طرفداری | در غروبهای تابستانی سن سباستین، یا همان دونوستیا که باسکیها پایتخت استان گیپوسکوا در شمال اسپانیا مینامند، کودکان در ساحل باشکوه لاکونچا فوتبال بازی میکردند. همینجا بود که میکل آرتتا با پیراهن آبی روشن تیم آنتیگوکو، موفقترین باشگاه جوانان شهرش، برای اولین بار فوتبال را به شکل حرفهای بازی کرد.
دفتر باشگاه آنتیگوکو چند قدم آنسوتر از زمین بازی بود است؛ فضایی ساده اما مجهز که دیوارهایش با پیراهن بازیکنانی تزئین شده که به سطح اول فوتبال رسیدهاند، از جمله پیراهن شماره ۸ آرسنال متعلق به آرتتا و شماره ۱۵ آتلتیک بیلبائو که زمانی آندونی ایرائولا، سرمربی فعلی بورنموث، بر تن میکرد. آرتتا عضو تیم زیر ۱۴ سال آنتیگوکو بود، تیمی که حالا پرافتخارترین نسل تاریخ فوتبال جوانان باسک شناخته میشود. در کنار او، ژابی آلونسو، سرمربی موفق بایرلورکوزن هم حضور داشت. اونای امری، سرمربی استون ویلا، نیز از همین استان میآید. خولن لوپتگی که چندی پیش هدایت وستهم را برعهده داشت، چهارمین نماینده باسکیها در لیگ برتر محسوب میشد.
سرمربی و دوست صمیمی میکل آرتتا در دوران کودکی، هنوز هم با او خاطره دارند
در گیپوسکوا، فوتبال بخش جداییناپذیر از زندگی مردم بوده است؛ استانی با مساحت دو هزار کیلومتر مربع و جمعیتی نزدیک به ۷۵۰ هزار نفر، کمتر از 2% کل جمعیت اسپانیا. در قرن بیستم، همزمان با تبدیل فوتبال به ورزش اصلی منطقه، محله آنتیگو به یک مرکز صنعتی و تجاری پررونق تبدیل شد که محصولاتی مانند شکلات، عطر و صابون تولید میکرد. خانواده آرتتا از ناوارا به اینجا آمدند و پدرش در بانک گیپوسکوا و سن سباستین، شغلی مناسب پیدا کرد. یک فرد نزدیک به خانواده آرتتا میگوید آنها خانوادهای معمولی در سن سباستین بودند، اما در شهری که بالاترین سرانه درآمد را در اسپانیا دارد، «معمولی» معنایی متفاوت دارد. در اینجا، فوتبال نه وسیلهای برای فرار از فقر یا ارتقای طبقاتی، بلکه بخشی از زندگی روزمره و ابزاری برای شکل دادن به شخصیت افراد بود.
آرتتا در ۱۴ سالگی آنتیگوکو را ترک کرد و مدتی را در آکادمی اتلتیکو بیلبائو گذراند. یک سال بعد راهی بارسلونا شد و در ۱۸ سالگی به پاری سن ژرمن رفت. سپس به رنجرز پیوست. هدف او کسب تجربه و یادگیری مهارتهایی بود که روزی در بازگشت به خانه به کارش بیاید، اما حضورش در رئال سوسیداد آنطور که انتظار داشت پیش نرفت و خیلی زود این تیم را ترک کرد تا به اورتون و سپس آرسنال بپیوندد. با وجود اینکه نزدیک به دو دهه از آخرین اقامتش در سن سباستین میگذرد، ارتباط او با این شهر همچنان قوی است. او اغلب همراه با همسرش، لورنا برنال، مدل و بازیگری که هر سال در جشنواره فیلم سن سباستین حضور دارد، به این شهر سفر میکند. سال گذشته برای تماشای فوتبال جوانان به شهرش بازگشت؛ مسابقات در ورزشگاههایی برگزار میشدند که پول تاسیس آنها از محل فروش ستارههایی مانند آرتتا تأمین شده بود.
در سمت راست و چپ ردیف پایین، سرمربیان فعلی آرسنال و بایرلورکوزن را مشاهده میکنید
سن سباستین زادگاه میکل آرتتا است؛ جایی که فوتبال در آن یک وسواس همگانی محسوب میشود. خانم آمایا پرز زمانی که آرتتا پنج ساله بود، اولین معلم او محسوب میشد. او تقریباً مانند همه مردم سن سباستین، طرفدار سرسخت رئال سوسیداد است. روی تخته کلاسش در محله آنتیگو در سن سباستین، در شمالیترین نقطه اسپانیا جملهای به زبان باسکی نوشته است: «هی، میکل، قهرمان!» اما پیش از آنکه اجازه ثبت عکس را بدهد، اصرار دارد که حتماً پیراهن رئال سوسیدادش را بپوشد.
