سردبیر رسانه طرفداری گفتگویی را با حسین معتمد هاشمی، مجری برنامه ورزش ایران در رادیو ایران داشت.
به گزارش طرفداری، مهدی هژبری، سردبیر رسانه طرفداری گفتگویی با رادیو ایران داشت و در آن در خصوص وضعیت پرسپولیس صحبت کرد:
با آقای مهدی هژبری گفتگو می کنیم و ببینیم علت مشکلات پرسپولیس و تیمی که مدافع عنوان قهرمانی است، چیست.آقای هژبری سلام.
به نام خدا من هم سلام و ادب دارم خدمت شما و شنوندگان محترم برنامه.
این رفتار آقای گل محمدی شبیه به اولتیماتوم به وزیر قبلی ورزش، سلطانی فر بود بعد از دربی که گفته بود "اگر رسول پناه از هیات مدیره پرسپولیس کنار نرود، استعفا می دهم" گل محمدی به نظر دارد باز هم از همان اهرم استفاده می کند.
ببینید من معتقدم قبل از اینکه معلول را بررسی کنیم، علت را بررسی کنیم. یک مربی هیچوقت اگر شرایط برای ادامه کارش مهیا باشد چنین ریسکی نمی کند که یک هفته، سه روز یا پنج روز در تمرین تیمش حاضر نشود چون اینجا بیشترین آسیب به خود آقای گل محمدی زده می شود دو سال بعد سه سال بعد کسی به یادش نمی آید مثلا در فصلی که پرسپولیس قهرمان نشده، یک هفته یحیی گل محمدی سر تمرین تیمش نبوده. فقط می گویند تیمی که قهرمان بوده را ایشان نتوانسته قهرمان کند، این آسیب را خودش می بیند و احساس می کنم، هر چند رفتار یحیی گل محمدی را اصلا نمی پسندم ولی احساس می کنم متاسفانه ایشان را به نقطه ای رساندند که در این نقطه تصمیم به این رفتار گرفته البته همه آنرا نباید از چشم مدیریت جدید دید، مدیریت جدید تازه چند روز است سر کار آمده.
ولی قبول دارید از همان اول روز پرسپولیسی ها روی خوش نشان ندادند به حضور رضا درویش. این موضوع را قبول دارید؟
بله صددرصد متاسفانه ما رفتارهایمان در دایره فوتبال، غیرفوتبالی شده یعنی خودمان انتقاد می کنیم چرا غیرفوتبالی ها در فوتبال کار می کنند بعد خودمان وقتی می خواهیم تصمیمی بگیریم رفتارهایمان فوتبالی نیست و غیرفوتبالی است و رفتاری سر می زند که آسیبش به خودمان می رسد. شاید مشکل پرسپولیسی ها با شخص رضا درویش نباشد، مشکل اصلی شان این باشد چرا گزینه ای که مدنظرشان بوده انتخاب نشده و از این طریق فشار می آورند. مسئله ام یک قدم قبل از این ماجراست، ما چرا پرسپولیس یا استقلال را به این نقطه می رسانیم که چنین رفتاری از این مربی سر بزند. این تیم تا جایی که در جریان هستم بازیکنان پرسپولیس در اواسط نیم فصل اول قصد اعتصاب داشتند، گل محمدی به آنها گفته تا پایان نیم فصل صبر کنید خودم حامی شما هستم. پایان نیم فصل باز هم بازیکنان قصد اعتصاب داشتند دوباره به آنها گفتند این بازی جام حذفی و هفته شانزدهم را هم انجام دهید بعد مجددا من پیگیر کار شما هستم و الان به نقطه ای رسیده که احساس می کند باید به بازیکن ثابت کند اگر من قول دادم پای قولم می ایستم. من رفتار ایشان را تایید نمی کنم، من با هر نوع گروکشی مخالفم.
آقای هژبری انگار احساس می کنیم افرادی که در فوتبال هستند حالا بازیکن، مربی و مدیر دارند نقش هایی بازی می کنند که نقش خودشان نیست و وارد حیطه افراد دیگری می شوند، تصمیم گیری های کلان را انجام می دهند و اهرم فشار می شوند روی مدیر باشگاه، مربی تیم و بقیه، متاسفانه این موضوع برای تماشاگران هم وجود دارد خب این باشگاه خیلی پرطرفدار است در ایران و اسیا و جهان به نظر می رسد این مردم عاشق فوتبال و طرفداران پرسپولیس ممکن است خدایی نکرده مورد سو استفاده گروه و جناحی قرار بگیرند که منافعش تهدید می شود یا مثلا از گود مدیریت باشگاه خارج شده است.
دقیقا همینی است که شما می فرمایید، بارها این اتفاق افتاده و دقیقا سو استفاده است. اینجا سواستفاده ابزاری می شود از هوادار، یک چیزی را هم تعارف نداشته باشیم، راه این کار را هم مدیریت ناکارآمد به مربی یاد داده است. وقتی مدیریت جاهایی می آید از مربی و بازیکن کمک می گیرد و می گوید مصاحبه کن و اهرمی شو تا من به امتیازم برسم این راه را به مربی نشان می دهد تا در آینده آن هم از روشهایی برای اهرم فشار استفاده کند و بعد آنها هم می آیند از احساسات هواداران سو استفاده می کنند و با احساس آنها بازی می کنند. ببینید در این فوتبال مدیری که می آید به پرسپولیس یا استقلال هر کسی باشد حکمش را می گیرد، حقوقش را می گیرد، مزایایش را می گیرد، اعتبار و شهرتش را بدست می آورد، مربی ای که امروز پولش را بدهند چه یک سال بعد بالاخره پولش را می گیرد یا با زبان خوش یا شکایت، بازیکن پولش را می گیرد فقط این هوادار است که برای پرسپولیس و استقلال هزینه می کند و روا نیست ما اینجور با اعصاب هوادار بازی کنیم.
