جا به جایی معکوس فولبک های رئال
می توان گفت تقریبا اکثر تاکتیک های مورد استفاده زیدان در این بازی مشابه تاکتیک های پپ در چند ماه گذشته است. یکی از این شباهت ها، جا به جایی معکوس فولبک ها نسبت به یکدیگر است. برای حفظ برتری عددی مدافعان در مقابل خط حمله پاری سن ژرمن(در بدترین حالت 3 در مقابل 3) هنگام جلو رفتن یکی از فولبک ها، دیگر فولبک در عقب زمین قرار می گرفت تا در کار های دفاعی تیمش و همچنین استحکام خط دفاعی ایفای نقش کند.
در تصاویر زیر، استفاده این تاکتیک توسط رئالی ها را مشاهده می کنیم. در بیشتر مواقع، مارسلو به حملات اضافه می شد و کارواخال در عقب زمین می ماند اما اگر کارواخال به جلو می رفت، مارسلو در عقب زمین قرار می گرفت که این کار هم موجب استحکام خط دفاعی رئالی ها می شد و همچنین با اضافه شدن یکی از فولبک ها به خط حمله و توانایی های فوقالعاده ای که فولبک های رئال در حملات دارند، موجب زهردار شدن خط حمله رئال مادرید می شد.
حضور مارسلو در حمله و عدم حضور کارواخال
مجددا، شرکت مارسلو در حملات و عقب قرار گرفتن کارواخال
این بار در حرکتی معکوس، مارسلو در حال بازگشت به عقب و کارواخال در حال اضافه شدن به حملات است.
اما شاید این سوال برای شما پیش بیاید که این تاکتیک چه ارتباطی به تفکرات گواردیولا دارد؟ این تاکتیک توسط پپ در برخی از بازی های حساس و بزرگ استفاده می شود و نمونه ای از آن را میتوانیم در بازی سیتی با آتالانتا مشاهده کنیم، جایی که کایل واکر و بنجامین مندی به عنوان فولکب های سیتی حرکات و انتقال های معکوسی نسبت به یکدیگر داشتند و همانطور که در تصویر زیر مشاهده می کنید، کایل واکر به حملات اضافه شده و در حال فرار به هاف اسپیس سمت راست است درحالی که مندی در عقب زمین مانده تا در کار های دفاعی مشارکت داشته باشد. سیتی از این تاکتیک نهایت استفاده را برد و در پایان بازی توانست با نتیجه 5-1 آتالانتا را درهم بکوبد.

نقش کلیدی هازارد در هاف اسپیس ها
همانطور که در بالاتر و در تیتر مطلب نیز گفتیم، تاکتیک های زیدان در این بازی مشابه تاکتیک های معروف پپ در چند ماه اخیر بود اما بیشترین شباهت تاکتیک های این دو مربی در این بازی، استفاده زیدان از هاف اسپیس ها بود.
زیدان برای استفاده از این نیم فضاها، برنامه های خاصی را اعمال کرده بود که در بیشتر این برنامه ها هازارد نقش کلیدی را ایفا می کرد. در چینش اولیه رئال، ما مشاهده کردیم که هازارد در سمت چپ و ایسکو در سمت راست قرار داشت اما این به معنای موقعیت ثابت این دو بازیکن نبود. هر دو بازیکن در طول بازی به طور مداوم در حال تغییر موقعیت خود بودند و هم درسمت راست و هم در سمت چپ حضور داشتند که این کار دو مزیت به همراه داشت:1)اول اینکه این کار موجب می شد تا مارک شدن این دو بازیکن برای مدافعان پاری سن ژرمن سخت شود چون مدام در حال تعویض مکان و حرکت بودند.2)دومین دلیل این است که به هر دو بازیکن این اجازه را می داد تا بتوانند در هاف اسپیس های هر دو سمت جایگیری کنند و اقدام به موقعیت سازی کنند.
در تصویر زیر حضور هازارد در هاف اسپیس سمت راست را مشاهده می کنیم که در بین وراتی و گیه جایگیری کرده است تا در صورت دریافت توپ به عمق بزند و ایجاد موقعیت کند.

