طرفداری- سرخیو تنها 11 سال داشت اما در حال برداشتن گام های بزرگی برای تحقق رویایش بود. او می خواست راهی را برود که پیش از این هیچ پسر جوانی موفق به انجام آن نشده بود.
همانقدر که به دنیا آمدن سرخیو سخت بود، نامگذاری او توسط آدریانا و لئونل سخت تر بود. آن دو می خواستند نام میانی فرزندشان «Lionel» باشد اما فهرست نام های ثبت شده در ثبت و احوال بوینس آیرس، اجازه می داد تنها نام «Leonel» را انتخاب کنند. این بدین معنی بود که پسرک جوان فقط به خاطر تلفظ سخت این نام، باید راه پدرش را ادامه می داد.
این تنها مشکل آن ها نبود. با وجود آنکه نامِ پسر خانواده، سرخیو لئونل آگوئرو دل کاستیو است اما، در شناسنامه فقط آگوئرو نوشته شده بود. قانون، پدر و مادر سرخیو را که موقع تولد او به طور رسمی ازدواج نکرده بودند، افراد زیر سن قانونی اعلام کرد تا تنها فامیلی مادرش به سرخیو برسد. لئونل و آدریانا، چهارسال تلاش کردند تا این اشتباه را اصلاح کنند اما آن ها نیاز به کارت شناسایی و ملی داشتند که متاسفانه در سیل گم شده بود. سیلی که خانه آن ها را ویران کرد. این مشکل تا الان حل نشده است.

اما هیچ تاییدیه و کاغذی در آمریکای جنوبی نمی تواند مانع خوشحالی و رضایت یک خانواده از وجود و برکت فرزندشان باشد. آن ها برای رشد و پرورش فرزند خود همه کار می کنند.
دو سال بعد از اولین بازی در ورزشگاه دوبل ویزرای ایندیپندنته، مطبوعات آرژانتینی شروع به توجه ویژه به آگوئرو کردند. تیتر روزنامه ها این بود: "بازیکنی که قطعا در آینده موفق خواهد شد." کاری که باشگاه های بزرگ اروپایی تمایل زیادی برای تحقق آن داشتند. دنیل فرسکو، شخصی که در نوشتن بیوگرافی کتاب «Born to Rise» تلاش زیادی کرد و از جزئیات زندگی سرخیو باخبر بود، گفته است:
باور دارم یکی از ارکان مهم زندگی سرخیو، توانایی تصمیم گیری صحیح خانواده اش بود. وقتی 13 ساله بود، لئو و آدریانا پیشنهادی بسیار بزرگ از باشگاه یوونتوس دریافت کردند. گرچه آن ها از شخصی که بر روی استعداد های سرخیو سرمایه گذاری کرده بود، مبالغی دریافت می کردند اما خب نیازهای خانواده زیاد بود و پیشنهاد هم دیوانه کننده.
آن ها پیشنهاد یوونتوس را رد کردند و به کمک ساموئل لیبرمن و خوزه ماریا تصمیم گرفتند نمایندگانی باتجربه تر برای پسرشان استخدام کنند. در 14 سالگی با شرکت بین المللی «IMG» قرارداد امضا کردند. مشاورینی که از آن روز تا به حال سرخیو را راهنمایی می کند. این شرکت، خانه ای بهتر و مرفه تر برای خانواده آگوئرو فراهم کرد و کمک کرد تا سرخیو با شرکت «نایکی» قرارداد امضا کند.
سه روز پس از جشن تولد 15 سالگی، توسط مربی جدید ایندیپندنته که سال های قبل ملاقاتی با سرخیو داشت، به تیم اصلی دعوت شد. در عرض یک ماه، سرخیو به جوان ترین بازیکنی که در تاریخ رقابت های لیگ آرژانتین بازی کرده، تبدیل می شد. سرخیو خودش در این مورد می گوید: "همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد."
دو هفته بعد خودش را در تمرینات تیم اصلی دید و روز بعد از آن مقابل تیم اصلی در تمرینات بازی کرد. پس از آن از او خواسته شد در بین ذخیره ها برای بازی مقابل سن لورنزو حاضر باشد. در نتیجه این رخداد ها و بازی های سرنوشت، کلید شروع دوران حرفه ای سرخیو زده شد. سرخیو خاطره جالب و تاثیر گذاری دارد:
وقتی برای منچسترسیتی اولین بازی ام را می دادم، شماره 16 را می پوشیدم و به جای نایجل دیانگ که 34 پوشیده بود به زمین آمدم. وقتی هم برای ایندیپندنته اولین بازی ام را انجام دادم، شماره 34 را می پوشیدم که اتفاقا به جای بازیکنی که 16 پوشیده بود به زمین آمدم.