و هیچ نقشی هم در مدیریت کلان ندارند. مثلا در باشگاه های اروپایی هوادار اسم و رسمش مشخص است و می رود در مجمع انتخاباتی باشگاه رای می دهد اما در ایران هواداران نقشی در تصمیم گیری ندارند مگر اینکه گروهی به آنها خط بدهند روی سکوها مثلا علیه یا به سود کسی شعار بدهند.
دقیقا اینطور است، متاسفانه با هواداران بازی می شود در یک فوتبالی که هدفمند باشد هوادار باید نقش اصلی را بازی کند ولی اینجا می بینیم هوادار فقط زمانی به صحنه می آورندش که از آن استفاده و سواستفاده کنند، همین هوادار روزهایی بود که خواسته های به حقی از فوتبال داشته ولی آقایان توجهی به آن نداشته اند ولی امروز و روزهای دیگر به شکل های مختلف از آنها سو استفاده می شود.
و متاسفانه بعضی وقت ها حرمت ها هم شکسته می شود مثلا سر داستان استراماچونی حرمت جواد زرینچه شکسته شد و متاسفانه خیلی توهین به ایشان شد، در پرسپولیس هم مواردی از این دست وجود داشته است.
متاسفانه این هم همان موج سواری ای است که دوستان انجام می دهند، بله مثال خوبی زدید، جواد زرینچه رگ و ریشه استقلالی دارد و متعلق به این باشگاه است و می بینیم در آن ماجرا آسیب می بیند در حالی که اصلا مقصر نبوده است. بارها این اتفاق در پرسپولیس هم افتاده و بسیاری از چهره های سرشناس...
علی دایی مثلا یک بار سیلی خورد.
بله آسیب دیده اند در حالی که کمترین تقصیر را داشته اند من احساس می کنم نیاز به باز تعریف دارد روابط فوتبالی ما، یعنی مدیر در جای خودش قرار بگیرد، بازیکن و مربی همینطور حد و حدود مشخص باشد و از همه مهمتر یا ما معتقدیم این فوتبال مال هواداران است پس رفتارمان باید طوری باشد که هوادار را از فوتبال دلسرد نکنیم یا آسیب نزنیم به هوادار و از احساسش سو استفاده نکنیم یا این جمله را استفاده نکنیم و بگوییم فوتبال مال هوادار نیست، فوتبال مال ماست و این حق را داریم که از هوادار مثل ابزار استفاده کنیم و هرجا گیر کردیم هوادار را به عنوان پیاده نظام به صحنه بفرستیم هر جا هم لازم شد هوادار را کنار بگذاریم و راه خودمان را برویم. حداقل صادق باشیم و به مردم بگوییم تا در این چرخه بازی نخوردند و آسیب روحی نبینند. قرار بود فوتبال به ما یک لذتی بدهد در کنار زندگی مان باشد اوقات فراغتی باشد، قرار نبود فوتبال زندگی را برایمان سخت کند و بازدهی و راندمانمان در کار را پایین بیاورد و باعث شود دچار ضعف اعصاب و ناراحتی های روحی و جسمی هم شویم.
خیلی ممنون از شما.
فقط یک نکته را اضافه کنم امروز اتفاق خیلی بدی افتاد، من همیشه با این تجمع ها مخالف بوده ام چون اعتقاد دارم در هیجان نمی شود به خواسته رسید ولی اتفاق بدی افتاد، نام افرادی که به پرسپولیس آسیب های جدی زدند کنار آقای دادکان به عنوان فرشته نجات پرسپولیس مطرح شد، چرا انقدر حافظه ما ضعیف است، یکسری مدیران در پرسپولیس بودند و نابود کردند این تیم را، محرومیت های سنگین نصیب پرسپولیس شد از عملکرد این ها، چرا ما انقدر حافظه مان ضعیف است و فکر می کنیم اگر اینها دوباره بیایند می توانند فرشته نجات پرسپولیس باشند.
حالا اتفاقا این هم بحث آسیب های فوتبال ماست که فکر می کنیم آمدن افراد می تواند همه چیز را خوب کند. یعنی یک نفر بیاید بشود رئیس و این فرد بالقوه می تواند فرشته نجات باشد برای آن مجموعه حالا رئیس فدراسیون، باشگاه باشد در حالی که اینطور نیست و اگر ساختار وجود داشته باشد حتی یک مدیر متوسط هم می تواند در آن ساختار موفق باشد ولی وقتی همه چیز را فردگرایی نگاه کنیم این مسائل هم به وجود می آید.
امیدوارم به نقطه ای برسیم که یک ساختار خوب در فوتبال مان داشته باشیم تا هر مدیری که داخلش آمد طبق ساختار درست کار کند.
در واقع نظارت وجود داشته باشد از طرف مجمع باشگاه یا هیات رئیسه فدراسیون.
رویاهای قشنگی است، خدانگهدار.
سپس از مهدی هژبری عزیز.