مطلب ارسالی کاربران
به جا مانده از بازی مقابل یووه: صعود کردیم
توماس رونکرو سردبیر آس در مورد بازی رئال مادرید و یوونتوس نوشت.
پنالتی بود
وقتی که بن عطیه مراکشی ، لوکاس وازکز را در آخرین لحظه زد، قلبم مثل یک لوکوموتیو داشت حرکت می کرد. مثل هزاران و هزاران مادریدیستا که با آشفتگی داشتند شکست سختی را تحمل می کردند که یک شب تاریک و غیرقابل پذیرش را برای قهرمانی آینده اروپا داشت رقم می زد. در دقیقه 93 لودیم، لحظه جادویی ما در چمپیونزلیگ و شکست 3-0 نگرانمان کرده بود. انتظار این نتیجه را نداشتیم. پسرم مارکوس با نگرانی به من زنگ زد و از من خواست توضیح بدهم اما نمی دانستم چه بگویم .خون به سختی در بدنم جریان یافته بود. فکر نمی کردم بعد از نتیجه تورین صعود این قدر برایمان سخت باشد. به همین خاطر پنالتی که توسط مایکل اولیور گرفته شد که کاملا هم سالم بود، لحظه نجات ما بود، انگار که نیمی از کشتی تایتانیک غرق نشده باشد. به هیچ وجه نمی خواست مبازی به وقت اضافه کشیده شود. یووه با توجه به شرایط ذهنی و بدنی در وقت اضافه می توانست مهلک باشد. اخراج بوفون باعث شده بود که استرس لحظات پایانی بیشتر شود چرا که جنجال های زیادی رخ داده بود اما رونالدو بهتر از هر کسی شرایط را مدیریت کرد. این پنالتی اعتماد به نفس بود و رونالدو از این مسئولیت نترسید. آن را پذیرفت. او در ذهن جاه طلبش کلمه فشار را حس نمی کرد. او با آرامش طوری ضربه را زد که انگار پتروویچ داشت ضربه سه امتیازی می زد. اما این یک گل عادی نبود. گ زندگی بود. فصلمان نجات یافت.
مثل 2012
شرایط آن قدر دراماتیک بود که بعد از گل سوم ماتوئیدی یاد شش سال پیش افتادم. بارسا، در نیمه نهایی از چلسی حذف شد. در ان بازی مسی پنالتی خراب کرد و فرناندو تورس گل زد. یک روز بعدش به نظر می رسید قرار است با لبخند به نیمه نهایی برسیم اما پنالتی های کاکا، راموس و رونالدو از دست رفت و چهره غمگین یپیدا کردیم. این بار نقشه داشت همان گونه پیش می رفت. برنابئو از حذف رم خوشحال بود و حذفسیتی گواردیولا هم حس خوب ما را دوچندان کرده بود چرا که آنها را به چشم بارسای دوم می بینیم. آن قدر خوشبین بودیم که داشتیم به حریف نیمه نهایی فکر می کردیم. فراموش کرده بودیم باید با یووه بازی کنیم، یک تیم همیشه قدر و سرسخت.اولی را زدند. عرق ریختیم. دومی را هم زدند، وای چه دردی در سینه ام پیچید. سومی را هم زدند. ورزشگاه وحشت کرد. این یک کابوس بود. داشتیم تحقیر می شدیم. نزدیک بود به 115 زنگ بزنیم تا برای اورژانس به کمکمان بیاید. مودریچ هم مصدومیت داشت. کاسمیرو و بیل بین دو نیمه تعویض شدند. راموس محروم کنار زمین دندان هایش را گاز می گرفت. اگر بازی به وقت اضافه کشیده می شد کابوس هایمان بیشتر می شد. اگر یووه گل چهارم را می زد رئال دو گل می خواست. آن هم در مقابل چنین دیوار تسخیرناپذیری. اما پنالتی آمد. رونالدو ظاهر شد و ترس هایمان پایان یافت. توپ به کنج دروازه رفت و صعود کردیم. خیلی دوستت داریم ستاره. زندگی ما بدون تو چگونه می توانست باشد؟
ممنون از هواداران
یکی از ضرب المثل های محبوبم من این است ” نابرده رنج، گنج میسر نمی شود.” به همین خاطر باید از هواداران صبور رئال تشکر کرد که حالا باید منتظر هشتمین نیمه نهایی پیاپی و قرعه کشی در نیون باشند.