آنالیز مسابقه چیست؟
آنالیز مسابقه یعنی بررسی یک بازی به روشی ساختارمند. آنالیز مسابقه بازخوردی از میزان موفقیت برنامهها و نوع بازی تیمها در اختیار آنها و مربیانشان قرار میدهد. به منظور جلوگیری از تکیه صرف بر آمار و ارقام، آنالیز بازی به طور کلی به دو مقوله کمّی و کیفی تقسیم میشود.
آنالیز کیفی
آنالیز کیفی نوع دیگر تحلیل مسابقه است که تحلیلی ذهنی از بازی به دست میدهد. بنابراین مسابقه براساس تصمیمگیریها و رفتار بازیکنها ارزیابی و بررسی میشود؛ چه مثبت و چه منفی. اینکه خروجی یک موقعیت مثبت یا منفی به نظر برسد به مشاهدهگر بستگی دارد. درنتیجه، آنالیزورهای مختلف میتوانند نتیجهگیریهای گوناگونی از یک مسابقه داشته باشند.
شکل دیگر آنالیز که کمتر ذهنی است، آنالیز نیمهکیفی است. در این مورد، یک نفر موقعیتی مشخص را ترسیم میکند و نتایج گوناگون را شرح میدهد. برای مثال ترسیم ضدحملههای تیم A. نتایج میتواند از دست دادن توپ، ضربه شروع مجدد یا یک شوت باشد. یک نفر میتواند این نتایج را ریزتر کند. برای مثال، شوت در چارچوب بود یا نه. پس از بررسی چندین ضدحمله در یک بازی زمانی طولانی، یک نفر میتواند این ارزیابی را داشته باشد که تیم A در ضدحملههایش پیشرفت کرده است. از آنجایی که نتیجه به میزان تکرار خروجیها بستگی دارد، این آنالیز میتواند آنالیز نیمهکمّی هم نامیده شود؛ چراکه ترکیبی از آنالیز کمّی و کیفی است.
آنالیز کمّی
آنالیز کمّی، آنالیز بازی را از طریق آمار و ارقام شرح میدهد. علاوه بر این، آنالیز کمّی کاملاً عینی است. معروفترین مثال آن در فوتبال، میزان مالکیت است. دیگر مثالهای معروف عبارتنداز: تعداد نبردهای یک در مقابل یک برنده، تعداد پاسهای سالم، مسافت پیموده شده و بسیاری دیگر؛ با این حال، از این ارزشها چه نتیجهای میتوان گرفت؟
پاسخ بسیار ناراحتکننده است. تحلیل کمّی در نوع خودش بسیار محدود است. فقط تعداد اندکی از آمارها با نتیجه مسابقه همبستگی معنیداری دارند. برای مثال، میزان مالکیت با نتیجه مسابقه همبستگی ندارد. با این حال برای تیمهای مالکیتمحور همبستگی مثبت کمی بین میزان مالکیت و نتیجه وجود دارد؛ همچنین برای تیمهای دفاعی که بر ضدحمله متمرکز هستند، بین میزان مالکیت و نتیجه همبستگی منفی وجود دارد.
با این وجود، آمار کمّی در تحلیل کیفی به یاری ما میآید. بهعنوان مثال با نشان دادن نرخ پاسهای سالم مدافعین رقیب میتوان به طور نسبی میزان موفقیت فشار از بالا (High Press) را نشان داد.
برای ایجاد آمارهایی با درجه اعتبار بالاتر مفاهیمی مانند گلهای قابل انتظار (Expected Goals) به وجود آمدهاند. این مفهوم که اختصاراً (xG) نامیده میشود(توضیح کامل درخصوص XG)، میزان پیشبینیپذیری مناطق و نحوه قطعی گلهای به ثمر رسیده را محاسبه میکند. درنتیجه با محاسبه نرخ تبدیل شانسها محاسبه نحوه به ثمر رسیدن بسیاری از گلهایی که یک تیم به ثمر رسانده است، ممکن میشود. این آمار مسئله «قانون اعداد بزرگ» در فوتبال را حل میکند. از آنجایی که تعداد گلها در فوتبال نسبتاً کم است، نتیجه میتواند کاملاً با نحوه بازی هر دو تیم متفاوت باشد. نرخ XGدر3هفته اول این فصل
نشان دهنده این است که استقلال باید تو 3هفته اول صدر نشین باشد ولی اینطور نبود( عدد داخل پرانتز تعداد گل را نشان می دهد )

