تمثیلی بیزمان آشکار میشود. صحنهای باشکوه را تصور کنید که در آن ستارهها و سرنوشت در هم تنیده میشوند. لیونل مسی، هنرمند بیهمتا، به عنوان قهرمان داستان ایستاد و هشتمین توپ طلای خود را به دست آورد، داستانی که در تاریخچه عظمت حک شده است.
جام جهانی، میدان نبرد مقدسی که در آن افسانهها جعل میشوند، تبدیل به بوم نقاشی بزرگ او شد. مانند مارادونا در سال ۸۶، مسی سمفونی درخشش را ارکستر کرد و با مهارتها و روح تسلیمناپذیر خود، جهان را خیره کرد. او با هر لمس توپ، شاهکارهایی را نقاشی میکرد که نسلها در خاطرشان باقی میماند.

همانطور که این تمثیل آشکار میشود، هشتمین توپ طلا مسی نماد تسلط بیرقیب اوست. این فقط یک جایزه نیست. این گواهی بر تعالی پایدار و فداکاری تزلزلناپذیر اوست که او را به عنوان برترین در تمام دوران متمایز میکند. سفر او که با فداکاریها و پیروزیها مشخص شده، منعکسکننده تلاش قهرمان برای جاودانگی است.
در این داستان جاودانه، هنر مسی در زمین به ما یادآوری میکند که عظمت از نسلها فراتر میرود و میراث او به عنوان چراغی از الهام برای استعدادهای مشتاق میدرخشد. هشتمین توپ طلا فقط یک افتخار نیست. این بازتابی از سهم بینظیر مسی در این بازی زیباست، که گواهی بر جایگاه او به عنوان خدای واقعی فوتبال است.

آسمان شب در داستانهای جلال او ساکن است، زیرا آنها نیز بیپایان و مملو از ستارهها هستند. همانطور که او نام خود را بر روی دیوارهای جاودانگی حک میکند، همه جادوگری فانی است. او دیگر با گوشت و خون مقید نیست، او دیگر بخشی از نژاد بشر نیست. و در حالی که تمام آنچه را که باید ببرد، به دست میآورد، انگشتانش به آسمان اشاره میکند و چون اشک شوق از چشمان مادربزرگ محبوبش سرازیر میشود، از آسمان به زمین راه مییابد و چون از آسمان بیانتها میافتد، میچرخد. در زرق و برق و در آن، همه بشر را غرق میکند.
سرنوشت او روزگاری غرق در دلشکستگی بود، دنیا به او خندید. همه به او اشاره میکردند و در حالی که باران میبارید، در خیابانهای آرژانتین میخوابید و گریه میکرد، میگفتند هیچکس میزبان مردی نیست که کشورش را ناامید کند. مردی که همهچیزش را برای کشور داد و من از این سوی دنیا، مقابل هر کسی که علیه او مینوشت، میایستادم. مردی که برای من همیشه معنای حقیقی کاپیتان بوده و هست، آنگونه که یوهان کرویف توصیف میکرد. [بازیکنانی که رهبر واقعی نیستند، بعد از یک اشتباه، همتیمی خود را سرزنش می کنند. رهبران واقعی، فرض را بر این میگیرند که هر کس هر لحظه ممکن است اشتباه کند. امروزه رهبران واقعی بازیکنان باهوش درون زمین هستند که مربیان میتوانند با تکیه بر آنها تاکتیکهایشان را در حین بازی به دیگر بازیکنان اطلاع دهند. -کتاب نوبت من]

بازیکنان تیم ملی آرژانتین همچون دیبو مارتینز، مکآلیستر، دیپاول و... همواره از قدرت رهبری او در رختکن صحبت میکنند که چگونه همه با دقت به لیونل مسی گوش میدهند، بیشتر از سخنان رئیسجمهور! همچنین زمانی که مسی در سایر مسائل و جاافتادن در تیم کمک میکند.
و خیابانهای بارسلونا در سالیان اخیر چیزی کم از بیرحمی نداشتند. او تمام توانش را داد، با چشمانی گریان با وحشت شب پرستاره، رقصید، امیدوار بود و معتقد بود که صبح روشنی در چشم است. افسوس که صبح هرگز فرا نرسید و او مجبور شد همه تقصیرها را بپذیرد. اسطوره غوطهور در باتلاق غم و نقاب شرمساری مجبور شد خانه خود را با دلایلی که مبهم بود، ترک کند.
پسر کوچک روزاریو، سانتافه، که تمام شب و روز خود را سرزنش میکرد، رویا میدید و برای رسیدن به آن رویا تلاش میکرد و روز به روز تلاش میکرد تا اکنون در الهیترین اوج خود به آن برسد، تمام آنچه را که به آن چشم دوخته بود، گرفته است. لیونل مسی، مردی که به خدا تبدیل شد، موجودی الهی، با روحی سعادتمند.

او به مدت سه دهه بر همه قلمروها حکومت کرد. هیچ قدرتی جز خدای شکستناپذیری که سلسلهها را میبلعد، امپراتور همه ابدیتها، وجود نداشت. این افتخار برای نوع امپراتوری بود که شاهد زندگی حرفهای پر زرق و برق لئو بودند و آه، ای کاش آن روزها هرگز پایان نمییافتند و تمام عمر در آن روزها زندگی میکردم. و اگر مردهای که در همان خاکی که روزگاری از آن برخاسته آرمیده است، یک آرزو داشته باشد که خداوند بر او اجابت کند، این دوران را طلب میکند، زیرا جهنم چیزی نیست جز اینکه متوجه نشود که این دوران باشکوه چگونه به اوج خود رسیده. میگویند تمام شده و این آخرین توپ طلای اوست اما من میگویم او هرگز به آخر نمیرسد، او کوپا امریکای ۲۰۲۴ را پیشرو دارد، جام جهانی ۲۰۲۶ و شاید ۲۰۳۰. من حتی گاهی فکر کردن به خداحافظی او را هم کفر میدانم. مدتهاست عهد کردهام که ثانیهای از بازیهای او را از دست ندهم و به آن ادامه خواهم داد.
لیونل مسی بازیکنی که فشار و انتقادات دنیا را به مدت ۲۰ سال به دوش میکشد و در نهایت برنده عظیمترین دستاورد، جام جهانی میشود و مقتدرانه با ۸ توپ طلا، بزرگترین افسانه تاریخ را تکمیل میکند، هوادار مسی بودن یعنی از رنج تغذیه کردن و به اوج رسیدن، نادیده گرفتن کینه و نفرت و تلاش برای سربلندی و شکست دادن سرنوشت! یعنی تسلیمناپذیری و وفاداری. من از او زندگی آموخته و میآموزم. تا ابد هیچ احساسی در قلب من وجود ندارد جز احساساتم برای تحسین و عشق ورزیدن به او. لیونل آندرس مسی کوچیتینی، مسکن روح زخمخوردهی ما، من مفتخرم به زیستن در دوران تو و تماشای هر لمس توپ تو...
