رونالدو بکی از بهترین بازیکن های جهان که بار ها برنده توپ طلا و کفش طلا است بیل سر شونه اش گذاشته و بقچه در دست داشت می رفت سر زمین
رونالدو: ای خدای از صبح تا شب جون می کنم آخر نباید یه موتور داشته باشم پیاده بیام سر زمین اخه
خدایا بعضی موقع ها فکر می کنم ای مسی که کارش نصف من سخت نی شد میلیاردر من بدبخت که دستام پینه بسته یه موتور نصیب ما نمیشه
هیچی خدا ولش همین که تن جورجینیا و پنجه هام سالم خدا رو شکر
رونالدو در همین زمان به سر زمین کشاورزیش رسید و اتفاق بدی را مشاهده کرد
رونالدو :ای گله کیه داخل زمین ما فکر کنم گله مش زلاتان ای خدا لعنتش کنه
رونالدو دوان دوان به سمت مش زلاتان رفت اخه مرتیکه ای چه کاری داری میکنی زحمات یه سال من رو داری داغون میکنی
مش زلاتان: اولا سلام کن جوون دوما چی گفتی نشنفدم یه بار دیگه بگو
رونالدو: هیچی مش زلاتان میگم اگه مقدور هست این گوسفنداتون رو ببرید بیرون از زمین ما
مش زلاتان: حالا شد یه چیزی باشه
رونالدو مشغول به کار شد تا ظهر کار کرد و گفت: الان برم ناهار بخورم که دارم از گشنگی میمیرم
در همین حال تن هاخ رو دید که داره چند زمین اونور تر کود میده با خودش گفت تن هاخ کود دهی رو زود شروع نکرده الان که موقع کوددهی نیست!
رونالدو رفت بقچه اش رو باز کرد
رونالدو:چند بار به این جورجینیا گفتم من کار می کنم اخه نون پنیر سبزی اخه نون پنیر سبزی
رونالدو به هر صورت بود ناهار خورد و تا ش ب کارش ادامه داد و به خونه اش رفت