هر آماره معنای متفاوتی دارد. به طور مشخص بعضی آمارهها نسبت به بعضی دیگر، همبستگی بیشتری با نتیجه مسابقه دارند. به عنوان مثال، تعداد ضربات در چارچوب از تعداد پاسهای سالم معنیدارتر است. همان طور که اشاره شد، تحلیل کمّی برای پیشبینی وپشتیبانی از تحلیل کیفی ما سودمند است.
آنالیز تاکتیکی گروهی
میتوان بهعنوان بخشی از آنالیز کیفی به بررسی اعمال گروهی مشخص در موقعیتی مشخص پرداخت. برای مثال میتوان نحوه هجوم بردن در خلال فشار آوردن، هنگامی که یکی از مدافعین مرکزی تیم حریف صاحب توپ است را ترسیم کرد.
بهعنوان مثال بخش هجومی هوفنهایم یک مدافع مرکزی را نشان کرده است و او را وادار میکند برای بازیسازی به دیگر قسمت زمین حرکت کند. در ادامه، مهاجم نزدیک توپ، مدافع مرکزی سمت راست را زیر فشار قرار میدهد.

بازیکنان هوفنهایم بازیسازی لایپزیش را به سمت مدافع میانی سمت راست، کوناته، هدایت میکنند.
هرکسی میتواند به شیوهای کیفی یا نیمهکیفی این موقعیت بازیسازی را بهعنوان موفقیت فشار هوفنهایم ارزیابی کند. بخش کیفی میتواند به بررسی این امر بپردازد که مهاجمین هوفنهایم چگونه مدافعین رقیب را تحت فشار میگذارند. بخش نیمهکیفی میتواند اینگونه ارزیابی کند که هوفنهایم چند بار میتواند توپ را بازپس بگیرد، رقیب را وادار به ارسال توپهای بلند کند، یا در موقعیت یک در مقابل یک برنده شوند.
آنالیز تاکتیکی تیمی
از آنجایی که فوتبال یک ورزش تیمی است، یک نفر هم باید به آنالیز کنش و واکنش بازیکنان و رفتار آنها به منزله یک واحد برای به منصه ظهور رسیدن پتانسیل پیشرفت آنها بپردازد. روش پیشرفته برای بررسی رفتار یک تیم، [بررسی رفتار آنها] در یک مرحله از بازی است.
تصویر زیر مثالی از آنالیز رفتار جمعی را نشان میدهد.

یک دوربین بازیکنان دخیل در صحنه گل بازی جام جهانی بین دانمارک و کرواسی را نشان میدهد. این تصویر به ما اجازه میدهد تا رفتار جمعی هر دو طرف را تحلیل کنیم.
زمانی که آنالیز تیممحور انجام میشود، استفاده از تصویر که تمام بازیکنان را نشان میدهد، ضروری است. همانگونه که بازیکنان ملزم به نشان دادن واکنش نسبت به حرکات رقیب هستند، ترسیم رفتار رقیب نیز الزامی است.
پس یک آنالیز نیمهکیفی یا کیفی از این مرحله از مسابقه ممکن است و کادر مربیان را قادر میسازد تا ارزیابی کنند که آیا رهیافت آنها در برابر رقیب بهخصوص معقول بوده است یا خیر.
نتیجهگیری
در مجموع یک آنالیز خوب از مسابقه هم بر آنالیز کمّی و هم بر آنالیز کیفی استوار است. درحالیکه آنالیز کمّی در شکل آماری آن میتواند مشاهدات ما را حمایت کند، آنالیز کیفی همیشه ذهنی است، و بنابراین یا باید توسط دیگر ناظران تأیید شود یا با بهره گرفتن از آنالیز نیمهکیفی تجمیع شود. اما آخرین و نه بیاهمیتترین نکته این که زمانی که یک مسابقه یا تیم را آنالیز میکنیم، باید هر دو سیستم و سبک بازی مورد ملاحظه قرار گیرند.
برای نتیجهگیری، همانند بیشتر کارهای زندگی، آنالیز مسابقه نیز درباره ترکیبی صحیح از آنالیز کمّی و کیفی است. مهمتر از همه این است که فلسفه تیم را به یاد داشته باشیم؛ زیرا در فوتبال [فلسفه تیم] تماماً درست یا اشتباه نیست.