طرفداری- اگرچه بخش عمده ای از هواداران لیورپول در سراسر دنیا، هیچگاه لیورپول را بدون جرارد ندیده اند، او در پایان فصل قید شهر و کشور و باشگاه را می زند و به آمریکا خواهد رفت، اما زندگی بعد از او هم ادامه دارد.
در مصاحبه ای که برندان راجرز پس از پیروزی 2-0 مقابل ویلا انجام داد، مطابق همیشه اش که بیشتر از مربی های مدرن از جملات کلیشه ای استفاده می کند، گفت: "ما دوباره به هویت واقعی ای که دو سال به آن وفادار بوده و آنطور بازی می کردیم دست یافتیم. چهار ماه بود که هیچ جایی نزدیک به آن نبودیم. "
نسبی صحبت کردن و القای منظور مورد نظر به شیوه های گنگ و به نحوی که به شنونده تلقین کند، مخصوصا در ورزش همیشه حضور داشته است. فوتبال یکی از شفاف ترین نمونه های استفاده از مفهوم " هویت " در تمام طول تاریخ ورزش بوده است. برای مثال توتال فوتبال، فلسفه ای که در دهه 60 و 70 در هلند و آژاکس پا گرفت. به یوتیوب بروید و نام رونالدینیو که شاید آخرین پیامبر بزرگ فوتبال باشد را جست و جو کنید تا مفهوم لذت بردن از فوتبال را درک کنید.
کاتاناچیو، سبکی بود که هلینو هررا در دهه 60 به کار گرفت که هنوز هم به کار گرفته می شود. اگرچه حالا مطابق تعریف و کیفیت آن نیست، اما بهانه ای شده است برای اسم گذاشتن روی سبک ایتالیایی ها وقتی در یک بازی به پیروزی دست پیدا می کنند. هویت همیشه در فوتبال وجود داشته است و حالا - در قلمرو زبان - به نظر فقط به طور خاص شناخته شده است.
من را محکوم نکنید. به طور کلی هویت را زیر سوال نمی برم. به نظرم وقتی تیمی روی یک فلسفه خاص و با طول موجی یکسان در مسابقات مختلف بازی می کند، می توان آن را باور کرد و بدان احترا گذاشت. خریدن بازیکن، یک عنصر حیاتی است زمانی که دورنمایی برای موفق شدن داشته باشید، اما از طرف دیگر وقتی شما در عدم موفقیت، خود را دور از آن می دانید و خود را موظف به اجرا و رسیدن به آن می دانید داستان فرق می کند. بیایید به سراغ لیورپول برویم.
همه در مورد افت لیورپول در ابتدای فصل آگاهند، اما وقتی به نتایج اخیر نگاه می کنیم می بینیم آنها در حال نزدیک شدن به جایگاه خود هستند. پسران جدید در حال اثبات خود بوده و لازار مارکوویچ و امره جان با گزینه های زیادی که به مربی برای بازی در پست های مختلف می دهند، به برگ برنده تبدیل شده اند.
سه بار بسته ماندن دروازه در شش بازی اخیر تنها یک معنی دارد، این که تیم در فاز دفاعی پیشرفت کرده است. آنها توسط بازیکنان مختلفی به گل می رسند و این در حالی است که دنیل استاریج به زودی به ترکیب باز می گردد. شکست ناپذیری در شش بازی و در شرایط برنده در چهار تای آن، قرمزها را از حیث فرم پس از ساوتهمپتون آماده این روزها در رده دوم قرار می دهد. همه فاکتورهای مختلف در این مقطع حساس فصل در لیورپول در حال بهبود است. آنها در نیمه دوم فصل جاری به دنبال ساخت چیزی هستند که برای چند سال آینده می تواند راه را مشخص کند. همه این ها را گفتم که بگویم هیچ چیزی مانند بر سر زبان افتادن، "جانشین استیون جرارد" نمی تواند امید های آن ها را نقش بر آب کند.
استیون جرارد، کاپیتان کنونی لیورپول. نماد باشگاه در بیش از یک دهه اخیر در پایان فصل چمدانش را می بندد و به جایی در غرب برای تمام کردن فوتبالش خواهد رفت تا هر هفته بتواند بازی کند و کمی شانه هایش را از همه فشاری که در این سالها روی آن ها بود، آزاد کند. او همواره نقشی کلیدی در کسب جام های باشگاه ایفا کرده است و جوایز شخصی او در حوصله این مقال نمی گنجد. یک رهبر و تکیه گاه که وقتی پایان فصل تمام شهرتش در آنفیلد را گذاشت و رفت و برگی جدید از زندگی او و لیورپول در نبود هم خلق می شود. برگی جدید که آن را باور داشته باشیم یا نه، در کمین نشسته است.
