طرفداری | در حالی که نگرانیهای زیادی در مورد خرید بازیکن با رویکرد غیرمعمول تحت مالکیت بهداد اقبالی و تاد بولی وجود داشت، منصفانه بود که به خاطر دو مورد به آنها اعتبار بدهیم. اول اینکه یک برنامهی مشخص وجود داشت. دوم هم به این دلیل که منسجم به نظر میآمد. چلسی در حال جذب بازیکنان جوان بود، جوانتر از خرید همه باشگاه های دیگر. آن ها بازیکنانشان را با قراردادهای طولانیتری نسبت به هر باشگاه دیگری به خدمت میگرفتند. و در انتخاب مائوریسیو پوچتینو به عنوان سرمربی، به سراغ کسی رفتند که عملکرد او نشان میداد در کار کردن با بازیکنان جوان و آیندهدار، در تاتنهام، موفقتر بوده است تا ستارگان ثابت شده (مثل تجربه اش در پاری سن ژرمن). این یک طرز تفکر هماهنگ و منطقی بود.
یک پروژه بلند مدت به جریان افتاده بود؛ رویکردی که معمولا مالکان خارجی که بلافاصله مبالغ هنگفتی را در باشگاهی که به تازگی خریدهاند تزریق میکنند، در پیش نمی گیرند. این به این معنی است که در کوتاه مدت به دو دلیل، اوضاع می تواند پیچیده شود.
اولین دلیل، باید منتظر بمانید تا بازیکنان جوان به اوج آمادگی خود برسند. دوم، به انسجام و کار تیمی مربوط می شود. هماهنگی بین بازیکنان به اندازهی توانایی فردی آنها مهم است و چلسی با پاره پاره کردن عمدی بقایای تیمی که فقط دو سال قبل قهرمان اروپا شده بود، آن تجربه کار تیمی را نادیده گرفت.
نیمه اول فصل چلسی دشوار بود. آنها تا همان باکسینگ دی در نیمهی پایین جدول قرار داشتند. با وجود تمام سرمایهگذاریهای انجامشده، هیچ پیشرفتی نسبت به فصل گذشته حاصل نشد. اما این بخشی از برنامه بود: یک قدم به عقب برداشتن برای برداشتن چندین قدم به جلو.
در نیمفصل دوم، پیشرفت حاصل شد. زیاد هم غافلگیر نشدیم. آمارهای نیمفصل اول چلسی نشان میداد که آنها به بدی نتایجی که کسب کردند، بازی نمیکردند. از ابتدای سال 2024، چلسی بعد از سه مدعی قهرمانی (منچسترسیتی، آرسنال و لیورپول) بیشترین امتیاز را به دست آورد.
از نظر اختلاف گل زده با xG مورد انتظار، که معمولا معیار خوبی برای سنجش عملکرد یک تیم است، چلسی در کل فصل در جایگاه چهارم قرار دارد. البته نتایجی که در زمین حاصل شد، آنها را در رتبه ششم قرار داد. این به خاطر تمام کنندگی ضعیف و این واقعیت بود که چلسی بیشترین اشتباهات دفاعی منجر به شوتزنی حریف را انجام داد. پوچتینو در این زمینه کاملا بی تقصیر نیست، اما این همچنین نتیجه خرید مدافعان کمتجربه است.
چلسی در این فصل جوانترین تیم در لیگ برتر بود، و این در حالی بود که آنها از تیاگو سیلوای 39 ساله هم استفاده می کردند. خروج او، رحیم استرلینگ را که فصل را با فرم فوقالعادهای شروع کرد و چلسی را از سختترین دوران فصل عبور داد، به عنوان تنها بازیکن بالای ۲۶ سالی که دقایقی در لیگ برتر بازی کرد، در تیم باقی می گذارد. همه نشانه ها به ما می گویند که چلسی فصل آینده قرار است بهتر از چلسی این فصل باشد.
به نظر میرسید پوچتینو برای نظارت بر این پیشرفت، جایگاه مناسبی دارد. کسی که بین بازیکنان و در کل باشگاه محبوب بود. او از همان ابتدا، اعتماد زیادی به کول پالمر داشت، بازیکن که به مرور به پدیده فصل تبدیل شد.
