🌹 درود بر شما ارجمندان ، همانند روزهای جمعه با معرفی شاعری از بوستان شعر و ادب پارسی در خدمتتون هستیم 🌹
ای ذات تو ز اغراض و صفات آمده پاک
کوتاه ز دامان تو دست ادراک
در هرچه نظر کنم تو آئی به نظر
لاظاهر فی الوجود واللّه سواک
❤ حکیم هادی سبزواری ❤
ملاهادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) متخلص به «اسرار»، حکیم، عارف و شاعر شیعی عصر قاجار و بزرگترین فیلسوف قرن سیزدهم، که در سبزوار متولد شد و در همانجا درگذشت. او گرچه مکتب مستقلی در فلسفه ندارد و بیشتر نظریه فلسفی ملا عبدالرزاق لاهیجی و ملا صدرا را توضیح و شرح داده است، اما منظومه او دوره کامل منطق و فلسفه است و جایگاه مهمی در مکتب صدرائی دارد. او هرچند یکی از مهمترین شارحان فلسفه صدرائی است اما اختلاف نظرهایی نیز با او دارد؛ از جمله در علم خدا به ذات خویش، حادث بودن عالم امر، تفاوت حرکت با تحریک، جوهر دانستن برخی اقسام علم، قول به "معاد جسمانی و روحانی". منظومه مشهورترین اثر اوست که در آن حکمت و منطق را به نظم درآورده است.
صبا از ما بگو آن بیوفا را
شکیبا تا بکی گشتی تو ما را
چو ما را در حریمت بار نبود
مده باری ره اغیار دغا را
نیائی چون برم از ناز باری
غباری کن ز ره همره صبا را
تو در پیمان شکستن ختمی و نسخ
نمودی از جهان کیش وفا را
ز بس خون ریزد او ترسم که گویند
خدا ناکرده نشناسد خدا را
چو هر چیزی نخست اندازه ای یافت
چرا اندازه ای نبود جفا را
به بند از شکوه لب اسرار چون نیست
بکیش عشق ره چون و چرا را
🌹 تولد و خانواده 🌹
_cw94.jpg)
حکیم سبزواری در ۱۲۱۲ هجری قمری در سبزوار به دنیا آمد. تاریخ تولدش به ابجد معادل واژه «غریب» و زمان وفاتش معادل «حکیم» است. پدرش، میرزا مهدی ملقب به «تاجر» (به اقتضای شغلاش این لقب را گرفته بود) از خیرین سبزوار بوده که مسجد و آب انبار متصل به هم واقع در کوچه «حمام حکیم» یکی از آثار به جا مانده از اوست. میرزا مهدی تاجر سهمی از اموال خود را وقف مسلمانان کرده بود تا همه ساله درآمد آن صرف اطعام مردم شود. مادر ملاهادی، زینت الحاجیه، زنی از خانوادههای متدین سبزوار بود. مسجد حاج محمد بیک سبزوار از آثار به جامانده برادر زینت الحاجیه (دایی ملاهادی) است.
دلدار چو مغز است و جهان جمله چو پوست
ناید بنظر مرا بجز جلوهٔ دوست
مردم ره کعبه و حرم پیمایند
در دیدهٔ اسرار همه خانه اوست
🌹 وضع معیشت و درآمد 🌹
ملاهادی زندگی زاهدانهای داشت. نقل شده با آنکه از سهم آب و همچنین زمینهای مزروعی برخوردار بود٬ اما خود به زراعت مشغول بود و دسترنجش را با فقرا و طلاب، تقسیم میکرد.حکیم یک جفت گاو و یک باغچه داشت. و هر آنچه را نیاز داشت با دسترنج خودش به دست میآورد و نان سالیانه خود را با زراعت مهیا میکرد و بسیاری از غذاهای خود را از همان یک جفت گاو تهیه مینمود.
یار با ما بیوفائی میکند
بی سبب از ما جدائی میکند
میکند با آشنا بیگانگی
با رقیبان آشنائی میکند
راه مردم میزند گیسوی او
شمع رویش رهنمائی میکند
کاسهٔ گردون بکف بگرفته مهر
