طرفداری- در فوتبال مدرن، بازیکن ها دیگر تنها فوتبال بازی نمی کنند. نحوه حمل توپ، پاس، رفتار در داخل و بیرون از زمین همگی باعث می شوند شخصیت یک فوتبالیست شکل گیرد. سخت است که بتوانید در زمین فوتبال احساسات خود را پنهان کنید و برای بازیکنان خاص، زمین فوتبال محلی برای نمایش استعداد های پنهانی است. برای آدریانو لیته ریبیرو که بیشتر با نام «آدریانو» می شناسیم، جادوی پاهایش فقط با حس تعصبی که در خونش جاری بود، به حرکت در می آمد.
مهاجمی زهردار با پای چپ کشنده که توانایی خارق العاده ای داشت تا با حفظ توپ و استعداد از فیزیک بی نظیرش، مدافعان را از پیش رو بردارد. وقتی توپ را با پای راست مقابل پای چپش می انداخت تا از آن شوت های کشنده اش بزند، هیچ چیزی نمی توانست توصیف کننده وضعیت باشد. شوت های او را توپخانه فوتبالی بهتر است بنامیم. تحرک او در زمین نسبت به بازیکنان امروزی، خیلی سریع و خیلی بهتر بود.

بزرگ شده در کشوری فقیر که جرم و جنایت بیش از حد بر کودکان تاثیر می گذاشت، باعث شد آدریانو تمام دوران کودکی اش را در خیابان های ریو دو ژانیرو بگذراند و با قوانین حاکم بر آنجا زندگی کند. ویلا کروزیرو، جایی که آدریانو بود به معنای واقعی محل خرید و فروش مواد مخدر و جنایت های بی شمار بود و وقتی فساد جامعه را می گیرد، هیچوقت هیچکسی بی نصیب نمی ماند. فوتبال، یک راه در رو بود. راهی برای پولدار شدن، خریدن ماشین های سریع و کسب احترام برای کسی که از هیچ، به همه جا رسیده است. فوتبال برای پسران برزیل معنای دیگری داشت.
بچه هایی که در این محله ها به دنیا می آیند، اهداف دیگری دارند. کسب احترام در میان دوستان و خانواده، پول، پول و پول. وقتی شما در این محله پول داشته باشید، آن را میان خانواده و دوستان و بزرگان خرج می کنید چون احترام می خواهید و بدون احترام، دوام نمی آورید.
آدریانو در سن 16 سالگی در باشگاه فلامینگو بازی می کرد و در عرض یک سال، توانست راهی برای رسیدن به سطح حرفه ای پیدا کند. در دومین بازی حرفه ای دوران خود، مقابل سائوپائولو گلزنی کرد. پس از به ثمر رساندن 10 گل در 24 بازی، آدریانو به برزیل نشان داد مهاجمی بی رحم با شوت هایی قدرتمند در حال ظهور است که می خواهد به بهترین عناوین دست یابد. فصل 01-2000 برای آدریانو نقطه بازگشت زندگی اش بود.

نام او در جهان پیچید و همه او را با رونالدو مقایسه می کردند. این مقایسه ها همراه با نمایش های خیره کننده و برجسته باعث شد بالاخره سر از اینتر درآورد اما فیورنتنیا و پارما بر سر داشتن او حاضر به جدل بودند. بالاخره او به فیورنتینا رفت و بعد از اتمام قرارداد قرضی برای حضور در پارما آماده شد. در پارما طی دو فصل، 23 گل به ثمر رساند تا خودش را به مسئولان نراتزوری اثبات کند. آدریانو بالاخره به اینتر بازگشت.
طولی نکشید که با بازی های خوبش، از سوی هواداران لقب «L’Imperatore di Milano» را دریافت کرد. از کوچه های ویلا کروزیرو تا اخذ عنوان «امپراطور میلان». وقتی آدریانو در فرم خوبش قرار داشت، توقف او غیرممکن بود. مقایسه او با مریخی به حدی افزایش یافت که فشار ها برروی آدریانو بیشتر شد. این فشار ها او را به سمت حواشی کشاند.

