خلوت دل🎼
منزل مردم بیگانه چوشد خانه چشم، آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع، آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد،خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
شب چو دربستم و مست از می نابش کردم ،ماه اگر حلقه به در کوفت ،جوابش کردم
منزل مردم بیگانه چوشد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع ،آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد،خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابه غم بود و جگرگوشه درد،بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم
آنچه جان کند تنم، عمر حسابش کردم
🎼غزل آواز:فرخی یزدی
..................................
تصنیف راز دل بشنو🎼
ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگرسوز و ساز دلم را ندیده مگیر
امشب که تو در کنار منی غمگسار منی سایه ات سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من خیز و پرده مکش پیش چشم ترم وقت دیدن او راه دیده مگیر
دل دیوانه من به غیر از محبت گناهی ندارد خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی پناهی ندارد خدا داند
منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان دل ناامیدم گواهی ندارد خدا داند
ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگرسوز و ساز دلم را ندیده مگیر
دلم گیرد هرزمان بهانه توسرم دارد شور جاودانه تو
روی دل بود به سوی آستانه تو
چو آید شب در میان تیرگی ها گشاید پر روح من به شورو غوغا
روکند چو مرغ وحشی سوی خانه تو
ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی مناین سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگرسوز و ساز دلم را ندیده مگیر
🎼ترانه:بهادر یگانه
🎼آهنگ و ویولن: همایون خرم
🎼سنتور:مجید نجاحی
🎼تار:فریدون حافظی