به جوانینه دل خیابانینو - پرستار بیمارستان - گفتم که نوزادی با نام استفانو که آرزوی من است را به جای پسرمان مخفیانه به همسرم قالب کند اما آن ابله آلفردو را به ما انداخت .
پدر آلفردو دی استفانو در برنامه ی ماه عسل / 2001
-
امروز ، زادروز مردیست که در میدان شهید مطهریِ میلان ، در میان خیل عظیمی از هواداران کصخل آ سید ایستاد و گفت انا مظلوم اسی ، هشتگ هارا متوقف کنید و از تیم حمایت کنید ، خایه های لعوناردو را رها کرده و به آغوش مالدینی پناه ببرید که صد البته چون رسم و عادت هر میلانی ، ندای حق نادیده گرفته شد و همه دست لبیک به کون رالف رانگنیکِ کون نشور دراز کردند ( خودم که از اول گفتم یا پیولی یا انحلال باشگاه ) . زادروز بشری که به او سجده نشد ، عطری که بوییده نشد ، کصی که توش زده نشد و کچلی که با وجود داشتن جانی سینز درون ، همه او را سیروس گرجستانی میپنداشتند .
آه ای استفانو ، تکرار غریبانه ی ترند شدن هایت در توییتر چگونه گذشت ؟
-
فلش بک به گذشته
در 20 اکتبر 1965 ، در روستای آندره ا آباد سفلی در جنوب شرقی پارما ، کودکی متولد شد کچل و بی مو و با ریش که هر 30 دقیقه کف دست ماما و پدر می رید . قابله که به دلیل گرانی و تورم شغل دوم پیشگویی را نیز برگزیده بود ، گفت که کون بچه را بشورند و به نزد او بیاورند . بعد از اتمام ماموریت غیرممکن ، قابله رو به جمعیت کرد و گفت : (( از کون و اتفاقات پیرامون کون او پیداست که به هر جا پا میگذارد می ریند اما سپس با اندکی تمیزکاری آنجا را تبدیل به گلستان می کند . ))
پدر او نیز از خبر عاقبت به خیری استفانو بسیار مسرور گشت و هفت روز و هفت شب جشن و سرور برگزار کرد که در نتیجه ورشکست شد و بگای سگ رفت .
،
استفانو در دوران خردسالی ، نونهالی ، نوجوانی و جوانی به دلیل ریدمان بالا و ماتحتی خستگی ناپذیر همیشه به عنوان وسیله ای برای مرغوب کردن چمن های ورزشگاه ها به کار می رفت ، به واسطه ی همین شغل کذایی او مدتی در باشگاه های معروفی همچون یوونتوس و پارما و هلاس ورونا و فیورنتینا به فعالیت کوددهی پرداخت . در کتاب خاطرات او که به نام نبرد من شناخته می شود ؛ مینویسد که یک روز وقتی محوطه ی جریمه ی دل آلپی را سیراب کردم ، از شدت خستگی به تیرک دروازه تکیه دادم همانجا نشستم . از کار خود خسته بودم و بسیار نا امید و افسرده به نظر می آمدم . مثل وقتی که از زنت درخواست میکنی و تو سردرد را بهانه میکنی . در همین حین مورچه ای را دیدم که دانه ای گرفته و از تیرک بالا می رود .شمردم و او 99 بار تلاش کرد و افتاد اما برای بار صدم نیز بلند شد اما باز هم کیر شد و افتاد . آواز دادم که ای مورچه ، بخاطر سبقت از پیکانی که پسر پنج ساله ی سوار آن فکر میکرد ماشین پدرش سریعترین ماشین دنیاست به این روز دچار شدی ؟ گفت کص مگو خواجه ، بخاطر این دچار شدم که در کودکی مادرم از من آب خواست ، تا آب بیاوردم خسبیده بود ، بالای سر او ایستادم تا که بیدار شود و به همان حالت خوابیدم و کاسه و اب با هم به رخسار مادر فرود آمد . چنین شد و چنان شدم . بعد از شنیدن حکایت مورچه با خود گفتم استفانو چه چیز تو کم است ؟ شعورت ؟ بله ! پس چرا مربیگری را امتحان نکنم ؟
و مربی سالرنیتانا شد . به همین سادگی ، به همین کص کلک طوری
-
زمان حال
میلان با کونی پاره و خونین در گوشه ی خیابان سری آ افتاده بود و جنوا در حال زدن تلمبه ی خلاص به پیکر بی جان آ سید بود که ناگهان کیر خود را قطع شده و به کون خود فرو دید ، آه ... ابر قهرمان کص خیس کن و دخترکش دوباره به خیابان ها برگشته بود ، با شنل خود و شرتی که به روی شلوار پوشیده شده بود و کیری نیمه شق !
میلان دست به سوی پیولی دراز کرد و لبخندی زد ، بالاخره درد و رنج تمام شده بود و زمستان رفته بود ، بهار فرا رسیده بود و کاربران طرفداری میتوانستند گنده گوزی کنند ، اما برداشتن ماسک پیولی از سر و 5 تلمبه ی پشت سر هم از گاسپرینیِ پشت ماسک آب سردی بود که بر پیکره ی آ سید ریخته شد .
بالاخره بعد از کصشرات زیاد و کصخل بازی هواداران در شهر و توییتر و هشتگ زدن ها و خودسوزی دانیال روشنی در سایت ، پیولی به رغم میل هواداران سرمربی شد . همه میگفتند او ریده است و میلان را بگا میدهد اما ...
همین هم شد . رید و به گا رفتیم .
منتها گویی پیولی در گذر زمان به مقام خالق برآمد و از روح خود در میلان دمید ، آ سید جانی تازه گرفته بود و می خندید ، هواداران راضی و خوشحال در سایتهای خبری -ورزشی گوه میخوردند ، کیر آ سید شق شده بود و حتی در دربی دو تلمبه به اینتر زد اما در نیمه ی دوم به او تجاوز شد تا متوجه شود که فعلا زمان گنده گوزیدن نیست و الا کون ترک میخورد . پس یوونتوس و رم و لاتزیو را انتخاب کرد و یکی یکی به کون همه گذاشت تا رکورد باورنکردنی بیست بازی بدون شکست را بر جای بگذارد . در این بین اما توسط ریوآوه و اسپال اندکی انگشت شد که مهم نیست و فاکتور میگیریم .
-
کچل محبوب دل ها ، امروز شمع های تولد 55 سالگی خود را فوت میکند ، تولد پیرمرد بی حاشیه مبارک ؛ هم چنین کیرش به بدخواهان کینگ رایدر تقدیم باد و خاک بر سر اینتر دیوانحححححححححححححححح