جولین برانت ستاره 23 ساله بورسیا دورتموند است. اخیرا از او به دلیل بازی ریسکی و پاس های خطرناک و دریبل های بد موقع انتقاد می شود اما خود برانت می گوید این سبک بازی من را به جایی که هستم رسانده است.
در این بخش به تجزیه و تحلیل بازی برانت می پردازیم. او همیشه با ساز خود می رقصد. سرمربی می گوید پاس بده. او دریبل می زند. بازی او بسیار چشم نواز و تماشاگر پسند است به همین دلیل انتقاد های زیادی به دلیل نیمکت نشینی برانت از فاوره شد.
موقعیت بازی
برانت بیشتر فوتبال خود را در فصل قبل در خط میانی بازی کرده است ، یا به صورت box to box یا به عنوان هافبک تهاجمی. بهترین بازدهی او در 4231 است.این در تضاد با فصول گذشته است که وی در بیشتر موارد در جناح چپ بازی می کرد. زمانی که در لورکوزن بود. زیرا کای هاورتز بیشتر متمایل به مرکز میشد و وظیفه جولین برانت بازی سازی برای هاورتز و مهاجمان این تیم بود. تاثیر برانت روی گل های هاورتز بسیاری از کارشناسان را شوکه کرد. در نقشه زیر نقاطی را که برانت بیشتر صاحب توپ می شود را می توانید ببینید:

همچنین در نقشه حرارتی مقدار زیادی از زمین پوشش داده شده توسط برانت نشان داده شده است که برای بازیکنی که کنار یک هافبک دیگر بازی می کند بسیار مهم است. او هم در مناطق دفاعی و هم در مناطق هجومی زمین فعال است. با این حال ، کار دفاعی او کارآمدترین کار نیست. بعداً در تجزیه و تحلیل بررسی خواهد شد.
بوروسیا دورتموند در فصل قبل در ضدحملات بهترین عملکرد را داشته است. با 10 گل توسط ضد حملات ، بیشترین گل در بوندس لیگا. داشتن برانت در خط هافبک می تواند باعث تغییر سریع تیم از حالت دفاع به حمله شود به عبارتی برانت تا حدودی مسئولیت سوئیچ کردن تیم از دفاع به حمله را دارد ، چه با یک پاس عمودی یا یک دریبل برای ایجاد فضای بیشتر. این جنبه های برانت در سیستم سبک ضد حمله بسیار سودمند است.
برانت دائماً وقتی در فضایی مناسب است بررسی می کند تا ببیند نزدیکترین حریفانش کجا هستند و آیا او را تحت فشار قرار می دهند و گزینه پاس او کجاست. داشتن این مهارت به برانت این امکان را می دهد تا سعی کند سریع پاس های هوشمندانه بفرستد و همواره یک حرکت از حریفش جلو تر است.

در تصویر بالا ، برانت نزدیک تر می شود تا توپ را از متس هوملس دریافت کند.برانت دو بار چپ و راست خود را بررسی می کند ، یک بار هنگام حرکت به فضا و بار دوم درست قبل از دریافت پاس. او می تواند ببیند که بازیکن پشت سرش او را تحت فشار قرار نمی دهد و این باعث می شود تا برانت در میان دو بازیکن برجسته حریف در فضای مشخص شده قرمز دریبل کند و پاس را به سمت چپ یعنی به اکسل ویتسل بدهد. که معمولا در این سبک ویتسل نیز شروع به حرکت در میان دو بازیکن آگسبورک می کند.
برانت بدون بررسی پشت سرش نمی دانست که چگونه بچرخد و در فضا حرکت کند و مجبور به دادن پاس به عقب برای لو ندادن توپ می شد.

برانت همچنین به دنبال فضاهای بین خطوط حریف است ، مانند تصویر نشان داده شده در بالا. او خود را در یک فضای بزرگ بین خطوط خط حمله و دفاع قرار می دهد. هوملس دوباره برانت را با پاس پیدا می کند و دوباره برانت با بررسی دو طرف خود قبل از دریافت پاس ، وضعیت خود را ارزیابی می کند. از آنجا که هیچ مدافع به شدت به او فشار نمی آورد ، برانت می تواند با خیالی آسوده سر برگردانده و از جناحین پاس رو به جلو بدهد. او گزینه های خوبی چون ارلینگ هالند و جیدون سانچو دارد.

