mehdi hashemپیولی مربی معمولی و محافظهکاریه. اهل ایدهپردازی، خطرپذیری و طراحی تاکتیک نیست. چون اصلاً بلد نیست. وقتی به میلان آمد، یه وظیفه براش تعریف شده بود: تیم آشولاش شدهی جامپائولو رو یه جور آبرومندی جمع و جور کن که سقوط نکنیم!
پیولی برای چنین وظیفهای یه مربی خوب قلمداد میشه. یعنی جمع کردن یه تیم بیانضباط و بههمریخته که بازیکنان بزرگ هم در اون تیم وجود نداشته باشن.
وقتی زلاتان جذب شد، پیولی بهترین بهرهبرداری رو از کاریزمای زلاتان انجام داد. اما اشتباه بود اگر فکر میکردیم این وجه کاریزماتیک مدت طولانی دوام خواهد آورد. اوتوریتهی زلاتان خیلی افت کرده.
رفتهرفته استراتژی «هر مسابقه به منزلهی یک فینال» جای خودشو به خیال خامِ «چرا اسکودتو نگیریم؟» داد. البته این خواستهی خیالانگیز در عیان گفته نمیشد، ولی تهِ دلِ پیولی همین گزاره داشت غلغلکش میداد. و شد آنچه میبینیم.
الآن هم باید مربی بتونه تغییر ایجاد کنه. باید تیمشو به اقتضای بازی حریفان بچینه و برای هر بازی ایدههای خاص داشته باشه. وگرنه با روش پیولی فقط به شرطی میشه موفق شد که بیست و چهار تا بازیکن خوب و عالی داشته باشی. یعنی اون کاری که کونته میکنه. کونته هم انعطاف نداره و فقط یه مجموعه مطیع و با بازیکنان خوب ایجاد میکنه و باهاش پیش میره. پیولی که از چنین نعماتی بیبهرهست. پس اگر تغییر ایجاد نکنه، فاتحهی این فصل خوندهست!