رفتم زمین بازی کنم
بقیه بهم دیگه نگاه کردن گفتن: باز این اوسکوله اومد که
همشون خندیدن
گفتن به اندازه کافی ترمالت تو بازی قبل برامون بسه
برو وایسا تو اوت توپارو جمع کن
من ناراحت شدم گفتم تو زمین بازی همه چیز مشخص میشه
گفتن مگه تو رو راه میدن
گفتم شاید بدن
گفتن خب باشه راه بدن
گفتم شایدم ندن
رفتم وایسادم ی گوشه بازی شروع شد یکی از تیما ی گل خیلی بد خورد
سعید به گلرشون گفت: اوسموخ چرا لای پاتو باز گذاشتی توپ بره تو گل
اونم جواب داد من که هزار بار گفتم من بلد نیستم این پسر توپ جمع کنه عالیه اونو بذارید
ی توپ دیگه اومد همون دروازه بانه مصدوم شد
کمال گفت توپ جمع کن رو بیاریم دروازه کسی دیگه رو نداریم
گفتن نه بدون دروازه بان بازی کنیم از این بهتره
دوباره بازی استارت خورد خیلی زود گل دوم رو خوردن
به من گفتن بیا
ولی من تو دستشویی بودم هر چقدر هم زور میزدم چیزی نشد اومدم بیرون
همون لحظه علیهشون پنالتی گرفت داور
به من گفتن بیا دروازه شاید وسط زدن خورد بهت
رفتم وایسادم بازیکن پنالتی رو زد از گوشه ی دروازه کشیدم بیرون توپ رو همه متعجبانه نگاه کردن
من بی اهمیت سریعا توپ رو فرستادم جلو میگفتم حمله حمله حملهههه
۲ ۳ تا ضد حمله خوردیم تک به تک های ۱۰۰ درصد رو مهار کردم یکیشون تشویقم کرد
تو ی شروع مجدد دقیقا توپ رو فرستادم محوطه ی حریف عباس زد تو گل
ولی کسی عباس رو تشویق نکرد همه اسم منو صدا میزدن
من چند تا توپ برداشتم در حالی کا ژانگولر بازی میکردم همه شوت های حریف رو مهار میکردم
سر مدافعا داد میزدم چرا ویسادین احمقای بی مصرف
یهو با دایو بازیکن حریف (که پیرهن رونالدو پوشیده بود) ده نفره شدیم
به داور اعتراض کردم اومد کارت قرمز بده حتی بازیکنای حریفم ریختن سر داور نذاشتن گفتن ما بدون این بازی نمیکنیم به هممون روحیه میده
وقتی ده نفره شدیم یعنی بالای ۱۰ بار تک به تک شدن همرو سیو کردم
۲-۱ ولی هنوز عقب بودیم
آخرای بازی ی کاشته برای تیم حریف شد سانتر کردن ی ضربه سر زد مهاجمشون یعنی از طاق دروازه جوری توپ رو کشیدم بیرون که گفتن اگه مثل پنالدو تبلیغاتی بودی به عنوان بهترین مهار تاریخ این صحنه در تاریخ ثبت میشد
گفتم خفه شید بازیتونو کنید ۳۰ ثانیه بیشتر فرصت نداریم عقبیم
شروع کردن حمله پاسکاری های تک ضرب میکردن یکی سانتر کوتاهی کشید توپ رو زدن بیرون و کرنر
گفتن ما میترسیم خراب کنیم تو بیا سانتر بکش
گفتم تیم اینهمه هافبک داره احمقا خاک تو سرتون ی کرنر بلد نیستید بزنید
خودم رفتم پشت توپ گفتم همه بیان جلو
توپ رو سانتر کردم برگشت درگیری تو محوطه زیاد شد ی برخورد رخ داد و داور پنالت گرفت
گفتن بیا پشت توپ
من دیدم بیژن خیلی تو این بازی از بقیه فحش خورد و افسرده شده بود
گفتم بیژن تو بزن
بیژن زد به تیر خورد پریدم هوا ی استوپ کردم و گل
همه پریدن روم و تشویقم میکردن
بازیکنای حریف گفتن چه غلطی کردیم نذاشتیم داور اخراجش کنه
ولی یجا که بازیکنشون خورد زمین من دستشو گرفتم بلندم کردم
گفتن نه کارمون درست بوده پس
بازی رفت وقت اضافه یعنی تو وقت اضافه فک کنم حداقل ۲۰ تا مهار توپ رو داشتم
ی توپ رو قشنگ از رو خط کشیدم بیرون
بازی رفت پنالتی
همرو گرفتم موند آخری اینو خراب میکرد میبردیم
ی شاخ و شونه کشید گفت حالا میبینی گل میشه
گفتم گل میشه
افزودم: چون من پنالتی میزنم
اون گفت پس چرا من پشت توپم
من گفتم مهم اینه که من تو دروازم توپ باید بره تو دروازه تا گل بشه
گفت چرا به فکر خودم نرسید
گفتم آها ببخشید اشتباه کردم اره درسته من دروازه بانم تو پنالتی رو میزنی
گفت. چرا زودتر نگفتی
ضربه رو زد بیرون
من پریدم گفتم قبول نیست داور باید تکرار بده
باز زد بیرون به داور گفتم قبول نیست از خط اومد جلو تکرار بده
داور گفت: نه درست بود بازم
گفتم من میدونم یا تو من بازیکن همین تیمم
(میخواستم با مهار خودم ببریم)
ایندفعه زد گل شد!
بازیکنای ما همه خراب کردن و اونا گل کردن
رسید به جایی که حالا اگه پنالتی رو گل میکردن ما میباختیم
سعید بهم ی نگاهی کرد زیر لب گفت فقط اگه نبریم
من باز توپارو درآوردم ژانگولر بازی درمیاوردم گفتم خخخخخ اگه میتونی بزن تو گل
توپش خورد به تیر برگشت خورد به همون توپا که باهاش ژانگولر بازی میکردم رفت تو گل و اونا بازیو بردن!
یهو همه ریختن رو سرم انقدر کتک خوردم که هر وقت یادم میاد از ترس میرم زیر پتو