ابراهیمویچ با حضور در بارسلونا شکافی را که از رفتن اتوئو ایجاد شده بود ، در خط حمله بارسلونا پر کرد . ستاره سوئدی نمی توانست بهتر از این شروع کند : او در پنج مسابقه اولی که برای بارسلونا به میدان رفت گل زد . او همچنین گزینه های بسیار زیادی را برای گواردیولا فراهم کرد . پپ در یکی از اولین کنفرانس های مطبوعاتی اشاره کرد :(( او از نظر تاکتیکی خیلی خوبه ، از لحاظ بدنی هم در فرار کردن از مدافعان قویه ، و با مدافعان پشتی خیلی خوب بازی می کنه ، بنابراین دست ما رو باز می ذاره که در کنارش یه بازیکن دیگه هم داشته باشیم .))
نیم فصل اول خیلی بهتر از تصور بود اما در نیم فصل دوم ابراهیمویچ کمتر از حد انتظار ظاهر شد .این طور نشان می داد که نقش خود را در باشگاه درک نکرده و در زمین سردرگم بود و گاهی به قدری مبهوت بود که انگار مسی باید او را هم دریبل بزند .
مدتی بعد ، مخالفت هایی به وجود آمد که طی آن خلق و خوی سرسختش و همین طور نشانه های بیشتری از دشواری های پیش رو نشان داد. در رویارویی بارسلونا و مایورکا در لالیگا که چهار دو به نفع بارسلونا به پایان رسید ، داور به خاطر خطایی که روی ابراهیمویچ انجام شد ، یک ضربه پنالتی اعلام کرد (ابراهیمویچ بازی خیلی عالی از خود به نمایش گذاشته بود ولی پایش به گلزنی باز نشده بود ) که مسی پنالتی را به گل تبدیل کرد . واکنش عصبانی ابراهیمویچ همه را متحیر کرد . او سر پپ فریاد زد : (( اون پنالتی مال من بود !))مشابه این اتفاق بار ها تکرار شد .
قبل از بازی لیگ در مقابل رئال مادرید در نیوکمپ ، ابراهیمویچ از ناحیه ماهیچه آسیب دید و اسکن های پزشکی بهبودی او برای این مسابقه را بی نتیجه نشان می دادند. پپ نمیخواست ریسک کند. زلاتان مصرانه در پی اولین بازی خود در الکلاسیکو بود او دائم تکرار می کرد :((من برای این بازی حتما به آمادگی می رسم )) او خیلی عصبانی بود به طوری که یک روز که به اتاق مربی بدنسازی بارسلونا ، لورنزو بوئانوونتورا رفته بود سعی کرد گلویش رافشار دهد . ابراهیمویچ شایعه ای شنیده بود مبنی بر اینکه بوئناونتورا به بازیکنان گفته او برای این بازی آماده خواهد بود و پپ مخالفت کرده ، او فریاد می زد : (( منو عصبانی نکنید با من روراست باشید یا اینکه گلوی همتونو میبرم )) دست آخر او در ترکیب اصلی بازی نبود اما تعویض شد و گل برتری بازی را به ثمر رساند .
تیم در طول بازی ها به رساندن توپ به مسی ادامه داد و ابراهیمویچ نمی فهمید چه باید بکند . ادراک کلی این ستاره سوئدی به کتاب زندگی نامه او و رفتار آن زمان هایش برمیگشت (من زلاتان هستم) . او یک فرد خود پسند و مغرور بود که بویی از فروتنی نبرده بود . ابرای واقعی چهره ای نا مشخص داشت . قبل از کریسمس ابرا میخواست درباره ی نقشش صحبت کند . به همین دلیل پپ و تیکسی بگریستن را ملاقات کرد .به آن ها گفت : ((هم من و هم مسی یا پشتیبانی دیگران قطعا بهتر بازی می کنیم . اما احساس می کنم کسی دوست نداشته باشد به من کمک کند . ژاوی و اینیستا باید به من هم پاس دهند اما مثل اینکه اونا فقط مسی رو میبینن ... من که دو برابر اونم چطور منو نمی بینن))
پپ فکر می کرد می تواند با ژاوی و اینیستا صحبت کند و وضعیت را شرح دهد . با این حال این به این معنی بود که تیم را در مسیری قرار دهد که از ایده آلی که در ذهن خود تجسم کرده بود متفاوت است .
