طرفداری |  هامس رودریگز، ستاره کلمبیایی سابق رئال مادرید، در مستند جدید خود در نتفلیکس، پرده از اسرار ناگفته دوران حرفه‌ای‌اش برداشته است؛ از تغییر مسیر ناگهانی در مسیر پیوستن به منچستریونایتد به لطف کارلو آنچلوتی تا روایت ناگفته‌های تلخ از نیمکت‌نشینی‌های دوران زیدان.

دوران بازی هامس همواره با تصمیمات پرحاشیه و لحظات سرنوشت‌ساز گره خورده است. این ستاره کلمبیایی که حالا در مینه‌سوتا یونایتد توپ می‌زند، در مستند جدیدش که به تازگی از نتفلیکس پخش شده، از پشت‌پرده انتقال جنجالی‌اش به بایرن مونیخ سخن گفته؛ انتقالی که مسیر زندگی حرفه‌ای او را برای همیشه تغییر داد.

«منچستر مرده است!» وقتی آنچلوتی مسیر هامس را تغییر داد

یکی از هیجان‌انگیزترین بخش‌های این مستند، ماجرای جدایی هامس از رئال مادرید است. جایی که همه چیز برای پیوستن او به منچستریونایتد آماده بود، اما یک تماس تلفنی از سوی کارلو آنچلوتی ورق را برگرداند. هامس با یادآوری آن روز می‌گوید:

هیچ‌کس این را نمی‌داند، اما من عملاً راهی منچستریونایتد بودم. ژرژ مندس (مدیر برنامه‌هایش) از من پرسید: می‌خواهی به بایرن بروی؟ پرسیدم کجا بازی کنم؟ فرانک ریبری و آرین روبن آنجا هستند! او گفت کارلو تو را خواسته است. کارلو به من زنگ زد. گفتم فکر می‌کنم به منچستر می‌روم. او به شکلی قاطع پاسخ داد: کدام منچستر؟ منچستر مرده است! تو باید بیایی پیش خودم. راستش را بخواهید، فکر می‌کنم آن روز بهترین تصمیم زندگی‌ام را گرفتم.

از آرامشِ زبانی در مونیخ تا بن‌بست با نیکو کواچ

رودریگز در بخش دیگری از این مستند از تطبیق‌پذیری‌اش در آلمان می‌گوید. او معتقد است حضور کارلو آنچلوتی و یوپ هاینکس در سال اول، به دلیل تسلط آن‌ها به زبان اسپانیایی، کار را برایش آسان کرده بود. اما ورق با حضور نیکو کواچ در فصل دوم برگشت. هامس با لحنی کنایه‌آمیز درباره تمرینات کواچ می‌گوید:

هر مربی سلیقه خودش را دارد و من در سلیقه او نبودم. او می‌خواست بازیکنان بعد از تمرین ۳۰ دقیقه دوچرخه‌سواری کنند. به او گفتم: «چرا باید این کار را بکنم؟ مگر آمدم در تور دو فرانس شرکت کنم؟ من فوتبالیستم!».

رودریگز همچنین اعتراف می‌کند که یادگیری زبان آلمانی برایش کابوس بوده و سر کلاس‌های آموزشی مدام خوابش می‌برده است.

زیدان؛ احساس بی‌عدالتی در برنابئو

بخش دیگری مستند، به دوران پرفراز و نشیب حضورش در برنابئو اختصاص دارد. هامس تأکید می‌کند که هیچ‌گونه خصومت شخصی با زین‌ الدین زیدان نداشته، اما از «حس بی‌عدالتی» رنج می‌برده است:

با زیدان خوب تمرین می‌کردم. وقتی بازی می‌کردم گل می‌زدم یا پاس گل می‌دادم، اما وقتی نوبت به بازی‌های بزرگ می‌رسید، من جایی در ترکیب نداشتم. همیشه از خودم می‌پرسیدم: دیگر چه کار باید بکنم؟ این فضا به یک جو سمی تبدیل شده بود، چون رسانه‌ها مدام من را با چهره‌ای عصبانی روی نیمکت شکار می‌کردند. زیدان از همان ابتدا ۱۳ بازیکن اصلی‌اش را انتخاب کرده بود و من جایی در ایده‌های او نداشتم. اگرچه بابت موفقیت‌هایش به او احترام می‌گذارم، اما تنها چیزی که می‌خواستم، فرصتِ بازی بود.