حدود یک سال قبل بود که خوان لاپورتا در رقابت با ویکتور فونت و تونی فریشا در انتخابات ریاست باشگاه بارسلونا، پیروز شد. شرایط بارسلونا با وقتی که لاپورتا آن را ترک کرده بود، بسیار تفاوت داشت و او سکان هدایت یک کشتی شکسته را به عهده گرفت. اما حال پس از گذشت یک سال، بارسلونا در حال پشت سر گذاشتن یکی از شلوغترین و جذابترین پنجرههای نقل و انتقالاتی خود است.
طرفداری | جذب رایگان آندریاس کریستنسن و فرانک کسیه و البته خرید رافینیا و روبرت لواندوفسکی در حالی که صحبت از هایجک ژول کونده از چلسی میشود و حضور نامهای مارکوس آلونسو و سزار آزپیلیکوئتا در لیست باشگاه، برای هواداران بارسلونا که غرق در ناامیدی شده بودند، بسیار رویایی است. هر چند این ریخت و پاشهای بلوگرانا باعث تعجب همگان در فوتبال شده است که چگونه باشگاهی که در معرض ورشکستگی قرار دارد، میتواند از پس این هزینهها بر بیاید.
در مجمع عمومی سال 2021، بارسلونا اعلام کرد توانسته حدود 700 میلیون یورو از بدهیهای کوتاه مدت خود را به بدهیهای بلند مدت تبدیل کند. این امر با کمک وامی که بارسلونا از بانک آمریکایی گلدمن ساکس (Goldman Sachs) به ارزشی در حدود 600 میلیون یورو دریافت کرد، انجام شد. در ادامه آنها با فروش برخی بازیکنان مازاد خود مانند فیلیپه کوتینیو، امرسون رویال، فرانسیسکو ترینکائو یا خلاص شدن از شر حقوق بازیکنانی مانند آنتوان گریزمان و کلمنت لنگله با جدایی آنها در یک انتقال قرضی یا کاهش حقوق بازیکنان با تمدید دوباره قراردادشان مانند ساموئل اومتیتی و صد البته جدایی لیونل مسی به صورت رایگان، توانستند تا حد زیادی میزان دستمزد پرداختی خود را کاهش دهند و همچنین کسب درآمد کنند.
طبق قوانین لالیگا، سقف حقوقی بارسلونا مبلغی در حدود 144- میلیون یورو بود که این باشگاه باید این مبلغ را برای ثبت قراردادهای جدید خود، جبران میکرد. همچنین بارسلونا قرارداد اسپانسرینگی به ارزش 280 میلیون یورو با اسپاتیفای امضا کرد که به موجب آن، به مدت چهار سال نام این شرکت روی پیراهنهای تیم مردان و زنان و البته روی استادیوم بارسلونا یعنی نیوکمپ که اکنون اسپاتیفای نیوکمپ نامیده میشود، قرار خواهد گرفت.
اما در واقع این ریخت پاشهای بارسلونا دلیل دیگری دارند و آن اهرمها هستند. بارسلونا به تازگی 15 درصد از حق پخش 25 سال آینده خود در لالیگا را به شرکت آمریکایی (Sixth Street) فروخت. شرکتی که قبلتر نیز 10 درصد از حق پخش بارسلونا را خریداری کرده بود و اکنون 25 درصد از حق پخش 25 سال آینده این باشگاه را در اختیار دارد. بارسلونا با فعال کردن این دو اهرم و فروش حق پخش خود، مبلغی در حدود 522 میلیون یورو درآمد کسب کرد. البته اهرم سومی نیز وجود دارد اما بارسلونا چندان تمایلی به کشیدن آن ندارد. سومین اهرم مربوط به (BLM)، شرکتی که حق فروش و پخش محصولات با اسم و برند بارسلونا را در اختیار دارد، میشود. با فعال کردن اهرم سوم، 49.9 درصد از سهام این شرکت، فروخته خواهد شد. بارسلونا انتظار دارد از فروش تقریبا نیمی از سهام این شرکت، مبلغی در حدود 300 میلیون یورو (به گفته نشریه اسپورت) به دست بیاورد.
