سلام، یه بیوگرافی مختصر از خودم.
از وقتی یادمه خونهی ما همش حرف از فوتبال بود و یکی از دلخوشیای زندگیم داشتن همچین خانواده ایه.پدرم طرفدار بایرن مونیخ و آلمان،برادر بزرگم بارسا و برزیل،برادر دومم بایرن مونیخ و آلمان،برادر سومم یوونتوس و ایتالیا،خودم(چهارمی) لیورپول و فرانسه، برادر پنجم و آخری اینتر و آرژانتین.
میدونم مهم نیست اما میخوام بگم کی و چرا طرفدار فرانسه و لیورپول شدم
جام جهانی ۱۹۹۸
اولین بازی فوتبالی که یادمه دیدم بازی ایران-استرالیا بود
شیش سالم بود و اوج هیجان و استرس تو خونمون حاکم بود بعد از صعود تاریخی ایران به جام جهانی ۹۸ فرانسه به بابام گفتم منم میخوام مثه شما فوتبالی شم و تیممو انتخاب کنم، دو تا آلبوم عکس فوتبالی داشتیم که بابام جمع آوریش کرده بود یکیش عکسای ملی یکیش باشگاهی، اون موقع مم اصن تو فاز تیمای باشگاهی نبودم و فکر میکردم فوتبال همین ملیه
بچه ها نمیخوام اغراق کنم و نمیگم بابام دانش فوتبالی زنده یاد حمیدرضا صدر رو داره ولی همونقدر عاشق فوتبال بوده و هست.همیشه راجبه جام جهانی های گذشته واسمون تعریف میکرد، دو تا کتاب هم داشت و هنوزم داریم که دو جلده و تاریخچه جام جهانیا رو با جزئیات کامل نوشته. دور هم جمع شدیم بابام آلبومو ورق میزد، تیما رو با تاریخچه و قهرمانیاشون معرفی میکرد.خودش بهم آلمانو پیشنهاد داد ولی از بچگی اینطوری بودم که خودم باید تیممو انتخاب کنم.برزیل،آلمان و ایتالیا تیمای مورد علاقهی اعضای خانوادم بود و من هیشکدومو نخواستم. اون شب تموم شد و من بدون تیم بودم، بابام بهم گفت صبر کن تا جام جهانی شروع بشه شاید تونستی تیمتو انتخاب کنی.اسباب کشی کردیم و رفتیم یکی از محله های خوب شهرمون که بابام خونه خریده بود و یه حال اضافه هم بهمون داد و یه تلویزیون جدید واسه جام جهانی گرفته بود. بازی ها شروع شدند و من اولین بار بود که تو جمع خانواده با شور زیاد و جدیت بازیا رو نگاه میکردم.کسایی که ۹۸ رو یادشونه میدونن یکی از خفن ترین جاما بود.پر از تیمای جذاب و کیتای عالی
بازی فرانسه و آفریقای جنوبی بود، وقتی پرچم و کیت فرانسه رو دیدم یه جرقه تو ذهنم خورد،بازی که تموم شد به بابام گفتم من میخوام فرانسه باشم، داداشام همه با مسخره بهم گفتن ماشالا چه تیم پر افتخاری، پسر خوب تیم از این بهتر نبود؟ ما اولین باره فرانسه رو تو جام جهانی میبینیم،بابام گفت دو بازی دیگه هم داره تو گروهی اونارم ببین بعد تصمیم آخرتو بگیر. بازی با عربستان عشق میکردم از این تیم، همه جوره.باتز دسایی،تورام،دشان،زیدان،پتی و لباس جذابش،بازی آخر با دانمارک دیگه با اطمینان تیممو انتخاب کردم. تو هشت تیم با داداش سومم کلکل داشتم و بعد از پنالتی و حذف ایتالیا رو ابرا بودم،و در نهایت بازی فینال، قبل بازی داداش بزرگم(فن برزیل) با نگاه بالا به پایین بهم فهموند که هیچ جوره امکان نداره فرانسه این بازیو ببره و تا اینجام بخاطره میزبانی بالا اومده،بعد اون سه هیچ معروف دیگه خدا رو بنده نبودم، با لجبازی بچه گونم همه رو مسخره میکردم و اگه بابام نبود از همشون کتک خورده بودم.من حتی به بزرگی فرانسه فکر نکردم اون موقع اصن نمیدونستم بزرگی و ریشه چی هست ولی فوتبال همینه.
