اختصاصی طرفداری- بازی شب دوم لیگ اروپا برای میلان از نظرهای زیادی اهمیت داشت، اول اینکه آن ها بازی قبلی خود در سری آ برابر ساسولو را با پیروزی پرگل به پایان رساندند و با روحیه و آمادگی مناسب وارد این بازی می شدند، و دوم اینکه دیدار برابر نماینده یونان یک محک جدی برای ادامه فصل بود، چه از نظر نوار پیروزی ها (که به آن نیاز جدی دارند) و چه به لحاظ پختگی کادر فنی که این روزها آماج انتقادات فراوان است. پیروزی برابر المپیاکوس برای ایتالیایی ها نه تنها به تداوم روحیه پیروزی طلبی آنها اضافه می کرد بلکه حتی صدرنشینی گروه در لیگ اروپا را نیز برای آن ها به ارمغان می آورد. میلان از حیث نتایج در سری آ شاید بد کار نکرده باشد، اما عملکرد آن ها به هیچ عنوان قابل قبول نبوده است. روسونری در اولین بازی خود در سری آ مقابل ناپولی بازی برده را در نهایت واگذار کرد تا این تنها باخت آن ها در رقابت داخلی باشد. غول های ایتالیایی در پنج بازی دیگر خود صاحب دو پیروزی برابر رم (2-1) و ساسولو (4-1)، و سه تساوی برابر کالیاری (1-1)، آتالانتا (2-2) و امپولی (1-1) شده اند. آن ها یک بازی عقب افتاده نیز برابر جنوا دارند، با این حال میلان با 9 امتیاز از شش بازی در جایگاه یازدهم جدول سری آ قرار دارد. در روز اول لیگ اروپا نیز میلانی ها با یک گل دودلانژ نماینده لوکزامبورگ را در زمین خودش شکست داده بودند. روسونری در بازی آینده خود به مصاف کیه وو خواهد رفت و سپس باید در دربی دلامدونینا مهمان اینتر باشد. آن ها پس از دربی نیز در سومین بازی لیگ اروپا در سن سیرو میزبان رئال بتیس خواهند بود.
دیدار میلان با المپیاکوس به میزبانی سن سیرو در حالی آغاز شد که سکوهای خالی در نیمی از ورزشگاه کاملا به چشم می آمد اما میلانی ها در همان ابتدای کار نتیجه را به سود خود رقم زدند که داور گل آن ها را آفساید اعلام کرد. همین کافی بود تا یونانی ها به خود بیایند و با ضربه سر گوئررو مهاجم خود از میزبان پیشی بگیرند. روسونری اما در نیمه دوم با انجام یک بازی کاملا متفاوت نسبت به نیمه اول، موفق شد با دوگل پاتریک کوترونه و تک گل هیگواین نتیجه را به نفع به پایان برساند. کاملا به جاست اگر برای عملکرد ایتالیایی ها در این دیدار، از عبارت "یک رو سکته و دیگری سکه" استفاده کنیم. آن چه در ادامه می خوانید نگاهی گذرا و کوتاه به دلایل انتخاب این عنوان برای این دیدار است.
1. آرایش تیمی 433 × 4231
در نگاه اول شاید برتری نفر به نفر به سود میلان باشد اما یونانی ها با حساب و کتاب تمام وارد این بازی شدند. هدف پدرو مارتینز در قدم اول برتری عددی در میانه میدان، و در قدم بعدی از کار انداختن هافبک های میلان بود که در نیمه اول به خوبی اجرا شد. تعدد نفرات المپیاکوس در میانه میدان باعث شد منافذ موجود برای بازی سازی ایتالیایی ها کاملا مسدود بماند و ارتباط میان خطوط آن ها قطع شود.