وز فروغ او گدائی میکند
رهزن چشمش بمحراب ازفسون
عابد آسا پارسائی میکند
ذیل ظلش را مبادا کوتهی
طالع ما نارسائی میکند
زاهداردردی کشد از جام ما
ترک این زهد ریائی میکند
کی ز مفتاح خرد بابی گشود
عشق او مشکل گشائی میکند
بر امید اسرار رو کانجام کار
کار خود سرخدائی میکند
🌹 برنامه روزانه 🌹
در سبزوار، به گفته فرزندش هرروز صبح تا هنگام طلوع آفتاب دو پیاله چای غلیظ مینوشید و پس از صرف صبحانه، دو ساعت پس از طلوع آفتاب جهت تدریس به مدرسه علمیه فصیحیه میرفت. حکیم، روزانه چهار ساعت در آن جا مشغول تدریس بود. بعد به منزل برمی گشت و پس از انجام فریضه ظهر و عصر، ناهار خود را که غالباً نان با دوغِ کم مایه بود میخورد. پس از صرف ناهار و استراحتی کوتاه، به کارهای مربوط به امرار معاش (رسیدن به دامها و زراعت) میپرداخت. عادت حکیم بر این بود که همیشه نیم ساعت قبل و بعد از شام در حیاط قدم بزند. او در اواخر شب به اتاق مخصوص خود میرفت.
🌹 دیدار با ناصرالدین شاه 🌹
نویسنده ریحانة الادب به یک واسطه از خود ناصرالدین شاه نقل میکند که او در اثنای مسافرت به اروپا در تبریز توقف کرد. موقع بازدید از یکی از علمای متمکن آن شهر به او گفت : در این مسافرت به هر شهری که وارد میشدیم، اهالی آن شهر حسب الوظیفه استقبال میکردند؛ ولی ملاهادی که شاه و وزیر نمیشناسد؛ گذشته از استقبال حتی به دیدن ما هم نیامد. شاه میگوید: من این کار را بسیار پسندیدم و گفتم اگر او شاه نمیشناسد، شاه او را میشناسد. بعد از تعیین وقت، روزی نزدیک ناهار فقط با یک پیش خدمت به خانه حاجی رفتم تا با وی ناهاری خورده باشم. بعد از پارهای مذاکرات متفرقه، گفتم که خداوند تمامی نعمتها را در حق من تکمیل کرده و هر نعمتی شکر مناسب خود را لازم دارد؛ چنانکه شکرانه علم، تدریس و ارشاد بندگان، شکرانه مال، دستگیری از فقرا و شکرانه قدرت و سلطنت نیز انجام احتیاجات مردم است. از شما خواهش میکنم که مرا خدمتی مقرر کنید که به انجام آن، شکرانه نعمت سلطنت را به جای آورده باشم. حاجی اظهار بیحاجتی کرد و اصرار من فایدهای نداشت تا آن که گفتم شنیدهام شما زمینی زراعتی دارید. خواهش میکنم برای آن مالیات دولتی ندهید که لااقل به این خدمت جزئی موفق بوده باشم. آن را نیز با عذر موجهی رد کرد و گفت: کتابچه مالیات دولتی هر ایالتی به لحاظ کمی و کیفی صورتی قطعی گرفته که اساس آن با تغییرات جزئی به هم نمیخورد. اگر من مالیاتم را ندهم ناچار مقدار آن از طرف والی مالیات بین سایر مردم سرشکن خواهد شد و ممکن است قسمتی از آن به بیوه زن یا یتیمی تحمیل شود. اعلی حضرت همایونی راضی نباشند که تخفیف یا معافیت مالیات من سبب تحمیل بر یتیمان و بیوه زنان باشد. به علاوه، دولت مخارج هنگفتی دارد که تأمین آن وظیفه حتمی افراد ملت است، ما با رضا و رغبت خودمان این مالیات را میدهیم.
