طرفداری- لحظات، مسیر زندگی را تعریف می کنند. سال ها قبل جوانی 20ساله، خوشتیپ و مو بلند، از پشت بام سقوط کرد. قطعه ای فلزی و تیز به فاصله دو سانتی متر مانده به قلب و ریه به بدنش فرو رفت. همه چیز در عرض چند ثانیه اتفاق افتاد. این اتفاق در روزی رخ داد که رابین در ساختمان کار می کرد و پایش لیز خورد و افتاد. همه فکر می کردند او دیگر به پایان خود رسیده است، اما در عرض سه ماه، به لطف تلاش های پزشکان و جراحان، سلامت خود را به دست آورد.
نزدیک شدن به مرگ در این سن، اکثر انسان ها را وحشت زده می کند اما داستانِ رابین متفاوت است؛ رابین نه تنها یک کارگر ساده نبود، بلکه یکی از هنرمندان با استعداد شهر محسوب می شد. مردی که یک افسر پلیس را بوسید، در یک کلاب شبانه به صورت لخت رقصید، در 16 سالگی ازدواج کرد، در 26 سالگی از فوتبال خداحافظی کرد و در 36 سالگی، درگذشت. مردی که الهام بخش در زمینه ادبیات و موسیقی بود. با رابین فرایدی بیشتر آشنا شوید.

در فوتبال امروزه، حتی ویدیو یک بچه 9 ساله که باتوپ کارهای خارق العاده ای انجام می دهد، از دید فوتبال دوستان دور نمی ماند. فکر کنید اگر رابین با آن استعداد خیره کننده، زنده بود چه می شد؟ شاید رابین بازهم بی تفاوت از کنار همه این چیزها می گذشت. «داستان بزرگترین فوتبالیستی که هرگز ندیده اید» به قلم پل مک گیگان و پائولو هوئیت که به نقل از برادر دوقلوی رابین نوشته شده، قطعا ارزش خواندن دارد. داستانِ ماجراجویی شگفت انگیز رابین فرایدی که نه می شود از به وجد آوردن هوادارانش بر روی استیج گذشت و نه می شود بی تفاوت از کنار زندگی پرهیجانش رد شد.
متولد 1952 و فرزند شیلا و آلف، از همان اول با برادر دوقلویش تونی، در پارک فوتبال بازی می کرد. استعداد رابین در روزهای اول مشخص بود. با این حال تونی بود که در مدرسه فوتبال روثچایلد شروع به یادگیری فوتبال کرد. کمی بعد، با اصرار زیاد، رابین هم به او پیوست تا این دو برادر با استعداد، در کنار استیو پریمن [ اسطوره اسپرز] به بازی مشغول شوند.
کمی از استعداد رابین برایتان بگویم. در سن 10 سالگی می توانست پرتغال را با پایش به بالا بیندازد و درست آن را در پشت گردن خود، کنترل کند. همه می دانستند رابین می تواند یکی از بهترین ها شود. وقتی آلف، رابین و تونی به «kickabouts» می رفتند، او همه را متحیر می کرد. اصلا شبیه پسر بچه های همسن خود نبود.
در 13 سالگی به تیم کریستال پالاس اسپورتس [ هیچ ارتباطی با تیم لیگ برتری ندارد] پیوست. پس از نمایش های درخشان، در چلسی، کوئینز پارک رنجرز و ردینگ به بازی ادامه داد. روی کاغذ قرار بود او فوق ستاره شود. قبل از جنگ جهانی، پدربزرگ مادریاش برای برنتفورد بازی می کرد، به همین خاطر ورزشکاری، در ژن هایش بود. دوران نوجوانی رابین، پر بود از اتفاقات تلخ و شیرین زیاد که سرنوشت او را رقم زد. به گفته آلف، رابین به کریکت هم علاقه داشت. از هیچ ورزشی بدش نمی آمد.

در 15 سالگی مدرسه را ترک کرد تا رسما زندگی رابین، از سویی دیگر کشیده شود. عاشق سرعت و متادون شده بود. به راندهوس می رفت تا موسیقی راک گوش کند. تامی داچرتی تصمیم گرفت او را از چلسی اخراج کند. یک سال بعد، پس از دزدیدن یک عروسک از اسباب بازی فروشی و ضرب پلیس با یک کلاه ایمنی، به عنوان بزهکار شناخته شد تا 14 ماه سخت و طاقت فرسا را در بازداشتگاه جوانان سپری کرد. با انواع معتادان زندان فلتهام در افتاد، اما یک چیز مقدس او را از شر بدی ها دور نگه داشت؛ فوتبال. تیم فوتبال زندانیان قرار بود تحت مراقبت های شدید پلیس با ردینگ تمرین کنند. جایی که مسیر زندگی رابین عوض شد.
پس از پشت سر گذاشتن دوران بازداشت خود، با اعتماد به نفس به جامعه بازگشت. با وجود جثه کوچکش، با مردان بالغ فوتبال بازی می کرد. دوران حضورش در ردینگ به خاطر مسائل شخصی و زندگی با نامزد سیه چرده خود، ماکسیم، خیلی کوتاه بود. در سن 16 سالگی تصمیم گرفته بود با دختری از نژاد دیگر ازدواج کند! پدر و مادرش هرچه اصرار کردند که رابین به خانه برگردد، نشد.خیلی زود رابین و ماکسیم صاحب فرزندی شدند. رابین دوباره تصمیم گرفته بود به فوتبال برگردد.

او تمام ریسک های فوتبال را به خاطر پول پذیرفت. البته در کنار فوتبال، گچکاری و بنایی هم می کرد. درآمد هفتگی او به زور به 10 پوند می رسید. پس از درخشش و به ثمر رساندن گل های زیاد، پیشنهاد خوبی به دستش رسید که درآمدش را به 30 پوند در هفته می رساند. همه چیز بر وفق مراد رابین بود.
پس از یک سال و نیم که در باشگاه جدیدش سپری کرد، تصادف وحشتناکی گریبانش را گرفت. همان افتادن از پشت بام.همه فکر می کردند دیگر کارش تمام است و نمی تواند زنده بماند یا اگر زنده هم ماند، دیگر نخواهد توانست قدرت قبلی اش را به دست آورد، ولی رابین خیلی قوی بود. قویتر از چیزی که از یک ستاره راک سرگرم کننده انتظار می رفت. او توانست به موقع خودش را برای بازی مقابل بریستول راورز در جام حذفی آماده کند. در دور بعد، قرار بود بازهم مقابل ردینگ قرار گیرد تا توجه چارلی هارلی را به خود جلب کند.
به قلم اندرو فلینت از وبسایت Thesefootballtimes