1- تماشای فوتبال را با کدام صدا ترجیح میدهید؟
- گزارش انگلیسی - گزارش فارسی - گزارش زبان مربوط به همان تیم - با صدای ورزشگاه - تفاوتی ندارد
2- صداهای محبوب شما، کدام گزارشگران هستند؟
3- جملات ماندگار گزارشگری در یاد شما؟
|
ویکاریج رود. واتفورد. کمی دورتر از محوطهی جریمهی واتفوردیها. آنسوی دریبلهای صلاح و گل شگفتانگیز انفرادیاش. دو پیرمرد، زیر سقف جایگاه ویژه با دفترچههایشان از وقایع بازی نت برداری میکنند. شاید در آرزوی گزارش گل صلاح با صدای پر طنین خودشان. دو صدای ماندگار فوتبال انگلستان. بری دیویس، در کنار جان ماتسن...
FourFourTwoدر جدیدترین شماره به سراغ رنکینگ 25 گزارشگر برتر تاریخ فوتبال انگلستان رفته و ما به سراغ 6 تای اول میرویم.
"سلام، من مارتین تایلر هستم"
لازم نیست تا فوتبال را از بی بی سی و آی تی وی دنبال کنیم. تایلر گزارشگر خانههای ماست. گزارشگر بازیهای فیفا. تایلر را از نزدیک به یاد میآوریم. مصاحبهیعادل در فوتبال 120. طرفداری از تیمای غیر حرفهای فوتبال انگلستان. و صحبت دربارهی به کار بردن جملات ماندگار
" من هیچ وقت آنها را از قبل آماده نمی کنم..."
لحظات درخشان تیم اسون گوران اریکسون با گزارشهای مارتین تایلر، لحظات پرخاطرهی لیگ قهرمانان اروپا، و البته... آگرووووو

ماتی مقدس. صدای او ورود به دنیای دیگری است. صدای فوتبال رویایی دههی 80. جام جهانی 1982 و 86. یورو 84. فراز و فرودهای صدای ماتسن. فریاد گل استیوی جرارد برابر وستهم در اف ای کاپ 2006. و گزارش بازی آلمان و انگلیس جام جهانی 1990. لحظات برخورد توپ با تیر دروازه و پنالتی از دست رفتهی کریس وادل. ماتسن در دقیقهی پایانی بازی فرانسه پرتغال یورو 84 گل پلاتینی را با صدایی خسته با تمام وجود فریاد میزند. شبیه بازیکنی که 120 دقیقه همراه بازیکنان دویده. راز جاودانگی ماتسن. در کنار جملات ماندگار و البته کاپشن خلبانی قهوهای...

"اولین چیزی که یک گزارشگر باید به آن توجه کند این است که گزارش، فقط مربوط به خود او نیست"
راوی معجزه. تایلدزلی، صدای آمیخته با فریادهای طرفداران لیورپول در استانبول است. و من یونایتدیها در نیوکمپ. با خاطراتی از دل تاریخ. تایلدزلی دربارهی دوران نوجوانی میگوید:
"آن روزها شنکلی سرمربی لیورپول بود. و من هنوز آنقدر بزرگ نشده بودم که بتوانم از او سیراب شوم. یک بار در گزارش یکی از بازیهای محلی فریاد زدم "گری بیرتلز، سه روز پیش، ما هرگز نام او را نشنیده بودیم!" و شنکس که به عنوان کارشناس کنار من میکروفون خود را برداشت و گفت: "حالا که در مورد او شنیدی!" هنوز هم نوارهای مصاحبهام با او را دارم و هربار که نامم را بر زبان میآورد مو بر تنم سیخ میشود...."
تایلدزلی، بینش خاصی نسبت به گزارشگری دارد. دربارهی ارائهی زمان مناسب فکتها و سرانجام لحظهی گلها:
"استفاده از عباراتی مثل درخشان، عالی استثنایی شگفتانگیز و .... بد نیست. اما من دربارهی گلهای مهم و کلیدی نظر دیگری دارم. باید چد لحظه مکث کنید تا غرش طرفداران به گوش برسد. آنوقت جملات خود را طوری بگویید که هم برای آن لحظه باشد و هم در تاریخ ثبت شود. درست شبیه خود گل..."