اگه حوصله داری داستان لیورپولی شدنمو هم بخون
همونطور که گفتم من اصن تو فاز تیمای باشگاهی نبودم و اصن نمیدونستم چی به چیه، دروغ چرا عقلم قد نمیداد فکر میکردم اینا مهم نیستن و براشون وقت نمیذاشتم،بعضی بازیای مهمو با خانواده میدیدم مثه فینال یونایتد بایرن مونیخ۹۹.بابام و سه تا داداش بزرگم واقعا خورهی فوتبال بودن و تقریبا بجز بازیای تیم مورد علاقشون اکثر بازیا و لیگای معتبر رو دنبال میکردن
فینال FA CUP2001
داداش سومم که طرفدار یوونتوسه بخاطر تیری هانری و فوتبال قشنگی که آرسنال ونگر بازی میکرد یه مقدار از آرسنال خوشش میومد.با همین داداشم پای تلویزیون بودیم شبکه ۳ نمیدونم مستند بود یا چی داشت یه برنامه راجبه لیورپول پخش میکرد،مثلا جرارد توی استودیو با کت شلوار نشسته بود و پشت دوربین ازش سوال میپرسیدن و کات میخورد میرفت رو بازیای لیورپول..جرارد،کرگر و هوپیا رو یادمه که حرف میزدن.در این حین داداشم بهم میگفت که لیگ انگلیس سه تا تیم خوب داره، یونایتد،آرسنال و لیورپول. که الان یونایتد قوی ترین و بعدش آرسناله. بعد اون برنامه فینال اف ای کاپ شروع شد، منم واسه اولین بار عقلم رسید که تیمای باشگاهی رو هم نگاه کنم
کسایی که اون بازیو یادشونه میدونن که آرسنال واقعا بهتر بود اون بازی. اما یه بازیکن توجه منو خیلی جلب کرده بود، مایکل اوون(خائن). هیبت امیل هسکی و هوپیا هم تاثیرگذار بود. آرسنال با گل لیونبرگ جلو افتاد دقیقه ۷۰ و من اون لحظه ناراحت شدم و دوس نداشتم تیمی که اوون توشه ببازه. وقتی اوون دقیقه ۸۳و۸۸ دو گل زد به معنای واقعی کلمه عاشق استایل و سبک فوتبالش شدم،تعریف از خود بده ولی تو محلمون یه تیم داشتیم که واقعا عالی بودیم و هر محله ای میرفتیم برنده بودیم،من جثهم و سبک بازی خودمو تو اوون دیدم و داداشمم بهم همینو گفته بود قبلا. احساس کردم تیمم همینه.سه چار روز بعدش فهمیدم فینال لیگ اروپا هم با آلاوز بازی داره،اون موقع به این جام میگفتیم جام یوفا.یادم نمیاد چرا ولی اون شب هیشکی از خانوادم باهام اون بازیو ندید و خودم تنها، همه خواب،چراغای خاموش و تلویزیون روشن.طرفدارای لیورپولی که اون بازیو دیدن میدونن چقد عجیب غریب و فوق العاده بود،بعد اون قهرمانی عاشق تیم لیورپول شدم نه فقط اوون.بازم مثه مدل انتخاب فرانسه اصن نمیدونستم تاریخچه و ریشهی باشگاه چیه چون تقریبا بچه بودم. و برام عجیبه که چه عوامل به ظاهر کوچیک و یهویی باعث میشه ما عاشق تیممون بشیم،مثلا فینال ۹۹ بایرن مونیخ منچستر میتونست باعث بشه من طرفدار منچستر بشم یا فوتبال قشنگ آرسنال و زوج هانری و برکمپ. اون موقع یونایتدو آرسنال هم تیمای بهتری بودن نسبت به لیورپول هم بازیکنای بهتر و دوس داشتنی تری داشتن، اما من چقد خوشحالم که اون روز فینال اف ای کاپو دیدم و چند روز بعدش فینال لیگ اروپا. و در آخر اگه شما هم مثه من خانوادهی فوتبالی دارین بهش افتخار کنین و هیچ لذتی بالاتر از این نیست برای من
سه تا داداش بزرگم ازدواج کردن و الان با بابام و بعضی موقع ها داداش کوچیکم که دیگه الان کوچیک نیس بازیا رو میبینیم ولی بازم تلفنی باهم کلکل میکنیم و کری میخونیم واسه هم.اگه این متنو خوندی دمتگرم میدونم نوشتن بلد نیستم و حوصلت سر رفت از نوشتنم ولی مرسی که تا اینجا اومدی.
❤لیورپول تا ابد❤
ا