بدترین گاف میلان در این بازی که قطعا گتوزو مقصر اصلی آن است عدم وجود یک هافبک بازیساز تهاجمی در آرایش ابتدایی بود. در مورد ارزش حضور بیلیا می توان دلایل مختلفی ذکر کرد و پس از آن وی را الماس پنهان میلان نامید. بازی و عملکرد بیلیا به هیچ عنوان به چشم نمی آید اما ملی پوش آرژانتینی قلب تپنده میلان است. او ریتم بازی میلان را کنترل می کند و می داند چگونه و چه زمان به بازی میلان عمق و یا عرض بدهد. نکته مثبت دیگر در مورد بیلیا دقت پاس او و بازی تاخیرانه اش در حملات تیم حریف است. به این ها هوش هجومی را نیز اضافه کنید. اما لوکاس به تنهایی و یا حتی با کمک بوناونتورا نمی تواند دقیقا همان کاری را انجام دهد که یک هافبک بازیساز مثل چالهان اوعلو در بازی اجرا می کند. میلان تنها برنامه اش ضد حمله بود. نیمه اول دیدار برابر المپیاکوس داغ ننگ جای خالی یک طراح و بازیساز در ترکیب را روی پیشانی روسونری حک کرد.
2. نگرش و تاکتیک
میلان با نگرش ضد حمله وارد سن سیرو شد! همین یک جمله برای تحلیل عملکرد فاجعه بار آن ها در نیمه اول کافی است. روسونری در زمین خود و آن هم در حالی که برای صدرنشینی شدیدا به پیروزی نیاز داشت چشم به ضد حملات دوخته بود و آرایش نفرات آنان نیز به همین شکل بود. حضور کاستیخو در جناح چپ از ابتدای بازی مشکوک به نظر می رسید. پاس های بلند پپه رینا برای کاستیخو را به یاد آورید. گتوزو تیمش را با نگرش ضدحمله وارد بازی ای کرد که در زمین خودی برگزار می شد. در سوی مقابل پدرو مارتینز به خوبی بازیکنانش را توجیه کرده بود: "حفظ مالکیت توپ، بازی سازی با حوصله و همه جانبه، و ضدحمله های منطقه ای با شرکت حداکثری نفرات تیم." یونانی ها در نیمه اول، ابتدا با صبر و حوصله ضدحمله ها و بازیسازی های میلانی ها را خنثی کرده و سپس رو به ضد حمله هایی آوردند که با حداکثر نفرات ممکن پایه ریزی می شد. آن ها روی یک حرکت مشابه در نیمه اول به تک گل خود رسیدند. گل در حالی به ثمر رسید که یک سانتر از جناح راست میلان برای مهاجم المپیاکوس و وی توانست در حضور شش بازیکن آزادانه ضربه سر زیبای خود را وارد دروازه رینا کند.

3. پرس منفعاله میلان در برابر پرس سنگین یونانی ها
بزرگ ترین اشتباه ایتالیایی ها در نیمه اول نحوه پرس کردن آن ها بود. بدون شک گتوزو به منظور ذخیره انرژی بازیکنان تیمش از آن ها خواسته بود پرسی سبک را به اجرا بگذارند. بازیکنان میلان در نیمه اول با فاصله بیشتری نسبت به بازیکنان المپیاکوس بازی می کردند که این امر به آن ها اجازه حفظ توپ، پاسکاری کوتاه و سریع، و بازیسازی آزادانه را می داد. دفاع میلان نیز کاملا جلو کشیده تر بازی می کرد که این نکته نیز زمینه را برای پاس های بلند پشت دفاع فراهم کرد که در چند موقعیت پپه رینا مجبور شد خروج های خطرناکی از دروازه داشته باشد.
4. بازی ضعیف چند بازیکن کلیدی میلان
با وجود اینکه ریکاردو رودریگز یک پاس گل فراهم کرد و نمره نسبتا خوب 6.5 گرفت، اما وی همچنان عملکرد ضعیفی به جای می گذارد. پاس های اشتباه متعدد و جایگیری های بیهوده او در این بازی بارها ریتم روسونری را دچار لرزش های مشهود کرد. ملی پوش سوئیسی مانند اسب تازه نفسی است که بدون خستگی می دود اما هیچ برنامه و مقصدی برای دویدن ندارد! کریستین زاپاتا فاجعه دیگر میلان در خط دفاع بود. نکته اول حفظ توپ های بی حد و نابجا و ارسال پاس های ریسکی بود. وظیفه بازیسازی در خط دفاع میلان به زاپاتا سپرده شده بود که ملی پوش کلمبیایی در چند مورد بسیار ضعیف عمل کرد. وی مقصر شماره یک روی گل دریافتی بود به صورتی که حتی فرصت نکرد برای دفع خطر و یا متوقف کردن گوئررو تلاش کند. از باکایوکو نباید غافل شد. انتقال قرضی و پر سر و صدای او به سن سیرو کم کم رنگ حقیقت به خود می گیرد. هافبک فرانسوی میلان حتی نمی توانست به اندازه نیمی از فرانک کسیه موثر باشد. وی از فیزیک و قدرت بدنی مناسبی برخوردار است اما در انجام وظایف محوله بسیار ضعیف عمل می کند. او در چند مورد برای برگشتن و اضافه شدن در کارهای دفاعی تعلل کرد و هیچ گونه پرس موثری انجام نمی داد.