حال، وقتی عباراتی مانند "بعدی" ، "جرارد" یا "جایگزین" را در کنار هم در گوگل جست و جو می کنیم با یک مشت هافبک میانی روبرو می شویم. نام هایی که قرار است بیایند و جای خالی او را پر کنند. چند گزینه اول فابین دلف از ویلا، میرالم پیانیچ از رم و راس بارکلی از اورتون هستند. برخی زانوی غم برای جای خالی او در فصل آینده بغل گرفته اند. اما اینجا جایی است که مفهوم هویت پیچیده می شود. بله، وقتی اوآنفیلد را ترک کند جای وی خالی خواهد بود، اما این جای خالی هرگز پر نخواهد شد. هیچکس دیگر نخواهد توانست شماره 8 او را بپوشد و در لحظات تلف شده پشت ضربات شروع مجدد بایستد و توپ را به تور دروازه بچسباند و استادیوم را تا مرز انفجار برساند.
استیون جرارد، صاحب مدال طلای اروپا در یکی از شخصی ترین نمایش های بازیکنی در فینال آن مسابقات است و بازیکنی جوان وجود ندارد که با شادابی خود بتواند بیاید و آن جای خالی را پر کند. لیورپول راه خود را در نبود استیون جرارد - آنطور که برخی این باشگاه را خالی از خون کلاسیک می دانند - گم نخواهد کرد. باید این تفاوت ِ بودن و نبودن او را درک کرد و به همان اندازه به آن اشاره داشت. حالا شاید زمانی باشد که به دنبال جانشین دویدن از سوی باشگاه و مخصوصا رسانه ها قابل باور باشد. اما هواداران لیورپول باید بدانند که با این جای خالی مانند یک جای خالی دیگر در هر کجای زمین برخورد کنند. هر برخوردی غیر از این، یک موقعیت باخت - باخت را پیش می آورد.
این درست نیست که فشاری بیش از اندازه روی جانشین احتمالی او وارد شود و از طرفی اشتباه است اگر اینطور برخورد شود که استیون جرارد بازیکنی جانشین پذیر است. تیم همچنان روی همان هویت - به قول آقای راجرز - با همه عملگرها و سیستم ها راهی طولانی مدتی در نظر گرفته و قرار است وظیفه های کاپیتان به طور مساوی روی شانه های 11 بازیکن تیم تقسیم شود! برای سال ها لیورپول از استیون جرارد انتظار داشت در بازی های بزرگ دست در جیبش کرده و چوب جادوگری را بیرون آورده و معجزه کند. انتظاری منطقی که برای سالها و سالها جواب داد.
اما در نیمه نخست این فصل؛ و بعد از اتفاقات انتهای فصل قبل و یک جام جهانی بد، بالاخره شاهد آن بودیم که پاهایش دیگر آنقدر سریع نبود که به دنبال هافبک های سریع و تکنیکی این روزهای جزیره بدود، روی آن ها فشار بیاورد و توپشان را تکل کند و زود تر از آن ها بلند شود و " اینکه بازیکن شماره یک این زمین است " را در گوش دنیا فریاد بزند. بازی های اخیر نشان داد که لیورپول در بود و نبود یا حضور مقطعی او می تواند به خوبی بازی کند. آخرین چیزی که آن ها نیاز دارند این است که هافبکی مطابق با این فلسفه فوتبال بیاید و از او انتظار داشته باشند به مانند اسطوره باشگاه، همه مسئولیت های تیم را بر دوش بکشد. اندرسون چقدر می توانست در منچستر موفق باشد اگر هر بار که اشتباه می کرد با اسطوره ای به اسم روی کین مقایسه نمی شد؟
ایده ی جایگزین کردن بازیکنان برجسته عملی خطرناک در فوتبال است. درست است که ما روزهای خوشی را با بازیکنان بزرگ در خاطر داریم، اما وقتی شخص مورد نظر می رود و تنها یک آمار از او باقی می ماند، زمان آن می رسد که ما هم عبور کنیم. شاید مهم تر از آن مقایسه و اندازه گیری با کسانی که پیشتر در این پیراهن دیده ایم، مهم این باشد که به بازیکن جدید اهمیت و اجازه ی پرورش داده شود. تابستان پیش رو لیورپول با یک بازیکن 35 ساله وداع می کند. اگر رفتن سریع اتفاق بیفتد، همه چیز تنها در همان لحظه درد آور خواهد بود و نتیجه این خواهد شد که به این زودی بحران هویت را در لیورپول دوباره شاهد نخواهیم بود !