تاثیر سرنوشت در زندگی سرخیو کاملا مشهود است. پابلو زابالتا، دوست صمیمی سرخیو، در آن زمان در سن لورنزو بازی می کرد-آن بازی، آخرین بازی گابی میلیتو قبل از انتقال به اروپا بود که بسیار گرم بدرقه شد، درست شبیه اتفاقی که موقع خداحافظی هرنان کرسپو برای آگوئرو اتفاق افتاد- اما جالب ترین اتفاق در مورد بازی اول سرخیو، این بود که 300 کیلومتر دورتر، لیونل مسی این بازی را تماشا کرد. اگر برای تان جالب است باید بدانید مسی اهل روزاریو است و در آن جا اسم «Lionel» کاملا مجاز است. گرچه خورخه مسی همیشه پسرش را لئونل صدا زد.

مسی به تازگی قراردادی با بارسلونا امضا کرده بود، در تعطیلات به سر می برد و رکورد شکنی آگوئرو در اولین بازی مهمش را تماشا کرد. فرسکو در ادامه می گوید که دلیل نزدیکی مسی و سرخیو را می داند.
بیشترین چیزی که مسی را تحت تاثیر قرارداد، زمانی بود که بلندگوی استادیوم با صدای بلند اعلام کرد سرخیو جوان ترین [15] بازیکنی است که تا به حال در لیگ آرژانتین بازی کرده است. او زیاد اسم پسر جوان را به خاطر نسپرد اما از درخشش یک نوجوان در این هم شگفت زده شد.
با وجود شروع طوفانی، حرفه سرخیو پیشرفت چندانی نکرد. او تا یک سال دیگر اصلا بازی نکرد و اولین گلش را زیر نظر پدرو مانزون به ثمر رساند. ال روخو [لقب ایندیپندنته] در 18 ماه، شش مربی عوض کرد تا هفتمین مربی از راه برسد؛ سزار لوئیس منوتی. منوتی باعث شد آگوئرو برای جام جهانی زیر 20 سال در 2005 به تیم ملی دعوت شود، جایی که قرار بود دوستی صمیمی اش با مسی آغاز شود. فرسکو می گوید:
آن ها پیش از این هم از روی شانس در کمپ تمرینی تیم ملی در بوینس آیرس همدیگر را ملاقات کرده بودند. لئو هم برای جام جهانی به تیم ملی فراخوانده شد و سرخیو هم پیشتر مسی را ندیده بود اما هردو یکدیگر را می شناختند. سرخیو شنیده بود جوانی آرژانتینی برای بارسلونا بازی می کند که به اعتقاد خیلی ها، استعدادی خارق العاده دارد. شروع دوستی آن دو، از این مکالمه شروع شد: " کی هستی؟" مسی هم جواب داد"لئو". بقیه بازیکنان توضیح دادند او همانی است که برای بارسلونا بازی می کند.

مسی، از سرخیو تعاریفی شنیده بود و سرخیو هم مسی را می شناخت. آن دو برای هم احترام زیادی قائل بودند. آن دو جوانترین عضو تیم بودند که به هلند می رود. میگوئل آنخل تویو، یکی از بزرگترین مربی جوانان آرژانتین تصمیم گرفت این دو هم اتاقی شوند. به گفته فرسکو، آنخل تویو به آگوئرو گفته بود تو می خواهی به اروپا بروی پس بهتر است با لئو هم اتاقی شود که تجربیات او در بارسلونا به کمکت خواهد آمد. دوستی میان سرخیو و لئو، صمیمی تر شد.
امیلیانو مولینا، یکی از دوستان دوران کودکی سرخیو در تصادف ماشین آسیب جدی دید. فرسکو می گوید: سرخیو و امیلیانو، هردو آرزوهای بزرگی داشتند که می خواستند باهم عملی کنند. فکر و ذهن سرخیو پیش امیلیانو مانده بود و دائم منتظر خبری از بوینس آیرس بود. کادر فنی آرژانتین برای مقابله با هراتفاق بدی، او را تحت کنترل داشتند چون می خواستند سرخیو شوکه نشود و این خبر از جای دیگری درز نکند.