با تمام این حرف ها پپ سعی کرد هماهنگی و هارمونی زلاتان را در تیم حفظ کند .
بگریستن متوجه شد که بازیکن نا امید شده و بد تر اینکه این احساسش را به سایر بازیکنان منتقل می کند . او موضوع را صبح روز بعد به پپ گفت و پپ هم همان روز عصر زلاتان را برای ناهار دعوت کرد . مربی سعی کرد برای او توضیح دهد از او چه انتظاری دارد . تیم چقدر به او نیاز دارد و بر عکس . او از ابراهیمویچ خواست به تلاش خود ادامه دهد .
اما بازیکن سوئدی نمی توانست به این احساس سوبرداشت کمکی بکند . ناهار با مربی برای او کافی نبود . بنابراین بعد از کریسمس تغییراتی صورت گرفت و پپ متوجه آن شد . ابراهیمویچ خیلی سعی می کرد فروتن و مسئول به نظر برسد و خیلی شبیه بچه مدرسه ای ها باشد (واژه ای ترحم آمیزکه برای شاگردان وفادار پپ که در آکادمی رشد کرده اند به کار می برد .) اطرافیان نزدیک پپ به او هشدار می دادند که : (( این زلاتان نیست ، اون داره وانمود می کنه ، باید منتظر باشی تا ببینی .))
درست بود این خودش نبود . درطی تعطیلات کریسمس همانطور که در زندگینامه خود اعتراف کرده بود ، افسرده شده بود . تا جایی که در فکر کنار گذاشتن فوتبال بود چون به خاطر فقدان درک مشترک میان خود و مربی گیج و سردرگم شده بود . بعد از تعطیلات ، خودبینی و شدت درونیات بازیکن شروع به غلیان کرد .
سال جدید شروع خوبی نداشت . ابراهیمویچ با سوختگی روی صورتش برگشت . باشگاه متوجه شد که سرمای شدید و استفاده از اتوموبیل برفی بدون حفاظ امنیتی لازم موجب این صدمه شده است . به خاطر چندین فقره نقض قوانین باشگاه برایش جریمه ای در نظر گرفت . سرانجام در فوریه وقتی پپ مسی را از گوش به مرکز خط حمله منتقل کرد ، همه چیز تغییر کرد . ابراهیویچ تصور می کرد که گواردیولا درخواست مشابهی از او خواهد داشت همانطور که فصل قبل از اتوئو خواسته بود اما او اتوئو نبود .
این مهاجم بارسا بدگمان شده بود که شاید این مسی بود که دلش نمی خواست او ستاره تیم باشد و اینکه شاید آرژانتینی ریز نقش به پپ شکایت کرده بود . بر طبق گفته های ابراهیمویچ همان زمانی که تیم در راه بازگشت از یک بازی بود ، مسی پیامی برای پپ میفرستد که اگر ابراهیمویچ احساس کند که اورا آزار می دهید یا علیه او هستید ،او هرگز شما را نمی بخشد و این کار شما را فراموش نمی کند .
حقیقت این بود که هیچ کس نمی خواست حرف ابراهیمویچ را گوش دهد چون تیم در مسیر دیگری در حال حرکت بود و این در حالی بود که بازیکنان میگفتند :(( فراری ای که بارسلونا خریده بود شبیه فیات راه میره )) این حقیقت دیگر پوشیده نبود که ابراهیمویچ بسیاری از دستورات مربی در تمرینات را نادیده می گیرد.
صبر پپ کم کم لبریز شد تا جایی که ...
"پپ گواردیولا ، پیروزی به عبارتی دیکر نوشته گیم بالاگه "