بارسلونا از این اهرمها برای کاش فشار اقتصادی که روی شانههایش قرار دارد و محدودیتهایی که برای جذب بازیکنان جدید داشت، استفاده کرده است. این محدودیتها مربوط به قانون 3/1 لالیگا میشود که بر اساس آن، هر باشگاه به ازای هر یک یورویی که حقوق میپردازد باید سه یورو، درآمد داشته باشد. این اهرمها به بارسلونا و خوان لاپورتا این امکان را دادند تا بتوانند آزادانه در پنجره نقل و انتقالات تابستانی امسال، فعالیت کنند. اما اهرمها چه تاثیری روی آینده بارسلونا خواهند گذاشت؟

باشگاههای بزرگ کمی شبیه به موسسات بزرگ مالی هستند. موسسات مالی بزرگ و مهمی که در صورت شکست خوردن، کل اقتصاد یک کشور یا فراتر از آن را میتوانند به خطر بیاندازند. در دنیای اقتصاد، این موسسات را به اختصار (TBTF) مینامند که این عبارت معنای «بسیار بزرگ برای شکست خوردن» را دارد. اگرچه باشگاهها در رابطه با پول خود نسبت به این موسسات در قبال دیگران مسئولیت کمتری دارند ولی همچنان میتوانند از مفهموم «بسیار بزرگ برای شکست خوردن»، استفاده کنند. اما نکته جالب این است که این موسسات، تمایل دارند تا بیش از حد توان خود ریسک کنند و اگر هم با شکست مواجه شدند، امیدوارند که معمولا از سوی دولتها کمک دریافت کنند. راهی که بارسلونا در سالهای اخیر در آن گام نهاده است و جوزپ ماریا بارتومئو، به طرز بد نامی از این نظریه استفاده کرد. در یک نمایش چشمگیر از بی پروایی، بارتومئو از سال 2014، حدود 36 بازیکن که هزینهای در حدود 1 میلیارد یورو برای بارسلونا در بر داشتند، به نیوکمپ آورده است و تقریبا هم تمام این مبلغ نیز به هدر رفت.
علاوه بر این، بارتومئو، پیشنهاد لالیگا مبنی بر اینکه هیچ باشگاهی بیش از 70 درصد درآمد سالانه خود را صرف پرداخت دستمزدهایش نکند، متکبرانه نادیده گرفت. یوفا با فیرپلی مالی نیز خود تا سال گذشته و وضع قوانین جدید، هیچگونه سقف حقوقی برای باشگاهها تعیین نکرده بود. در این شرایط، بارتومئو اعتقاد داشت بارسلونا، یک باشگاه استثنایی است یا همانطور که خودشان میگویند، آنها چیزی فراتر از یک باشگاه هستند و در نهایت میتوانند از پس این هزینهها بر بیایند. اما با شیوع ویروس کرونا، رویا پردازیهای بارتومئو تبدیل به کابوسی برای بارسلونا شدند. بارتومئو در نهایت با تلنباری از اتهامات، بارسلونا را با بدهی باور نکردنی بیش از 1 میلیارد یورو، ترک کرد.
اکثر ستارگانی که در دوران جوزپ ماریا بارتومئو وارد بارسلونا شدند، نتوانستند انتظارات را از خود برآورده کنند
در حالی که رئیس بارسلونا عوض شده است، اما آنها همچنان رویکرد خریدهای درخشان خود را دنبال میکنند. یولیان ناگلزمان سرمربی بایرن مونیخ از طرف بسیاری در دنیای فوتبال، در اینباره صحبت کرده و گفت:
بارسلونا تنها باشگاهی است که پول ندارد اما هر بازیکنی را که بخواهد، میخرد. من نمیدانم آنها چگونه این کار را انجام میدهند. کمی عجیب و دیوانه وار است.
خوان لاپورتا به طرز غیر قابل انکاری، اقدامات هوشمندانهای را برای بهبود وضعیت مالی بارسلونا، انجام داده است. ولی هنوز آثار واضحی از رویکرد ریسک پذیرانه بارتومئو در بارسلونا دیده میشود. اما مشکل این است که امکان دارد، بارسلونا در صورت شکست دوباره، نتواند نجات پیدا کند. با وجود وضعیت نابسامان مالی بارسلونا، لاپورتا تصمیم گرفته تا احتیاط را کنار بگذارد. لاپورتا با فعال کردن اهرمهایی که قبلتر به آنها اشاره کردیم، اساسا آینده بارسلونا را به امید آنکه موفق به کسب دستاوردهای کوتاه مدت شود به رهن گذاشته تا بتوانند به سرعت به جایگاه پیشین خود، بازگردند. لاپورتا میتوانست با ایجاد تعادل در حسابهای مالی باشگاه و کاهش هرچه بیشتر هزینهها، استراتژی کم خطرتری را در پیش بگیرد. اما این راه میتواند در بلند مدت به نتیجه برسد و در سالهای آینده، باعث افت بارسلونا میشد. در نهایت لاپورتا، راه اول را انتخاب کرد.