"جف هرست صاحب توپه... بعضی تماشاگرها وارد زمین شدند.... اونها فکر میکنند بازی تمام شده... حالا تموم میشه... چهارتا..."
یکی یک دانه. در زبان فارسی میگوییم صدا مخملی. آغازگر داستانهای صداها در فوتبال انگلستان. تک ستارهی نقش بسته بالای سر سه شیر فوتبال انگلستان، با صدای وولستنهولم جاودانه میشود. و تیتراژ پرخاطرهترین شوی فوتبالی جهان. کنت وولستنهولم، گزارشگر فینال 1966 و نخستین مجری و گزارشگر مچ آو د دی....
وولستنهولم نخستین خاطرهی فوتبالیاش را با تماشای بازی بولتون و فارنورت همراه پدر در 4 سالگی به یاد میآورد. بعدتر خلبان بمب افکن با 100 پرواز موفق در دوران جنگ جهانی. و پیوستن به بی بی سی. با رکورد گزارش 23 فینال پیاپی اف ای کاپ. و قهرمانی من یونایتد در جام باشگاههای اروپا. در ورای ظاهر نجیبزاده و چشمهای تیزبین، وولستنهولم یک منتقد جدی روال گزارشگری در دوران مدرن است:
"تعداد فراوان دوربینها و تحلیل یک اتفاق از هزار زاویه. کارشناسانی که دور هم مینشینند و به جای توجه به جذابیت بازی، عاشق حرف زدن و تحلیل کردن هستند. این بیشتر یک بازی آمریکایی است تا انگلیسی..."

چند ساعت مانده تا بازی آلمان انگلستان سال 2001 در مونیخ، خبر ناگواری فوتبال انگلستان را سوگوار میکند. برایان مور گزارشگر و مفسر فوتبال ای تی وی، درگذشت...
باب ویلسن، دروازهبان سابق آرسنال و کارشناس تلویزیونی میگوید:
"غیر ممکن است که او منتقدی داشته باشد. مور، صدای فوتبال است..."
برایان مور، پیشقراول کارشناسان گزارشگر. مجری برنامهی بیگ مچ. گزارشها و تفسیرهای مور از جام جهانی 1974 با دعوت از برایان کلاف، جای خالی انگلستان در جام جهانی را برای طرفدران انگلیسی میکاهد. نام مور، حالا در استادیوم ویلاپارک جاودانه شده. گزارشگر قهرمانی استون ویلا در فینال 1982 جام باشگاههای اروپا:
"شاو ، ویلیامز ، توپ رو در سمت چپ مهیا میکنه.... یک توپ خوب برای تونی مورلی. اوه، یکی باید اونجا باشه... بله هست... پیتر ویت !!"

"آه فوتبال هنوز هم نوری دارد؟ او نیمه خواب به نظر می رسد، او به سختی سخن میگوید..."
فیلسوف سخنور. استاد استخدام لغات زبان انگلیسی. بری دیویس، سکوت غمبار واقعهی هایزل را با صدای خود میشکند. یک التیام. و گلهای دیگو مارادونا را به انگلستان گزارش میکند...
"این یک نبوغ خالص در فوتبال بود..."
دیویس بعدها میگوید که خودش از استفاده از تعبیر خالص برای دیگو که 10 دقیقه قبل با دست گل زده بود تعجب کرده. دیویس در دههی 90 به نوک قله میرسد. گزارش فینال 1994. گزارش بازی آلمان انگلستان 1996 و تنها دو کلمه در توصیف از دست رفتهی گرت ساوتگیت:
"اوه؛ نه...."
بری، هنوز هم عاشقانه فوتبال را دنبال میکند. به جایگاه ویژهی ویکاریج رود در بازی دو فته قبل واتفورد- لیورپول نگاه کنید و
"به صورتش بنگرید.... فقط نگاهش کنید.... look at his face, just look at his face"
