بعد از آخرين شكست دورتموند در سال 2014 در بازى مقابل وردربرمن، جهنم پديد آمده براى متس هوملس كاپيتان تيم هرگز قابل درك نبود، به طورى كه او ترس سقوط از بوندسليگا را بسيار بزرگ و جدى توصيف نمود. در حقيقت با اين شكست، بدترين و ضعيف ترين حضور دورتموند در رقابت هاى نيم فصل در تاريخ بوندسليگا رقم خورد و متس هوملس نيز خود جزئى از اين حركت تاريخى رو به عقب مى باشد كه به نوعى شكستى شخصى نيز براى وى محسوب مى شود. شايد بعد از قهرمانى در ماراكانا او هرگز تجربه چنين شرايطى را براى خود پيش بينى نمى كرده است.
دورتموند و تيم ملى آلمان هر دو در سال فوتبالى 2014 به نوعى شگفتى ساز شدند، قهرمانى در برزيل و اينكه چگونه برنامه هاى يوگى لوو مانشافت را به بالاترين موفقيت ممكن در فوتبال رسانده، بى ترديد فراموش نشدنى است. پيروزى 7:1 در نيمه نهايى جام جهانى مقابل برزيل ميزبان مدعى رقابت ها افتخارى تاريخى براى آلمان ها خواهد بود و شايد براى هميشه جزء ده بازى عجيب و غير قابل باور تاريخ فوتبال دنيا به حساب آيد. در پايان نيز آلمان ها با انجام يك بازى حساب شده در فينال ماراكانا به قهرمانى شايسته براى فوتبال جهان تبديل شدند.
سقوط و افت دورتموند در نيم فصل اخير همانند عملكرد هاى ضعيف تيم ملى آلمان در بازى مقدماتى يورو 2016 شوك برانگيز بوده است. هر دوى اين اتفاقات اثباتى بر اين موضوع هستند كه موفقيت در جام جهانى به صورت اتوماتيك به شكست ناپذيرى تيم براى مدت زمان طولانى منتهى نخواهند شد، دقيقا همانطور كه فرانتس بكن باوئر بعد از جام جهانى 1990 پيش بينى نموده بود. حال چنين مسئله اى در مورد افول دورتموند نيز قابل تامل است.
دورتموند در سال هاى اخير به مهم ترين رقيب و تعقيب كننده بايرن مونيخ و اميدى براى نبرد با بوندسليگاى تك قطبى تبديل شده بود، اما در حال حاضر از چنين هدفى فرسنگ ها فاصله گرفته است. در هفته هاى اخير در مطبوعات مختلف تحليل ها و مطالب فراوانى در خصوص علت افت دورتموند به انتشار رسيده، اما به نظر هنوز دليل اصلى چنين افتى به خوبى موشكافى نشده است.
تيمى كه قبل از شروع فصل از مدعيان قهرمانى محسوب مى شد و حال بعد از پايان نيمى از فصل در منطقه سقوط به دسته پايين تر قرار دارد، بى ترديد از مشكلاتى بيش از مصدوميت چند بازيكن كليدى برخوردار است. حال بايد در دور برگشت نشان داده شود كه سرمربى فوق العاده اى همانند يورگن كلوپ توان نجات تيم از منطقه خطر سقوط را داراست؟
براى بوندسليگا نيز افول دورتموند بسيار ناگوار است، چون مونيخى ها همواره به بازيگرى مخالف نيازمند هستند و در اين فصل نيز براى سومين مرتبه متوالى به احتمال فراوان با اختلاف امتيازى فراوان و بدون داشتن رقيبى جدى به قهرمانى خواهند رسيد. اگر در رقابتى مثل بوندسليگا رقابت بر سر قهرمانى، مهم ترين عامل هيجان از دست برود، در طولانى مدت خطر كم شدن جذابيت، اين رقابت ها را تهديد خواهد نمود.