آن شب خبر رسید امیلیانو مرده است. برای بستن هرگونه رابطه سرخیو با بیرون، وای فای هتل خاموش شد البته بعضی اتاق ها هنوز دسترسی داشتند. صبح روز بعد، لئو زودتر از سایرین از خواب بیدار شد و خبرها را خواند. سرخیو هنوز خواب بود. این مسی بود که به سرخیو گفت بهترین دوست دوران کودکی ات درگذشته است. شوک بزرگی به آگوئرو وارد شد.
فرسکو مدعی است:" پس از گذراندن شوک خبر، آن دو همدیگر را بغل کرده و تا مدتی در آغوش هم گریه کردند. با وجود خبرهای بد، آن دو به همدیگر قوت قلب می دادند. باور دارم این اتفاق، دوستی آن ها را عمیق تر کرد. سرخیو و لئو خودشان این لحظه را برای من تعریف کردند."
آرژانتین با شکست برزیل در نیمه نهایی و نیجریه در فینال، قهرمان رقابت ها شد. فرناندو سیونورینی، یکی از اعضای ال روخو در طی سال های 2004 تا 2006 که سابقه همکاری با منوتی، مردی که پس از قهرمانی آرژانتین در جام جهانی 1978، یکی از بزرگترین شخصیت های این کشور محسوب می شود، در مورد نحوه محبوبیت سرخیو گفته است:
سرخیو 17 سال داشت و به یاد دارم وقتی سزار منوتی در وسط زمین خودش را به بازیکنان معرفی می کرد، به شکلی غیرمعمول با او دست داد و خودش را "کون آگوئرو" معرفی کرد. این صحنه را به یاد دارم چون همه شگفت زده شدند. رفتار، شخصیت و لهجه سرخیو، شما را به یاد نوجوانانی می انداخت که در چمنزار ها بزرگ شده اند. در آن لحظه خاص میان سزار و سرخیو، دوران حرفه ای پسرک جوان آغاز شد.
او پسری دوست داشتنی بود که لبخندش به دل می نشست. شخصیت او باعث شد هم تیمی هایش خیلی زود او را در آغوش بگیرند. او محبوب هواداران شد و تا این لحظه، توسط آن ها پرستش می شود. سزار در تمرینات، سرخیو را به روماریو تشبیه کرده بود و زمان هم نشان داد که حق با او بود.
7 آگوست 2005، سرخیو شماره 10 ایندیپندنته را برتن کرد. 9 ماه بعد هم بازیکن اتلتیکو مادرید شد. بازهم او دستاورد های یک عمر را در بازه کوتاه مدت به دست آورد. در آخرین فصلش، او سه گل در دو بازی به ثمر رساند که یکی مقابل راسینگ کلاب بود. پس از گل، با نشان دادن «به خاطر تو امیلیانو» احساساتش را نشان داد.
سرخیو خیلی زود با مارادونا مقایسه شد، در برنامه زنده کنار او نشست، با شرکت های «نایکی»، «Gillette» و «Pepsi» قرارداد همکاری امضا کرد، در برنامه های تبلیغاتی حضور یافت و در 17 سالگی توجه باشگاه های بزرگ اروپا را به خود جلب کرد. آگوئرو پس از سال ها در مورد آن دوران می گوید: " جوانترین بازیکن تیم پس از من 23 ساله بود و همه 30 ساله بودند. جوّ تیم باعث شد خیلی زود بالغ شوم اما می خواستم تجارب متفاوتی کسب کنم."
اتلتیکو مادرید مدت ها می شد سرخیو را زیر نظر داشت. وضعیت ال روخو بد بود و پیشنهاد 23 میلیون یورویی روخی بلانکوس برای متقاعد کردن سران ایندیپندنته کافی بود. [ رکوردی برای آرژانتین و باشگاه اتلتیکو مادرید.]

او می خواست وداعی با شکوه با هواداران خونگرم ایندیپندنته داشته باشد اما پس از دریافت پنجمین کارت زرد فصل در بازی مقابل بوکاجونیورز که حتی اشک و التماس او به داور هم کافی نبود، آرژانتین را ترک کرد. " سرخیو ذاتا یک برنده است، او شکست را دوست ندارد و در صورتی که شکست بخورد، با انگیزه چندین برابر باز می گردد. همیشه برای بیشترین و بهترین اتفاق، تا آخرین لحظه می جنگند."
به قلم Sam Lee برای سایت گل