در نمونه فوق ، برنت در نیمه فضای سمت چپ حرکت می کند. این به او اجازه می دهد تا نه تنها توپ را با پاسی بلند بفرستد بلکه می تواند بچرخد و با توپ در عمق حرکت کند. در نهایت یک بار دیگر پاس در عمقی برای جیدون فرستاد.
سه موقعیت فوق نمونه هایی از فضاهایی است که برنت در طول بازی اشغال خواهد کرد. این حرکات به پیشرفت توپ کمک می کنند. یک گزینه پاس در بین خطوط حریف یا در نیمه فضاها ارائه می دهد ، اما اینها همچنین یک پاس واضح به مدافعان دورتموند می دهد ، بنابراین یک پاس دشوارتر یا طولانی تر لازم نیست و تیم را به حفظ مالکیت مالک می کند.او همواره رو به جلو حرکت نمی کند و گاهی رو به عقب پاس می فرستد.
توانایی عبور دادن توپ
یکی ازویژگی های برجسته برانت مقش محوری اوست که به او اجازه فرستادن و عبور دادن توپ در بین مدافعین حریف را دارد. ارسال های او به او اجازه می دهد تا به عنوان حرکت توپ در خط میانی عمل کند.برانت همیشه به دنبال ارسال پاس های رو به جلو است. او تقریبا در هر 90 دقیقه 13 پاس رو به جلو و در عمق می فرستد.او همچنین به نظر می رسد هنگام دادن پاس به فضا های مناسب و خالی می رود. این می تواند باعث به هم ریختن نظم خط دفاعی حریف شود.

در بالا نشان داده شده است ، برانت توپ را دریافت می کند و شش بازیکن از یار مخالف دارد که به او فشار می آورند. برانت فضای پاس خود را پیدا می کند و قفس را می شکند. این نوع پاس عالی است زیرا تیمش می تواند به سمت چپ حمله کند ، جایی که تیم حریف به دلیل فشار زیاد در جناح راست دورتموند از حالت دفاعی خارج می شود. این شرایط فقط به دلیل توانایی برانت در خارج شدن از یک پرس شدید ممکن است رخ دهد.
برانت همچنین می تواند یک پاس نهایی عالی داشته باشد ، او در این فصل 1.74 پاس کلیدی در هر 90 دقیقه بوندس لیگا دارد. بازیکن آلمانی در هر 90 دقیقه 3.31 پاس را وارد دروازه حریف می کند ، مقداری عالی برای بازیکنی که حدود نیمی از بازی های خود را در یک خط هافبک دو نفره سپری کرده است.

در تصویر بالا ، آگسبورگ به شکل سیستم 5-3-2 بازی می کند. این یک ساختار دفاعی محکم است و به سختی می توان آن را دور زد. برانت قادر است توانایی خود را در یافتن فضایی مناسب برای پاسی فوق العاده به کار گیرد. همانطور که او رویس را در تنها فضای خالی موجود در سیستم تیم مخالف می یابد. این پاس 9 بازیکن حریف را از بازی خارج کرد ، اما روس نتوانست از این موقعیت استفاده و گلزنی کند.

دارایی اصلی او در این موقعیت از طریق پاس های سریع و پیشروانه ای ست که هنگام حضور در زمین انجام می دهد. در تصویر بالا ، برانت به موقعیتی منتقل می شود تا پاس را از دست اشرف حکیمی دریافت کند. هنگامی که توپ را دریافت کرد ، برانت توپ را تک ضرب به مارکو رویس می رساند. با پاس تک ضرب سرعت بالایی را که دورتموند برای حمله کردن لازم دارد را ایجاد می کند.همچنین می تواند توپ را حفظ کند.
برانت همچنین می تواند با پاس های بلند توپ را پیش ببرد. او به طور متوسط 2.28 بار در هر بازی آنها را امتحان می کند و از دقت قابل توجه 77.3٪ برخوردار است. آنها اغلب به سمت بازیکنانی با فضای زیاد داده می شوند.

تصویر بالا نشان می دهد که برانت سانچو را با یک پاس دقیق صاحب توپ می کند. اگرچه سانچو به دلیل جلو تر بودن از دفاع حریف در تله افساید گیر می افتاد اما پاس برانت هنوز پاس جالبی است و پاسی است که توپ را خیلی خوب پیش می برد.
هافبک آلمانی در مرحله بازی سازی دورتموند بسیار چشمگیر است ، آینده نگری و توانایی او هنگام پاس دادن برای تیم بسیار مفید است.
اگرچه گل ها و پاس های گل او به اندازه فصول قبل نبوده است ، اما نقشی که او در بازیسازی دارد برای دورتموند بسیار برجسته است.
کنترل توپ در فضا های بسته و دریبلینگ
با این حال ، اگر لرانت توانایی فنی برای ایجاد فضا با دریبل زدن خود را نداشته باشد ، نمی تواند فضایی را برای انجام پاس های پیشرفته پیدا کند. دریبل او همچنین یک سرمایه برای پیشرفت توپ است زیرا او به طور متوسط 4 دریبل موفق در هر بازی دارد.

تصویر بالا نمایانگر روشنی است که چگونه برانت می تواند از یک روند پیشرونده استفاده کند. او در موقعیت عمیق تری توپ را از رویس دریافت کرد و او با توپ به جلو می رود و سپس با خونسردی به سانچو پاس می دهد و سانچو نیز دروازه هرتابرلین را باز می کند. پاس دادن برانت ویژگی چشمگیری است اما این حرکات او بدون یک دریبل یا فضا سازی امکان پذیر نیست.