رقابت بر سر رده هاى بالاى جدول و كسب مجوز حضور در ليگ قهرمانان يا رقابت براى بقا در انتهاى جدول مى توانند جذاب و هيجان انگيز باشند، اما مشخص بودن تكليف قهرمانى از قبل، در طولانى مدت بى تاثير نخواهد بود و بر كل عملكرد ليگ تاثير منفى خواهد داشت. در اين زمينه بى ترديد بايرن مونيخ مقصر نيست، چون اين تيم با فكر باز و برنامه ريزى دقيق سران خود به چنين اقتدارى دست يافته است، البته مى توان اختلاف اين تيم با ساير رقبا را بهتر از ادعاى پل برايتنر اسطوره اين تيم استدلال نمود:"ما نمى توانيم براى ناتوانى تيم هاى ديگر كارى انجام دهيم."
مونيخى ها هم اكنون شانزده سال زودتر از موعد مقرر بدهى هاى خود در خصوص ساخت استاديوم آليانس آره نا را پرداخت نموده اند و از سال 2015 سالانه 25 ميليون يورو درآمد بيشترى خواهند داشت كه اين مازاد درآمد با توجه به درآمدهاى ناشى از حق بخش تلويزيونى بازى هاى اين تيم، اسپانسرينگ و تماشاگران حاضر در ورزشگاه 75000 نفرى آليانس آره نا، بايرن مونيخ را به تيمى دست نيافتنى تر تبديل خواهد نمود.
تنها تيم هايى مى توانند بايرن مونيخ را در بلند مدت تعقيب نمايند و به رقيبيى بزرگ براى اين تيم تبديل شوند كه از ساختارهاى خاص اقتصادى برخوردار باشند و به نظر تنها تكيه بر درآمدهاى ناشى از حضور تماشاگران و يا كمك مالى اعضا در اين زمينه هرگز كافى نمى باشد. امروزه باشگاه ها مى بايست با افزايش سرمايه، جذب اسپانسرينگ و سرمايه گذاران و يا ورود به به بورس بر قدرت اقتصادى خود بيفزايند. به همين دليل مى توان ادعا نمود كه حضور وولفسبورگ در رده دوم رقابت هاى بوندسليگا در پايان دور رفت هرگز تصادفى نيست، چون اين باشگاه از سرمايه گذار بزرگى همانند شركت خودرو سازى فولكس واگن برخوردار است.
سرمايه گذارى در تيم هايى نظير وولفسبورگ، هوفنهايم و بايرلوركوزن و تيم هاى حاضر در بوندسليگاى دو نظير ردبول لايپزيگ، اينگول اشتادت يا هايدنهايم كه همگى از وجود حاميان بزرگى در پشت سر خود برخوردار هستند، زنگ خطرى براى تيم هاى كلاسيك فوتبال آلمان است، چون در حال حاضر به جزء دورتموند، تيم هايى نظير هامبورگ، وردربرمن، اشتوتگارت، هرتابرلين و فرايبورگ نيز در انتهاى جدول بوندسليگا حضور دارند و سقوط يكى از اين تيم ها به دسته پايين تر با وجود غير قابل پذيرش بودن در انتهاى فصل اجتناب ناپذير مى باشد.
بوندسليگا همواره ليگى چند قطبى و هيجان انگيز بوده و حتى وجود بيمارى اسپانيايى با حضور تنها دو تيم مدعى در اين رقابت ها غير قابل قبول بوده است، حال اين ليگ به رقابتى كاملا تك قطبى تبديل شده و خطر كم شدن جذابيت مهمترين خطرى است كه آن را تهديد مى كند، مسئله اى كه با توجه به دست نيافتنى شدن بايرن مونيخ و ضعف روز افزون تيم هاى پرطرفدار و كلاسيك بوندسليگا، در آينده نزديك قابل حل نخواهد بود.
به قلم لارس وال رودت از وب سايت روزنامه دى ولت آلمان