پویا وایکینگحضور مربی مثل ناگلزمن به وضوح توی بازی لایپزیگ مشخص بود. از این لحاظ که لایپزیگ سرعت بالایی در به گردش در آوردن توپ داره و بین حمله و دفاعش توازن خوبی از لحاظ تعداد نفراتی که در حمله یا دفاع مشارکت می کنن وجود داره. یه تیم با یه ساختار کاملا منظم.
لایپزیگ در رسیدن به یک سوم دفاعی پاریسن ژرمن خوب عمل می کرد ولی توان زدن ضربه آخرو نداشت.
نتیجه بازی پاریسن ژرمن مقابل لایپزیگ بیشتر از اینکه بیانگر کیفیت لایپزیگ باشه گویای عملکرد خوب و با کیفیت پاریسن ژرمنه. نکته مهمی که در مورد پاریسن ژرمن وجود داره اینه که زمانی که تحت فشار بود هم گلی نخورد. چیزی که شاید تو این سال ها ضعف اصلی پاریس بوده و مانع از نتیجه گرفتنشون شده. شاید بشه گفت مهم ترین رکن کلین شیت پاریس تیاگو سیلوایی بود که با 8 دفع توپ و دو بار بلاک شوت حریف در جاگیری ها و زمان بندی دفع حملات تمرکز بی نظیری داشت.
این وسط بازیکنی که همیشه به عنوان اسلحه پنهان عمل کرده آنخل دیماریاس بازیکنی که پشت سر مهاجمای خطرناکی مثل امباپه و نیمار یا قبل تر گرت بیل و رونالدو و بنزما قایم می شد ولی به اندازه همون مهاجما به حریف ضربه می زده. بازیکنی که اکثر مطبوعات اون رو به عنوان یه خطر ثانوی در نظر می گیرن و روی صفحه اول روزنامه هاشون از عکس نیمار و امباپه یا قبل تر مثلث بی بی سی استفاده می کردن ولی دیماریاس که تو خلق موقعیت و گلزنی با شوت های بی نظیرش حریفو از پا در میاره. اونچه که باعث شد پاریسن ژرمن با این اختلاف پیروز بشه جدا از مسائل تاکتیکی و دفاع منظم پاریس، همین بی رحمی و درک متقابل امباپه و نیمار و دیماریا بود. به ویژه تو این بازی دیماریا. حضور نیمار و امباپه هم از طرف دیگه باعث میشه حتی پاس های معمولی هافبک ها پاس عمقی به نظر برسن. سرعت این دو بازیکن به قدری توی کورس ها زیاده که دفاع از بالا و پرس از جلو رو برای حریفا مشکل می کنه چون در اون صورت روی ارسال پاس های عمقی و پشت دفاع که اتفاقا دیماریا و نیمار تبحر بالایی تو ارسال اون ها دارن، تیم حریف ضربه می خوره.