تراژدی بزرگتری در زندگی آدریانو رخ داد. پدر او، المیر در سن 44 سالگی درگذشت. هرکسی ذره ای از بازی آدریانو را به یاد داشته باشد، می فهمد که او می توانست جای خالی رونالدو را برای برزیلی ها پر کند. او ظرفیتش را داشت. پس از مرگ پدرش، آدریانو به سراغ دوستِ اکثر فوتبالیست های بزرگ و فراموش شده رفت؛ الکل.
به رغم افسردگی شدید و افت شدیدش، او هرگز نگذاشت این حواشی مانع فوتبال بازی کردندش شود. طی فصل 2005 وقتی در اوج دوران بازیگری اش بود، 40 بار قفل دروازه حریفان را گشود! این عملکرد های مثبت قطعا سران اینتر را مجاب کرد قراردادی بهتر با او ببندند و مزایایی برای او در نظر گیرند. اداره چنین زندگی لوکس توانایی های خاصی می خواست.
کم کم رنگ های زیبای فوتبال، جای خود را به فانتزی های مختلف و ثروث داده بود. آدریانو دیگر آن پسرک قانع نبود. مردی که آدریانو را به اینجا رسانده بود، دیگر در این دنیا نبود. او ناامید و هراسان از آنچه قرار است بر سر زندگی اش بیاید، به زندگی ادامه داد. شاید آدریانو در فوتبال بی نظیر بود اما در نظم و انضباط، کمترین حس مسئولیتی نداشت.
کم کم که رفتارهای امپراطور تغییر کرد، فوتبال او هم عوض شد. او یاغیِ مست بود که با کادر فنی اینتر درگیر شده بود. در سال 2007، اعتیاد به مواد مخدر و الکل و مبارزه با افسردگی، آدریانو را از پای در آورد. علاقه منچسترسیتی و وست هم به جذب این بازیکن، به شایعات دامن زده بودند. همه در شهر از جدایی امپراطور حرف می زدند. در نهایت او برای حضور قرضی در سائوپائولو، به برزیل فرستاده شد. آدریانو در 19 بازی، 11 گل به ثمر رساند اما، حضور کلوپ های شبانه و عدم حضور به موقع در تمرینات باعث شد رسانه ها شروع به گمانه زنی کنند که آدریانو برای پارتی به برزیل برگشته است.
اگر واقع بین باشیم و روان مردی که روحش تکه تکه شده بود را بررسی کنیم، آدریانو حق داشت به جایی برگردد که احساس امنیت می کرد. جایی که خاطرات کودکی و پدرش به او آرامش می داد. آدریانو به اینتر بازگشت ولی دیگر هیچ اثری از امپراطور سابق نبود. او در زمین بازی تمام تلاشش را به کار می گرفت و قدرتمند ظاهر می شد اما روح شکسته آدریانو، به وضوح دیده می شد.

رابطه آدریانو و فوتبال روز به روز بدتر می شد. اینترمیلان او را در 2009 بازیکن آزاد اعلام کرد و فلامینگو او را به صورت آزاد جذب کرد. با وجود آنکه تمام تلاشش را کرد تا به باشگاهی که او را بزرگ کرده بود، دین اش را ادا کند و با زدن 19 گل هم موفق شد، اما خوی بد و زننده آدریانو این بار هم مانع پیشرفتش شد. او در مقابل سران باشگاه، مطبوعات، قانون، فوتبال و ورزش ایستاده بود. آدریانو از درون متلاشی شده بود.
وقتی رم او را به پایتخت ایتالیا برگرداند، شرایط بدتر هم شد. آدریانو سعی می کرد نشان ندهد در قلبش چه می گذرد اما امپراطور در حال سقوط بود؛ شبیه اساطیر یونان باستان. هرگز به این فکر نکنید که آدریانو چرا فرصت دوباره برای شروع مجدد را پیدا نکرد چون این گونه نبود. به او فرصت های زیادی داده شد. داستان آدریانو به جای افسانه، به درس عبرت بدل شده بود.
در جام جهانی 2006 وقتی باید مهاجم اصلی برزیل و همان آدریانویی که در کوپا آمریکای 2004 هفت گل به ثمر رساند می شد، تنها سایه ای از امپراطور میلان بود. او باید در آن لحظات ثمره زحمات خود را می خورد نه اینکه به مانند ایدیپوس-افسانه ای که به خاطر اشتباهات خود، سرانجام کور شد- باشد.
از بعضی جهات داستان غم انگیز آدریانو به فوتبال ربطی ندارد. او فرانکشتاین فوتبال بود. مردی که بهترین ویژگی های تهاجمی رونالدو را با قدرتِ خالصی که در روبرتو کارلوس یافت می شد، ترکیب کرد و در دوره ای، خدای فوتبال شد. هنوز مشت او به مارکو کانیرا از اذهان پاک نشده است. او ذاتا مرد خشنی نبود اما سختی زندگی بر او غلبه کرد.
از زمان بازگشتش از اروپا، او چندین بار در حال نوشیدن الکل در ریو دیده شده است. امیال او برای بازگشت به شهری که پارتی های وحشیانه و جنایت های زیاد دیده می شود، باورکردنی نبود. آدریانو، خودِ ناهنجاری بود. او قادر نبود خودش را کنترل کند. داستان هایی وجود دارد که آدریانو را به دست داشتن در خرید و فروش مواد مخدر و اسلحه متهم می کند. با وجود ناهنجاری های فراوان زندگی آدریانو، همچنان بگذارید او را «امپراطور» صدا بزنیم.
به قلم Jon Townsend از سایت Thesefootballtimes