شاه میگوید: من گفتم که بفرمایید ناهاری بیاورند تا خدمت شما صرف طعامی هم کرده باشیم. حاجی به خادمش امر کرد ناهار را بیاورد. خادم یک سینی چوبین با نمک و دوغ و چند قاشق و چند عدد نان پیش ما گذاشت، حاجی نخست آن نانها را بوسید و بر رو و پیشانی گذاشت، بعد آنها را خرد کرده و توی دوغ ریخت. یک قاشق پیش من گذاشته و گفت شاها بخور که نان حلال است. زراعت و جفت کاری آن، دسترنج خودم است. شاه میگوید: من یک قاشق خورم، دیدم خوردن آن برایم دشوار است. بعد از اجازه از حاجی مقداری از نانها را به دستمالم بسته و به پیشخدمت دادم که در مریضی یکی از افراد خانواده سلطنتی از آن نانها استشفا کنند.
ناصرالدین شاه از او خواست کتابی در اصول دین به زبان فارسی تألیف کند. او بعد پانصد تومان برایش فرستاد. حاجی نیمی از آن را به طلاب و نیم دیگر را به فقرا پرداخت کردند .
با غیر علی کیم سرو برگ بود
جز نور علی نیست اگر درک بود
گویند دم مرگ توان دید او را
ای کاش که هر دمم دم مرگ بود
🌹 مجاهده علمی 🌹
هادی سبزواری از هشت سالگی به فراگیری علوم دینی پرداخت و در ده سالگی برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و سیزده سال در زمینه علوم نقلی٬ از اساتید آن دوران کسب علم کردند .
🌹 روش علمی 🌹
ملا هادی سبزواری مکتب مستقلی در فلسفه ندارد و بیشتر نظریه فلسفی عبدالرزاق لاهیجی و ملا صدرا را تبیین و شرح میکند. کتاب منظومه او که از آثار مهم وی نیز به شمار میآید٬ جامعترین کتابی است که دوره کامل منطق و فلسفه را در بر دارد.
اقبال لاهوری معتقد است پس از ملاصدرا، فلسفه ایرانی با ترک آیین نوافلاطونی، به فلسفه اصیل افلاطون روی آورد که نماینده بزرگ این گرایش جدید ملا هادی سبزواری است. او بزرگترین متفکر بزرگ عصر اخیر ایران است. فلسفۀ وی مانند فلسفههای اسلاف او سخت با دین آمیخته است.
پروفسور توشیهیکو ایزوتسو نیز بر آنست حاجی ملا هادی سبزواری متفکری است که به اتفاق همگان٬ بزرگترین فیلسوف ایرانی در قرن نوزدهم بود. وی در میان استادان و بزرگان عارف آن عصر مقام اول را داشت.
ای من فدای عاشقی هرچندخونخوارمن است
خار غمش گو جا کند در سینه گلزار من است
دادم نخستین دل بدودرسینه کشتم مهراو
لیکن مدام آن جنگجودرقصد آزار من است
تا تار گیسو ریخته جانها بتارآویخته
گویددل بگسیخته منصورم این دارمن است
آنجا که هستی حق است هستی کُل مستغرق است
جائی که نورمطلق است کی جای اظهارمن است
باشدمرا از خود تله کرمم تنم بر خود پله
نبود مرا از وی گله دوری زپندار من است
هرجا نظر انداختم جز او کسی نشناختم
زاغیار تا پرداختم دل را همه یارمن است
تا دل بسیر افتاده است هرشروخیرافتاده است
ظاهر بغیر افتاده است در خفیه درکار من است
اجرای عالم یک بیک گر خود سماک و گرسمک
جن و ملک نجم و فلک کل شرح اسرار من است
🌹 دیوان اسرار 🌹
حکیم ملاّهادی سبزواری، افزون بر همه مراتب علمی و اخلاقی، طبعی شاعرانه و ذوقی عارفانه داشته و مضامین بلند حکمت و فلسفه و عرفان را به گونه ای دل پسند به رشته نظم درآورده است. حکیم سبزوار دیوانی دارد شامل 189 غزل، یک ترجیع بند، 15 رباعی، یک ساقی نامه و پنج مثنوی کوتاه دیگر، که مجموع همه این ابیات به حدود 1500 بیت می رسد. در این میانْ غزلیات حکیم، حجم اصلی دیوان را به خود اختصاص داده و تأثیرات عمیق اشعار خواجه شیراز در همین بخش به روشنی نمایان است.