5-نیمه مربیان: کیش گتوزو، مارتینز را مات کرد.
در نیمه دوم ورق کاملا برگشت. همیشه شهامت جزیی انکار نشدنی از شخصیت گتوزو بوده است. سرمربی میلان با سری بالا اشتباهش را گردن گرفت و در حالی که تقریبا ده دقیقه از نیمه دوم گذشته بود دست به دو تعویض مثبت زد. بوناونتورا و کاستیخو جای خود را به دو بازیکنی دادند که قرار بود در ادامه بازی گتوزو را سربلند کنند و برای مدتی سایه کنته را با تیر بزنند. ورود کوترونه و چالهان اوعلو همه چیز را عوض کرد. ستاره جوان این روزهای میلان دو گل به ثمر رساند تا لذت پیروزی در سن سیرو را به میلانی ها هدیه دهد و هواداران را امیدوار به حضور یک شوچنکوی جدید کند. ماجرا در مورد چالهان اوعلو نیز خیلی متفاوت با پاتریک نبود. هاکان همان قطعه گمشده پازل تاکتیکی میلان بود که به تیم گتوزو موهبت های فراوان بخشید. میلان توانست از نظر تاکتیکی بین آرایش های 442 و 424 و حتی 4213 تغییر های مقطعی داشته باشد. شماره ده میلان در این بازی دو پاس گل برای هیگواین و کوترونه فراهم کرد تا ارزش سبک خود را بیش از پیش به رخ بکشد. روسونری بازی برابر المپیاکوس را به لطف شهامت گتوزو و هنرنمایی ستاره های خود با پیروزی پشت سر گذاشت تا صدرنشین گروه خود در لیگ اروپا شود.


تاثیرات دیدار برابر یونانی ها به بازی برابر کیه وو نیز کشید و میلان از ابتدا با حضور چالهان اوعلو به میدان رفت. حضور وی این امکان را به گتوزو داد تا تیم را به نوعی با آرایش درخت کریسمس وارد بازی کند. تبدیل کردن سوسو به یک وینگر بازیساز این امکان را فراهم کرد که ملی پوش اسپانیایی در پاس گل هت تریک کند. وی دو پاس گل برای هیگواین و یک پاس گل نیز برای بوناونتورا ارسال کرد. روسونری یک پیروزی ارزشمند دیگر به اندوخته های خود اضافه نمود. میلان در حال حاضر با یک بازی کمتر برابر جنوا با 12 امتیاز در مکان دهم جدول است و جنوای هم امتیاز را در رده یازدهم می بیند. ارزش کار گتوزو و این سه امتیاز به گونه ای است که میلان در صورت پیروزی بر مکان چهارم سری آ تکیه خواهد زد، با یک امتیاز کمتر نسبت به اینترمیلان. رویای گتوزو برای بازگرداندن شکوه به میلان چینی نیست، بلکه یک شغل ایتالیایی سخت است که بوی هاتداگ آمریکایی می دهد؛ و چه کسی قُلدُرتر از گتوزو!؟ ایستگاه بعدی اما، دربی دلامدونینا خواهد بود، جهنم سبزی که میزبان جنگ بزرگی بین افعی ها و غول های ایتالیایی است، مبارزه ای شش امتیازی برای رستگاری.
ارسالی کاربر طرفداری، مجتبی فضایلی
خلاصه بازی