آتا گوزوزی گوزت...بکهام مثل ما که میخوایم بریم عروسی که فقط دوماد رو میشناسیم و دنبال یه نفر میگردیم که تنها نباشیم تو مجلس نشسته گفته قطر قطر خدایا کی بود این قطریه آها ناصر الو ناصر چطوری داداش حبیبی یا نور العین داداش برنامت چیه سر راه ترمز بزن با هم بریم