حال در تصویر زیر، جایگیری ایسکو در هاف اسپیس سمت چپ را مشاهده می کنیم که در این صحنه با توجه به موقعیت مکانی خوبی که دارد توپ را از هازارد دریافت می کند و اقدام به موقعیت سازی می کند. در هر دو مثال ما تعویض موقعیت مکانی ایسکو و هازارد و جایگیری آن ها در هاف اسپیس های چپ و راست را مشاهده کردیم.

هاف اسپیس ها سلاح مرگبار پپ در برابر حریفان است به طوری که در فصل 2017-2018، 50% از پاس گل های بازیکنان سیتی از هاف اسپیس های چپ و راست برای مهاجمان این تیم ارسال شده بود. بنابراین می توان گفت که بیشترین استفاده از هاف اسپیس ها در چند سال اخیر توسط سیتی و زیر نظر گواردیولا صورت گرفته و این فضا به یک سلاح برای پپ تبدیل شده است.
اما استفاده مناسب از هاف اسپیس ها نیازمند پیش نیاز ها و برنامه های خاصی است تا بتوان نهایت استفاده را از این فضای حیاتی در فوتبال برد. زیدان برای استفاده از این فضا برنامه های خاصی را تدارک دیده بود که با هم به مرور آن ها می پردازیم:
1) تحرکات کریم بنزما
نقش کریم بنزما در دو گلی که در این بازی به ثمر رساند خلاصه نمی شود. برای استفاده از نیم فضاها نیاز به مهاجمی است که با تحرکات خود تمرکز دو مدافع میانی را مشغول کند تا نیم فضای مورد نیاز در بین فولبک و مدافع میانی حریف ایجاد شود تا وینگر ها یا بازیکنان خلاق در آن مکان جایگیری کنند. کریم بنزما این نقش را به بهترین شکل ممکن ایفا کرد و با تحرکات خود توانست فضای لازم را برای حرکت هم تیمی های خود فراهم آورد. یک نکته مهم در بهره بردن از نیم فضاها این است که مهاجم نوک همواره باید در مناطق مرکزی حرکت کند و به هیچ عنوان نباید در نیم فضاها جایگیری کند چون موجب می شود تیم فاقد مهاجم نوک شود همچنین با اشغال نیم فضا توسط مهاجم دیگر فضا برای حرکت وینگر به نیم فضا فراهم نمی شود و تیم در ایجاد موقعیت از این فضا به مشکل می خورد که کریم بنزما این نقش را نیز به بهترین شکل ممکن اجرا کرد و همانطور که در تصاویر بالا مشاهده می کنید، کریم بنزما همواره در حال حرکت در مناطق مرکزی است.
2)حضور فولبک ها
همانطور که بالاتر نیز گفتیم، حرکت فولبک های رئال نسبت به هم معکوس بود اما فولبکی که به جلو می رفت تقریبا به عنوان یک وینگر ایفای نقش می کرد و این کار به وینگر های رئال این فرصت را می داد تا کمی به مرکز متمایل شده و در هاف اسپیس ها جایگیری کنند. یکی از اصول مهم برای استفاده از نیم فضاها بالا بازی کردن فولبک ها می باشد تا وینگر ها بتوانند در فضای بین مهاجم مرکزی و فولبک اورلپ کرده قرار بگیرند به همین دلیل فولبک های سیتی در اغلب مواقع بالا بازی کرده و در حملات شرکت می کنند. به عنوان مثال در تصویر زیر که در بالاتر نیز آن را مشاهده کردید می بینیم که کارواخال به جلو آمده و این فرصت را به هازارد داده تا کمی به مرکز متمایل شود و در هاف اسپیس سمت راست قرار بگیرد.

