برانیسلاو ایوانوویچ پیش از دیدار مقابل ساوتهمپتون در مصاحبه ای درخصوص اولین روزهای ورودش به چلسی مطالبی را بیان کرد تا توصیه ای به میازگا و پاتو کرده باشد.
ایوانوویچ که در ژانویه 2008 از لوکوموتیو مسکو روسیه به چلسی پیوست به مرور زمان به یکی از بازیکنان بزرگ و کلیدی چلسی تبدیل شد تا آنجا که هم اکنون پس از کاپیتان تری به عنوان کاپیتان دوم چلسی بازوبند کاپیتانی را بر بازو می بندد، بازیکنی که با تمدید قرارداد خود به مدت یکسال همچنان در چلسی علی رغم سپری کردن یک نیم فصل ناامید کننده باقی خواهد ماند.
ایوانوویچ بیان کرد: "من واقعا پس از ورود به چلسی آماده بازی کردن نبودم چون بازی ها هر سه روز یکبار برگزار می شد. چلسی تیمی با بازیکنان بزرگ بود، تیم شکل گرفته بود و حتی روی نیمکت نشستن هم برایم دشوار بود. در آن زمان من فقط سعی می کردم که هر کاری را که می توانم، انجام دهم و آموزش های سختی را در شش ماه اول حضورم در چلسی داشتم.
البته این مسئله اعتماد به نفس من را تحت تاثیر قرار داد. هر فوتبالیستی که بازی به او نمی رسد اعتماد به نفسش آرام آرام کاهش پیدا می کند اما من همیشه به توانایی هایم ایمان داشتم و می دانستم که فرصت بازی به دست خواهم آورد و این چیزی بود که روی آن تمرکز داشتم و سعی کردم که از این تفکر به خوبی استفاده کنم. پس از ورود به چلسی شرایط سختی را داشتم اما آن وضعیت هنوز هم برای من از لحاظ یادگیری، وضعیت خوبی بود.
چون من خیلی خیلی سخت کار می کردم، بابت نرسیدن فرصت بازی ناامید شده بودم اما همچنین می دانستم که در زمان سرمربیگری آورام گرانت وضعیت تیم دشوار بود چون تیم در حال مبارزه در لیگ جزیره بود و همچنین لیگ قهرمانان اروپا. زمان بسیار طولانی و دشواری را تا رسیدن فرصت بازی سپری کردم. زمانی که شما در پنجره نقل و انتقالات به تیمی می پیوندید و بازی ها هم هر سه روز یکبار برگزار می شود، قرار گرفتن در ترکیب اصلی تیم دشوار خواهد بود.
من دچار مصدومیت کوچکی شدم بنابراین باید برای رهایی از آن به سختی تلاش می کردم. من مجبور بودم تا از آن دوره برای وفق پیدا کردن جهت زندگی در انگلستان استفاده کنم چون همه چیز در اینجا متفاوت تر از زندگی در روسیه بود. من مجموعه ای از کلمات انگلیسی را می دانستم اما زیاد نبودند. من هر روز تعداد زیادی را حفظ می کردم. من سعی می کردم تا جملات زیادی را در ابتدای ورودم به چلسی بگویم و مرتکب اشتباهات زیادی هم می شدم. حتی هم اکنون نیز من درحال یادگیری زبان انگلیسی هستم و گاهی اوقات صحبت کردنم می تواند برایم مشکل شود. اگر شما نتوانید صحبت کنید ارتباط برقرار کردن با تیم مشکل تر می شود. بنابراین من در تلاش بودم تا زبان انگلیسی را یاد بگیرم اما حتی بعد از آن نیز در صحبت کردن اعتماد به نفس نداشتم.چون برخی کلمات را نمی دانستم.
هم تیمی هایم کمک بزرگی برایم بودند چون بسیاری از بازیکنان به سوی من می آمدند و از من می پرسیدند که آیا چیزی نیاز دارم یا نه. زمانی که شما از بیرون نگاه می کنید نمی توانید اینگونه مسائل را درون تیم ببینید. همه به من کمک کرده بودند. حالا پاتو و مت نیز در وضعیتی مشابه با وضعیت من هستند چون از ماه نوامبر تاکنون بازی های زیادی را انجام نداده اند چون در تعطیلات پیش فصل خود بودند و به همین دلیل درحال کار برای به دست آوردن آمادگی خود می باشند.
امیدوارم که آن ها سریعتر از من آماده شوند و امیدوارم که آن ها بابت کیفیتی که در تمرینات ارائه می دهند شانس بازی کردن به دست آورند. ما با دراختیار داشتن آن ها قوی تر شده ایم. هنگامی که بازیکن جدیدی به تیم می پیوندد قدرت تیم افزایش می یابد. بنابراین پاتو و مت نیز چنین تاثیری درتیم ما گذاشته اند و هم اکنون تیم احساس بزرگتر شدن می کند چون سرمربی بازیکنان بیشتری برای انتخاب کردن دارد."