Becks 7حسین غفوری ////بلا روزگاری شده این عاشقیَت ما. مدام از بازیکنان رِند پس زدن و از ما پیش کشیدن. از آنها ناز و از ما نیاز. از آنها غمزه و از ما لطف بیاندازه. دربی را به همین تمرین نکردن باختند، اما بازی بعدی بیشتر رفتیم. بجای تشکر و امتنان طعنهمان زدند که «اگر انتقاد کنید فردای قهرمانی حق ندارید خوشحالی کنید!» یاللعجب که حق هواداری ما را یک جوانک ۲۳ساله تعیین میکند که هماندازه سنش هواداری و خاطرخواهی کردهایم پای این تیم.
در آسیا با بیخیالی و سبکسری تیم را به ورطۀ حذف کشاندند. بهجای طلب معذرت و مغفرت اما «هیس» نشانمان دادند. هرچه جسورتر شدند ما رحیمتر بودیم. در آیتمهای طنز سرمربی و موسپید تیم را ریشخند کردند، با بزرگواری بخشیدیمشان. باند و دسته راه انداختند اول «ک.م.ا» بودند بعد «م.ا.ط.م» شدند تا باعث ماتم شدند.
سال قبل هم کم عاشقی نکردیم. بازی آخر که در ایستگاه «راهآهن» جام جاماند. میتوانستیم تمام گل نزدنهایشان را بر سرشان هوار بزنیم، تمام جاماندنها، گافها، گل به خودیها... اما هوادار نجیب و صبور نه تنها صندلی از جا نکند که خودش از جا کنده شد و تمام قد ایستاد به احترام. چون هادی نویدمان داده بود که کوچهی ما هم عروسی میشود که «اگه اما مدعی قهرمانی نیمی من فوتبال المه کنار» هادی فوتبال را کنار گذاشت اما عروسی به کوچهی ما هم آمد. چه سود که کاممان را تلخ کردند. صد رحمت به حلوای عزا. نگذاشتند این جشن موعود، میلادِ این طفل نُه سالمراد به چشممان بیاید.
همان شب به بهانهی قهرهانی، هزاران هانی را پریشان کردند. از فردایش هم نگذاشتند آبِ خوش از گلویمان پایین برود. حالا هم که طلبکار شدند. تمرین نمیکنند تازه برایمان شاخ و شانه هم میکشند. در کشتی ما نشستهاند و با ناخدایمان سرِ جنگ دارند. آش علی را میخورند و پشت سر معاویه نماز میخوانند. بیانیه پشت بیانیه، منت پشت منت. لاف سلیمانی میزنند و نمیدانند خاتم لعل پرسپولیس قیمتیشان کرده است. ورنه کو هرکه از این قافله دور افتاد؟ کجاست پیام و عالیشاه و احمد و محمد؟ پرسپولیس ضرر کرد یا آنها؟
شما هم بسلامت! هوادار از این «پستی» و بلندیها بسیار دیده. این نیز بگذرد. هم رونقِ زمانِ شما نیز بگذرد. این عوعوی سگانِ شما نیز بگذرد