حکیم، در اشعارش به «اسرار» تخلص می کرد، چنان چه خود می گوید:
دلم اسرار جام جم نهان داشت
از آنم از اَزل اسرار کردند
🌹 سبک شاعری حکیم 🌹
حیکم سبزواری شاعری غزل سرا است و پاره ای از غزل های او گذشته از بهره مندی از مبانی حکمت و عرفان، به جهت ویژگی های ادبی نیز با بهترین اشعار فارسی پهلو می زند. به طور کلی اگرچه اشعار حکیم از جنبه ادبی به پایه اشعار شاعران بزرگی چون لسان الغیب خواجه شیرازی و شیخ اجل سعدی نمی رسد، ولی با چاشنی عرفانی که دارد، چنان شورانگیز و دل پذیر افتاده که هیچ یک از شاعران معاصر وی را در شعر عرفانی، به پایه این عارف فرزانه نتوان دید. در دیوان حکیم سبزواری مطلقا از نازک خیالی های افراطی سبک اصفهانی اثری نمی بینیم و تشبیهات و استعارات دور از ذهن در سراسر این دیوان به چشم نمی خورد. سبک غزل او، شباهتی تمام با آثار شاعران قرن هفتم و هشتم دارد و شاعر در هیچ جا نتوانسته تأثیر خود را از خواجه شیراز پوشیده دارد. مضامین عاشقانه ای که در دیوان حکیم دیده می شود، چونان مضامین حافظ، رنگی الهی و آسمانی دارد.
حیکم سبزوار و حافظ شیراز
هزاران آفرین بر جان حافظ
همه غرقیم در احسان حافظ
ز هفتم آسمان غیب آمد
لسان الغیب اندر شأن حافظ
پیمبر نیست لیکن نسخ کرده
اساطیر همه دیوان حافظ
🌹 اسرار 🌹
در بیش تر اشعار شورانگیز، دل پذیر و پرمعنای حکیم ملاّهادی سبزواری، رنگ و بوی اشعار حافظ را می توان دید. حکیم، با الهام از افکار حافظ، به استقبال ابیات او رفته است. برای مثال این بیت او:
شورش عشق تو در هیچ سری نیست که نیست
منظر روی تو، زیب نظری نیست که نیست
استقبال این بیت مشهور حافظ است که می گوید:
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منّت خاک درت بر بصری نیست که نیست
یا این بیت حافظ را که :
ساقی به نور باده برافروز جام مامطرب بزن که عیش جهان شد به کام ما
این گونه استقبال کرده است:
ساقی بیا که گشت دلارام رام ما
آخر بداد دلبر خوش کام کام ما
شاعری عارف و عارفی شاعر
دیوان اشعار حکیم سبزوار، سرشار از اشعاری با مضامین بلند عرفانی و اخلاقی است تا آن جا که گاه حیرت صاحبان ذوق و اندیشه را برانگیخته است، به گونه ای که این اشعار را هم ردیف غزل های حافظ دانسته اند. ولی باید توجه کرد که سبزواری، حیکم و عارف بزرگی بوده است که شعر سروده، یعنی حرفه اصلی او، تدریس و تألیف و استادی تمام وقت فلسفه بوده است و پیداست که حکیم سبزواری، فقط از سر تفنّن و به رسم فرار از اشتغالات فکری، و در مقام پناه جستن به عوالم احساس، عاطفه، جذبه عشق، مکاشفه و اشراق شعر گفته است. سخن آنر این که سبزواری، عارفی شاعر است، ولی حافظ، شاعری عارف. حافظ با استعداد خدادای و با تمرکز بر خلاقیت ادبی، به کمال رسیده؛ در صورتی که سبزواری، در مقام مُدرّس تمام وقت فلسفه و مؤلّف و مُصنّفی پرکار، وقت زیادی برای سرودن شعر نداشته است.
🌹 آثار 🌹