در بالا یک مثال بارز دیگر وجود دارد که نشان می دهد کیفیت دریبلینگ برانت می تواند یک روش پیشرفت درست برای تیم باشد. رافائل گریرو توپ را به برانت پاس می دهد و هافبک تیم حریف شروع به اعمال فشار می کند. سپس برانت هوشمندانه صبر می کند تا توپ کامل به او برسد و هافبک حریف نیز نزدیک تر شود و سپس هافبک حریف را دور می زند و پس از آن هنگام حرکت به فضای باز ،توانایی های خود را در حرکت توپ نشان می دهد.

تصویر بالا نشان دهنده توانایی است که هافبک آلمانی برای ایجاد فضای مورد نیاز برای انجام یک پاس مترقی از آن استفاده می کند. با فشار سه هافبک حریف به برانت ، او می تواند کنترل توپ را در حین تغییر جهت کنترل کند. این به او اجازه می دهد تا به فضای نشان داده شده وارد شود ، هافبک های حریف را دور می زند و یک پاس ساده به سمت راست میدهد.
غیر قابل پیش بینی بودن در یک سوم پایانی
برانت در فصول قبلی عمدتا یک وینگر تهاجمی بوده است ، این بدان معناست که وقتی به عنوان هافبک میانی حمله می کند ، در یک سوم پایانی راحت است. او وقتی به محوطه جریمه می رسد در بازی هایش ماهر و غیرقابل پیش بینی است ، که اغلب با توجه به هافبک بازی می کند. او در هر 90 به طور متوسط 3.8 لمس در محوطه مقابل دارد.

در این تصویر ، پاس به سمت برانت داده می شود ، با این وجود او پا را از توپ فراتر می گذارد تا تلاش کند فضایی برای شوت زدن سانچو ایجاد کند ، و او مدافعان را به سمت خود می کشد. این یک ایده عالی است و آگاهی او را نشان می دهد.

تصویر بالا مربوط به گل شاهکار برانت در مقابل لایپزیگ در اوایل فصل است. اگرچه پاس در داخل محوطه جریمه به پشت سر او داده می شود ، اما چرخش چشمگیر برانت به او اجازه داد تا دور بزند و گلزنی کند. مدافعان انتظار چنین چرخشی در داخل منطقه 18 قدم را ندارند و به همین دلیل این موفقیتی برای برانت بود و در نهایت نشان می دهد که چگونه غیرقابل پیش بینی بودن او در یک سوم نهایی می تواند برای خودش و تیم مفید باشد.
ضعف های دفاعی
به طور طبیعی ، انتقال برندت به مرکز ممکن است برخی از مشکلات را به همراه داشته باشد ، زیرا دشوارترین موقعیت بازی در زمین است.او باید درگیر دفاع نیز باشد. با این حال میزان موفقیت او ضعیف است ، فقط 17.9٪ دوئل ها را برده است، این برای هافبکی که در یک خط هافبک دو نفره بازی می کند بسیار کم است ، زیرا آنها باید مناطق دفاعی را پوشش دهند در صورتی که مدافعان بال در مناطق حمله هستند. همچنین ، برانت بعضی اوقات نظم کافی ندارد و از آگاهی از موقعیت برخوردار نیست ، این می تواند فضایی را برای تیم حریف فراهم کند تا از آنها استفاده کند.

در این تصویر ، برانت توپ را از دست می دهد و باید سمت راست را بپوشاند ، او به وضوح از دفاع از این مناطق ناراحت است و مرتكب خطا می شود.

در بالا نشان داده شده است ، نمونه ای از ضعف آگاهی موقعیتی دفاعی برانتاست. او تصمیم می گیرد فشار وارد کند. این امر باعث می شود بازیکن مخالف در یک فضای خطرناک آزاد شود. توپ به یار مخالف داده می شود و در نهایت حریف گل زنی می کند ولی در ادامه آفساید مهاجم هرتابرلین گرفته می شود. با این حال ، این نشان می دهد که چگونه یک هافبک باید جمع و جور باشد و در شکل دفاعی، آگاهی خوبی از موقعیت داشته باشد تا از این نوع موقعیت ها جلوگیری کند.
به همین دلیل پیتر بوش او را در پست وینگر به کار می گرفت. اما ترافیک هجومی شدید در بورسیا دورتموند و سبک بازی متفاوت باعث شده است جایی مناسب برای جولین برانت وجود نداشته باشد.
نتیجه
اگرچه برانت در خط حمله یک الماس واقعی است ولی در خط دفاعی کار تیم را خیلی دشوار می کند. به همین دلیل در پست شماره 8 به او کمتر بازی داده می شود. در پست شماره 10 لوسین فاوره رینا و رویس را بیشتر ترجیح می دهد. در پست وینگر نیز با توجه به سبک بورسیا دورتموند کارایی چندانی ندارد. باید دید فاوره برانت را روی نیمکت می نشاند یا رینا و شاید هم مارکو رویس.
امیدوارم مفید بوده باشه. خیلی ممنون که خوندید.