کهکشانی ها پس از طی نمودن فصلی پر فراز و نشیب موفق شد با برتری در مقابل بایرن مونیخ راهی فینال لیگ قهرمانان شود.
رئال مادرید همراه با سرمربی خود فصلی را رقم زد که که تا سال ها می توان از آن یاد کرد. کاری که کهکشانی ها در این فصل رقم زدند بی اختیار ذهن ها را به سمت شخصیت اصلی فیلم فارست گامپ سوق می دهد. کودکی که در ابتدا با اسکلت فلزی پایش مورد تمسخر کودکان هم سنش قرار می گرفت، اما زمانی که اسکلت شکست نبوغ او دیده شد و توانست از گوشه نشینی و نا امیدی به قهرمان جنگ تبدیل شود و مدال افتخار کسب نماید.
زیدان و شاگردانش پس از قهرمانی در دو فصل پیاپی در لیگ قهرمانان دچار غرور کاذبی شده بودند، غروری که همچون اسکلت پای فارست سدی بر توانایی ها ستارگان این تیم شده بود. رئال مادرید نمی توانست به درخشش خود ادامه دهد و روز به روز نتایج ضعیف تری کسب می کرد. زیدان لالیگا و کوپا دل ری را از دست داد تا به فکر شکستن اسکلت فلزی پای تیمش بیافتد، اسکلت شکست و پر افتخار ترین تیم فوتبال اروپا هوشیاری اش را بدست آورد.
و حالا تیمی که در ابتدای فصل همه انتقادات به دل آن می نشست، توانست برای سومین فصل متوالی با سرمربی فرانسوی و خوش فکر خود به فینال بالاترین سطح فوتبال باشگاهی اروپا و حتی جهان راه یابد. لوس بلانکوس از سد یوپ هاینکس با تجربه وتیمش گذشت و راهی فینال کیف شد. کهکشانی ها برای رسیدن به فینال مسیر دشواری را پشت سرگذاشتند، مسیری که سه مدعی قهرمانی در آن حضور داشتند. پاری سن ژرمن و دلارهایش، یوونتوس و قدمتش و سرانجام بایرن مونیخ و سرمربی کار بلدش. اما هیچکدام نتوانستند خط قرمزی باشند بر نام پر افتخار رئال مادرید.
رئال مادرید توانست با عبور از راهی سخت و طولانی برای هفتمین بار حضور در فینال لیگ قهرمانان را تجربه نماید و در این زمینه به پرافتخارترین تیم تبدیل شود. "به قول فارست گامپ زندگی مثل یک جعبه شکلات می مونه، نمی دونی انتخاب بعدیت می تونه چه طعم و مزه ای داشته باشه." با این وجود زیدان و شاگردانش از جعبه ای که پیش رویشان بود انتخاب درستی کردند و آن هم حضور در فینال کیف بود.