منظومه و شرح منظومه در حکمت

اسرار الحکم

اسرار العباده

اصول الدین
الجبر و الختیار
حاشیه اسفار صدر المتألهین
حاشیه زبدة الاصول شیخ بهایی
حاشیه شواهد الربوبیه صدر المتألهین
حاشیه مبدأ و معاد صدر المتألهین
حاشیه مفاتیح الغیب صدر المتألهین
حاشیه بر شرح سیوطی ابن مالک
حاشیه بر شوارق، اثر ملا عبدالرزاق لاهیجی، در فلسفه
هدایة الطالبین، در کلام
النبراس فی اسرار الاساس، در فقه
شرح دعاء الصباح
مقیاس در فقه
شرح مثنوی مولانا

شرح الأسماء أو شرح دعاء الجوشن الکبیر
مجموعۀ رسائل فارسی و عربی
دیوان فارسی
رحیق، در علم بدیع
راح افراح، در علم بدیع
محاکمات، در ردّ بر شیخیه
🌹 مولانا و حکیم سبزواری 🌹
در ۲۸ آبان ۱۳۸۶ همایشی با عنوان، مولانا و حکیم سبزواری، به همت دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم سبزوار برگزار شد. این همایش به مناسبت نامگذاری سال ۲۰۰۷ به سال جهانی مولانا از سوی یونسکو، و پیوند حکیم سبزواری با او به عنوان یکی از شارحان مثنوی برگزار شد.
تندیس حکیم ملا هادی سبزواری واقع در میدان باغ ملی سبزوار
_u5q4.jpg)
🌹 وفات 🌹
از سرودههای اسرار:
خواست نقشی که باشدش دو ثمر
هر زمان کافکند به نقش نظر
گاه شادی نگیردش غفلت
گاهاندوه زایدش محنت
هرچه فرزانه بود در ایام
کرد اندیشهای ولی همه خام
ژنده پوشی پدید شد آن دم
گفت بنگار «بگذرد این هم»
سبزواری سه ساعت به غروب ۲۸ ذیالحجه سال ۱۲۸۹ قمری در سن ۷۷ سالگی درگذشت. پیکر او پس از تشییع، در بیرون دروازه سبزوار (دروازه نیشابور) که امروزه به فلکه زند معروف است، به خاک سپرده شد.
❤ آرامگاه ملاهادی سبزواری (اسرار) ❤

بنای آرامگاه اسرار در ضلع جنوبی میدان کارگر شهر سبزوار واقع است. فضای داخلی آرامگاه شامل طرحی چلیپایی شکل است که در آن حجرهها و اتاق هایی تعبیه گردیده است.

تزیینات، ترمیم و استحکام بخشی آرامگاه در اوایل سال ۱۳۴۰ ه.ش توسط انجمن آثار ملی انجام شده است.

کاشی کاریهای رنگارنگ بر زمینه لاجوردی و گنبد فیروزهای رنگ به بنا جلوه و شکوه خاصی بخشیده است. بنای اولیه آرامگاه ملا هادی در ۱۳۰۰ق توسط میرزا یوسف مستوفی المالک ساخته شد.

❤ روحش شاد ❤
🌻 همچنین بخوانید 🌻
مختصری در مورد زندگی اوحدی مراغه ای
https://www.tarafdari.com/node/1924470
مختصری در مورد زندگی ارزقی هروی
https://www.tarafdari.com/node/1919836
مختصری در مورد زندگی هلالی جغتایی
https://www.tarafdari.com/node/1915543
مختصری در مورد زندگی ملا محمد فضولی
https://www.tarafdari.com/node/1905842
مختصری در مورد زندگی هزین لاهیجی
https://www.tarafdari.com/node/1905842
مختصری در مورد زندگی امیر خسرو دهلوی
https://www.tarafdari.com/node/1899550
مختصری در مورد زندگی ابن حسام خوسفی
https://www.tarafdari.com/node/1893987
مختصری در مورد زندگی ابوسعید ابوالخیر
https://www.tarafdari.com/node/1854823
مختصری در مورد زندگی اسدی توسی
https://www.tarafdari.com/node/1885781
مختصری در مورد شاه نعمت الله ولی
https://www.tarafdari.com/node/1881106
مختصری در مورد زندگی رضی الدین آرتیمانی
https://www.tarafdari.com/node/1877370
مختصری در مورد زندگی فیض کاشانی
https://www.tarafdari.com/node/1872573
مختصری در مورد زندگی محمد انوری
https://www.tarafdari.com/node/1863076
مختصری در مورد مهستی بانوی گنجوی
https://www.tarafdari.com/node/1862328