سبک پوچتینو که بر پایه پرس و فشار بی امان روی حریف بنا شده، برای یک تیم جوان بسیار مناسب است. این نکته را هم فراموش نکنید که چلسی در حال حاضر حتی یک بازیکن سوپراستار که در اوج باشد در ترکیبش ندارد. پالمر جوان بود و تیاگو سیلوا بسیار پیر. بازیکنانی مانند مویسس کایسدو و انزو فرناندز، برای یک باشگاه بزرگ عملکرد باثباتی از خود نشان ندادهاند و هنوز در تلاش برای رسیدن به آن سطح هستند. با در نظر گرفتن همه موارد، چلسی با توجه به کیفیت بازیکنان تیمش عملکرد بهتری نسبت به حد انتظار داشت.
پوچتینو مربی بینقصی نیست. همچنان هم این سوال مطرح است که آیا او میتواند ذهنیت درستی را در تیمهایش القا کند تا از خط پایان عبور کنند و جام به دست بیاورند یا خیر. باخت در فینال جام اتحادیه این فصل، نمونهای کاملا آزاردهنده از یک فرصت از دست رفته است. برای هواداران چلسی که تیمشان برای بخش بزرگی از دوران مالکیت رومن آبراموویچ، به عنوان تیمی هوشمند، سرسخت و کمی دوستنداشتنی اما ماهر در بردن جام شناخته می شد، پذیرش این اتفاق دشوار بود.
در مورد توانایی مربیگری درون بازی او همچنان سوالاتی وجود دارد، اگرچه به نظر میرسد این به طور فزایندهای انتقاد اصلی از هر مربی در هر باشگاهی است. چند نگرانی دیگر هم وجود داشت: مشکلات مصدومیت چلسی و تعداد کارتهایی که دریافت کردند، که بالاترین عدد در لیگ برتر بود. اینکه چقدر سرمربی برای هر یک از این دو مورد باید مسئول شناخته شود، قابل بحث است.
در مجموع، پوچتینو به طور واضح در یک شغل بسیار سخت عملکرد خوبی داشت. جایی که مجبور شد در یک بازه زمانی نسبتا کوتاه، از همه بازیکنان جدید به شکل ناگهانی استفاده کند. این یک فصلِ گذار کلاسیک بود، اما همچنان چلسی به رتبه ششم رسید و در خیلی از آمار های مثبت، آنها را در رتبه چهارم دیدیم.
اما قطع همکاری با مائوریسیو پوچتینو، صرفا بازتابی تلخ از عملکرد سرمربی نیست؛ بلکه همچنین تمام استراتژی و جهتگیری چلسی را زیر سوال میبرد. به نظر میرسید اقبالی و بولی به پروژه بلند مدت متعهد هستند، اما پس از یک فصل که حتی شکست هم محسوب نمیشود، به طور غیرمنطقی واکنش نشان دادند.
به سختی میتوان تصور کرد جانشین پوچتینو برای این کار، از خود پوچتینو مناسبتر باشد. خیلی از باشگاه های بزرگ به دنبال سرمربی هستند؛ بارسلونا، بایرن مونیخ، لیورپول، یوونتوس و شاید میلان و منچستریونایتد همگی به دنبال چنین مربیانی هستند. این را هم می دانیم که بارسلونا و بایرن حتی سعی کردند سرمربی فعلی خود را برای ماندن متقاعد کنند، زیرا گزینه های زیادی در دسترس نبودند.
با این حال، سرمربیگری چلسی فرصت بدی به نظر نمی رسد. یک تیم با استعداد در استمفورد بریج وجود دارد که از قبل در مسیر پیشرفت قرار دارد. شاید نتایج چلسی در فصل آینده باعث شود فصل 24-2023 کاملاً متوسط به نظر برسد. اما به هر حال این یک مسیر طبیعی بود. اگر چلسی فصل آینده موفق شود، پوچتینو برای تبدیل چند پسر به مرد و تبدیل یک مجموعه بازیکن پراکنده به یک تیم واقعی، سزاوار بخشی از اعتبار است.
نوشته مایکل کاکس از اتلتیک