Mamad ..آره :)
يادم مياد 10 سالهبودم
يه پسره اومده بود محل ما
گفتم اين گنده ميگوزه بايد حساب كار دستش بياد :)))
خلاصه يه روز ك با بچه ها فوتبال بازي ميكرديم بهم گفت ميشه منم بيام
من گفتم نه كوني(كوني رو نگفتم البته!!!) گفت منم پس بازي شما رو خراب ميكنم
منم با توپ محكم زدم تو صورتش
بنده خدا صورتش قرمز شد با گريه رفت خونه
بعد دو روز رفتم ك از دلش در بيارم
گفت اشكال نداره بالاخره ما با هم دوستيم
و اونجا بود كه پشم هاي نداشته ام ريخت :))))
الان هم بهترين دوستمه
10 ساله رو دستش كسي نمياد :))))