درآمد (BLM) در سالهای اخیر
لاپورتا و هیئت مدیره او در صورت اشتباه، احتمالا با پیامدی روبرو نخواهند شد اما میتوانند از نتایج کوتاه مدت اقدامات فعلیشان، به خوبی بهره ببرند. این در حالی است که مدیران بعدی بارسلونا با این موضوع که لاپورتا باعث کاهش درآمدهای بالقوه باشگاه شده، باید دست و پنجه نرم کنند. بدون احتساب دوران کرونا، با فروش تقریبا نیمی از سهام (BLM)، در حال حاضر بارسلونا درآمد سالانهای در حدود 25 تا 30 میلیون یورو را در سال از دست خواهد داد. البته این رقم در آینده افزایش خواهد یافت. همچنین با فروش 25 درصد از حق پخش 25 سال آینده خود، 40 میلیون یورو از درآمد فصل آینده بارسلونا کم خواهد شد و اگر این 40 میلیون یورو را برای تمام این 25 سال در نظر بگیریم، بارسلونا درآمدی بیش از 1 میلیارد یورو را از دست خواهد داد.
البته به دلیل تورم، این مبلغ 40 میلیون یورویی در سالهای آینده افزایش خواهد یافت و در مجموع درآمدی که بارسلونا از دست خواهد داد، میتواند به مراتب بیش از 1 میلیارد یورو باشد. این را هم باید در نظر بگیریم که درآمد بارسلونا از 75 درصد باقی مانده نیز افزایش خواهد یافت. اما مسئله این است به موازات بارسلونا، حق پخش دیگر باشگاههای لالیگایی نیز افزایش پیدا میکند. این موضوع میتواند در رقابت با رئال مادرید و همچنین دیگر باشگاههای لالیگا به زیان بارسلونا باشد. گری نویل توصیف بهتری از شرایط فعلی بارسلونا ارائه داده که نشان میدهد، این باشگاه تا چه حد مانند موسسات بزرگی که درباره آنها صحبت کردیم با امید دریافت کمک از دیگران، این اقدامات را انجام داده است.
چرا بارسلونا هنوز سوپرلیگ را دنبال میکند؟ به این دلیل! یک باشگاه ناامید با 1.2 میلیارد پوند بدهی و فروش درآمدهای آینده برای خرج کردن روی بازیکنان فعلی تیم، به «امید» اینکه نتیجه میدهد! چنین باشگاهی به این بزرگی، عملا با شانس و اقبال و اما و اگر اداره میشود.
در واقع بارسلونا میتواند پنج سال بعد، برخی از اهرمهایی را که اکنون فعال کرده یا قصد فعال کردنشان را دارد مانند اهرم سوم و فروش سهام (BLM)، بازپس بگیرد. در صورت تشکیل سوپرلیگ، بارسلونا با درآمدهای ناشی از این رقابتها، میتواند اینکار را انجام دهد. برای پاسخ به این سوال که آیا سوپرلیگ تشکیل میشود یا خیر، فعلا باید منتظر اعلام رای نهایی دیوان دادگستری اتحادیه اروپا پس از جام جهانی قطر باشیم. پس حرف نویل مبنی بر اداره شدن بارسلونا با اما و اگر، چندان هم بی اساس نیست.
لاپورتا با کشیدن این اهرمها به امید ساختن یک تیم برنده دیگر، به طور موقتی از فشارهای مالی روی دوش باشگاه میکاهد. مدیریت فعلی بارسلونا اعتقاد دارد اگر آنها قهرمانیهای خود را آغاز کنند، جایگاه اقتصادیشان را در میان دیگر باشگاهها دوباره به دست خواهند آورد. اما استفاده مجدد از وام و قربانی کردن درآمدهای آینده باشگاه، یک برنامه تجاری که برای بلند مدت قابل دوام باشد، نیست. لاپورتا با انتخاب این راه، دیگر حق شکست خوردن ندارد. بارسلونا به همراه لاپورتا اکنون باید یک پیام مالی واضح به حامیان مالی و سرمایه گذاران بفرستند. باشگاهی که به گفته رئیس خود «مرده بود»، دوباره زنده است و میتواند شروع به کار کند.
اگر این اتفاق رخ ندهد، لاپورتا برای بار دوم نمیتواند بارسلونا را احیا کند. دیگر اهرمی برای کشیدن وجود نخواهد داشت. شکست دوباره میتواند تمام فلسفهای که بارسلونا روی آن بنا شده است و مدل اداره باشگاه را به کلی تغییر دهد (بارسلونا متعلق به اعضا و هواداران ثبت شده خود است و از مدلهای مالکیت به طور مثال باشگاههای انگلیسی پیروی نمیکند. بارسلونا از سیستم مالکیت اجتماعی (socio) استفاده میکند و کاملا متعلق به هواداران است.). در واقع، بارسلونا دیگر آنقدر بزرگ نیست که بتواند دوباره شکست بخورد.