اولین معلم میکل آرتتا؛ طرفدار سرسخت رئال سوسیداد
برای درک این مسیر، باید به آنتیگو رفت، جایی که خیابانهای باریک و اعیاننشین در دامنه تپهها مشرف به ساحل بکر و شنهای طلایی لاکونچا قرار گرفتهاند. زندگی در اینجا لذتبخش است؛ اقیانوس، کوهها، غذاهای مشهور محلی و البته خط تولید شگفتانگیز فوتبالیستها و مربیان. در باشگاه آنتیگوکو، روبرتو مونتیل، مربی سابق آرتتا، قفسههایی پر از جام را نشان میدهد که دو دیوار دفتر را پوشاندهاند. مونتیلِ ۵۰ ساله، مدیر یک آژانس تبلیغاتی محلی است، اما بیشتر بهخاطر هدایت تیم آنتیگوکو در اواسط دهه ۱۹۹۰ شناخته میشود؛ تیمی که میکل آرتتا و ژابی آلونسو در آن به میدان میرفتند. با دو هافبک طراز اول در یک تیم، آنها همه جامها را درو کردند.
مونتیل مسابقهای را به یاد دارد که آرتتای ۱۲ ساله در آن برای آنتیگوکو مقابل تیم زیر ۱۲ سال رئال سوسیداد بازی کرد. او میگوید: 5-0 بردیم، اما همه آن روز را با یک صحنه به خاطر دارند. میکل از میانه میدان شروع کرد، از شش بازیکن رد شد، فقط دروازهبان باقی مانده بود و توپ را محکم به بیرون زد! با این حال، آن حرکت، حیرتآور بود.
عناوین قهرمانی باشگاه میکل آرتتا
به نظر میرسد آرتتا برای فوتبال متولد شده است. خانم پرز، معلم دوران کودکیاش، او را پسری اجتماعی، شاد و درعینحال فوقالعاده رقابتطلب به یاد میآورد. در ۱۳ سالگی، باشگاههای متعددی به دنبال جذب او بودند. اتلتیک بیلبائو طبیعتاً علاقهمند بود. رئال سوسیداد نیز بهترین بازیکن سن سباستین را میخواست. اما دیگو آلوارس، مهاجم دهه 80 سوسیداد و پدر نزدیکترین دوست آرتتا، اطلاعاتی به دست بارسلونا رسانده است. کاتالانها آرتتا، آلوارس و یک بازیکن دیگر آنتیگوکو، میکل یانگواس، را به یک دوره آزمایشی دعوت کردند و هر سه را به خدمت گرفتند. یک مسیر رویایی برای سه پسر رویاپرداز سن سباستین آغاز شد.
تپههای سن سباستین باعث شده که علیرغم شور و شوق فوتبالی شهر، زمین چندانی برای فوتبال بازیکردن وجود نداشته باشد. زمینهای موجود نیز از صبح تا شب، هفت روز هفته، در اختیار باشگاههای محلی هستند. به همین دلیل، کودکان هشتساله در طول زمستان در مسابقاتی که شهرداری روی ساحل برگزار میکند، بازی میکنند. اما این مسابقات فقط دو شنبه در ماه انجام میشود، چراکه هر دو هفته یکبار جزر و مد دریا شنهای ساحل را کاملاً میپوشاند.
زندگی در بهترین حالت ممکن
در اوت ۱۹۹۷، میکل یانگواس، میکل آرتتا و جون آلوارس، سه استعداد ۱۵ ساله سن سباستین، با یک سفر 5 ساعته راهی آکادمی لاماسیا شدند. در آن سالهای طلایی لاماسیا، موفقیت فقط به استعداد بستگی نداشت؛ در واقع، همه استعداد داشتند. مهمتر از آن، تابآوری در برابر دوری از خانواده و رقابت در سیستمی بیرحمانه بود که ستارههای فوتبال را پرورش میداد. دورانی که آرتتا در نوجوانی دور از خانه سپری کرد و مبارزهای که برای ساختن دوران حرفهای خود داشت، شاید در شکلگیری شخصیت سختگیر او بهعنوان یک مربی نقش داشته باشد. مادرش استاد دانشگاه بود. پدرش، مدیر بازاریابی یکی از بزرگترین بانکهای شمال اسپانیا، پروژههای فناوری مهمی را نیز اداره میکرد. خواهرش، که اکنون در مایورکا زندگی میکند، کسبوکار خودش را دارد.
میکل آرتتا در کنار دوست صمیمیاش، ژابی آلونسو
در دوران حضور آرتتا در تیم دوم بارسلونا، یکی از روزنامههای اسپانیایی گزارشی درباره گواردیولا، آرتتا و ژاوی منتشر کرد و ارزش آنها را به ترتیب ۱۵ میلیون، ۴.۵ میلیون و ۴ میلیون یورو برآورد کرد. ارزش امروزی آنها در دوران اوجشان قابل تصور نیست. بسیاری در سن سباستین ادعا میکنند که اولین کسی بودند که استعداد آرتتا را کشف کردند، اما اعتقاد عمومی این است که احتمالاً این افتخار به ادورتا سالگی، رئیس کنونی آنتیگوکو، تعلق دارد. شاید او، آرتتا را در زمستان، میان دهها کودک دیگر روی ساحل دیده باشد، اما آنچه تردیدی در آن نیست، سختگیری سیستمی بود که آرتتا پس از آن اولین قدم از آن عبور کرد؛ ابتدا در آنتیگوکو، سپس در بارسلونا، و پس از ناکامی در آنجا، دوباره از نو شروع کرد؛ در فرانسه، اسکاتلند، بازگشت کوتاه به سوسیداد، و در نهایت، انگلیس. آرتتا حالا 43 ساله است و به عنوان سرمربی آرسنال، محل زندگیاش را سربلند میکند.
گردآوری شده توسط درموت کورینگون (اتلتیک) و سم والاس (تلگراف) با تغییرات