3) نقش کلیدی هازارد
این اولین باری نیست که از هازارد در نیم فضاها استفاده می شود. او بارها در این فضا در چلسی قرار گرفته و موثر ظاهر شده است. یکی از پیش نیاز ها برای استفاده از هاف اسپیس ها داشتن وینگر های wide play maker است. این نوع وینگرها قابلیت بازیسازی برای دیگر بازیکنان را دارند و بازیکنی که در هاف اسپیس قرار می گیرد باید بتواند اقدام به موقعیت سازی کند که هازارد تمامی این ویژگی ها را دارد. برخی مواقع فولبک های رئال قادر به اورلپ کردن نبودند اما هازارد خلاء وجود آن ها را پر می کرد و خود با رفتن به کناره ها به عنوان وینگر فضا را برای ایسکو یا دیگر هافبک های رئال مانند والورده فراهم می کرد تا این بازیکنان بتوانند در نیم فضاها قرار گیرند. نمونه ای از این نقش هازارد را می توانیم در یکی از تصاویر بالا ببینیم، جایی که ایسکو در هاف اسپیس سمت چپ جایگیری کرده تا پاس هازارد را از کناره زمین دریافت کند. همچنین هازارد در هاف اسپیس ها نیز موثر واقع شد و در صورت دریافت توپ با دریبل ها و پاس های خود اقدام به موقعیت سازی می کرد و می توان گفت این مسابقه یکی از بهترین نمایش های ادن هازارد در پیراهن رئال مادرید بود.
هر 3 عاملی که در بالا گفته شد زمینه ساز اجرا و استفاده از هاف اسپیس ها توسط رئالی ها شد که یکی از موثرترین تاکتیک های آن ها در این بازی بود.
بالا بازی کردن خط دفاعی رئال
ضد حملات پاری سن ژرمن در این سال ها بلای جان بسیاری از تیم ها از جمله رئال هم شده است. در بازی رفت این دو تیم در مرحله گروهی، گل سوم پاریسی ها به رئال با یک ضد حمله برق آسا از میانه میدان به ثمر رسید. با توجه به بازیکنانی نظیر ایکاردی، ام باپه و دی ماریا استفاده از ضد حملات سریع برای پاری سن ژرمن منطقی به نظر می رسد اما زیدان برای ضد حملات آن ها نیز برنامه داشت.
با توجه به پرسینگ شدید و با نفرات بالای رئالی ها با حضور هافبک هایشان سبب ایجاد فضا در میانه میدان می شد. به دلیل اینکه بازیکنان پاریس برای از دست ندادن توپ زیر فشار رئالی ها به زیر توپ می زدند، اگر بازیکنی از پاریس در میانه میدان توپ را دریافت می کرد می توانستند با استفاده از قدرت خود در ضدحملات خطرساز ظاهر شوند. اما خط دفاعی رئال در این بازی بسیار بالا بازی کرد و همین عامل سبب شد هم فضای پشت خطوط پرسینگ رئال خالی نماند هم موجب جلوگیری از ضد حملات بازیکنان سرعتی پاریس شود. به دلیل نزدیک بودن خط دفاعی رئال به بازیکنان پاریس و برتری هوایی بازیکنان رئال به خط حمله پاریس زیدان توانست یکی از مهم ترین برنامه های توخل در فاز تهاجمی را خنثی کند.
در تصاویر زیر، هر آن چیزی که در بالا گفتیم را مشاهده می کنید:
حضور راموس و واران در میانه میدان
باز هم حضور خط دفاعی رئال در میانه میدان و دفع توپ ارسال شده توسط واران
نکته قابل توجه در تصویر بالا حضور مارسلو در جلو و ماندن کارواخال در عقب زمین است تا استحکام و برتری عددی رئال نسبت به خط حمله پاری سن ژرمن حفظ شود.
نتیجه گیری: با مشاهده بازی و با توجه به آمار بازی و همچنین با توجه به تاکتیک های استفاده شده توسط زیدان برای غلبه بر پاریسی ها می توانیم بگوییم به لحاظ تاکتیکی زیدان بر توخل پیروز شد. اگر مهاجمان رئال کمی دقت می کردند یا اگر ضربه گرت بیل در دقایق پایانی بازی به تیرک برخورد نمی کرد، رئال مادرید از لحاظ نتیجه نیز پیروز می شد. در پایان این بازی رئال مادرید با وجود شروع فاجعه بار خود در دو بازی ابتدایی توانست به مرحله بعد صعود کند و میهمان فرانسوی نیز با فرصت طلبی خود در این بازی توانست به عنوان صدرنشین به مرحله بعد صعود کند.
