طرفداری- آیتم «خارج از گود» که مربوط به بخش خبری ۳۰: ۲۰ است را تقریبا همه میشناسند، برنامه ای با اجرای علی رضوانی که در حدود 5 دقیقه هر هفته خود را ملزم میداند که با تیکه ای بیمزه به یکی از مربیان یا بازیکنان فوتبال کارش را شروع، با گزارشی از نداشتن کفش مناسب یک ورزشکار دومیدانی یا محل تمرین نامناسب یک تیرانداز ملی پوش روضه را ادامه دهد و در آخر مجددا دستمزد میلیاردی مربیان و بازیکنان فوتبال (با مانور زیاد روی خارجی های شاغل در ایران) را یاد آوری کند.
رضوانی که خود را "خبرنگار ورزشی" میخواند، گزارشگری که پای ثابت سفرهای تیم ملی کشتی در سال های اخیر بود، مسابقات قهرمانی جهان 2015 به لاس وگاس اعزام شد، در المپیک 2016 ریو با وجود اعتراضات زیاد خبرنگاران دیگر کنار تیم بود، در مسابقات قهرمانی جهان 2017 به پاریس رفت و در مسابقات قهرمانی 2018 در بوداپست نیز. این در حالی است که در همین مسابقات هیچ کشتینویسی اعزام نشده بود و حتی صدرالدین کاظمی که عضو کمیته کشتینویسان اتحادیه جهانی کشتی است نتوانست به مجارستان برود. برای کشتینویسان سؤال بوده که چطور رضوانی که تخصصی در کشتی ندارد، باید کنار تیم باشد؟ در گذشته وی یک بار در واکنش به حضور یک داور زن در بازیهای بسکتبال گفته بود که:
انگار فدراسیون بسکتبال خیلی با کمبود داور روبرو شده، در حدی که یه داور خانم بازی آقایون رو قضاوت میکرد.
رضوانی و رضوانی ها چیزی نیستند جز آینه تمام نمای سازمانشان. به طور خلاصه تمام حرف های رضوانی در خارج از گود را میتوان حول سه محور خلاصه کرد:
- نیش و کنایه انتقادی به دستمزد فوتبالیست ها با ژست دلسوزانه و نگران
- پوشش یکی از مشکلات یک تکواندو کار یا وزنه بردار یا....پشت سر انتقاد از فوتبالیست ها که در ناخودآگاه بیننده فوتبال و فوتبالیست به عنوان عامل و مقصر مشکل و کمبود دیگر رشته ها شناسانده شوند
- حملات عجیب و غریب به مربیان خارجی شاغل در ورزش ایران که از نظر جنابان این اجنبی های پول پرست، حق مربیان شایسته و توانمند ایرانی را خورده اند
یورش های منظم و پوپولیستی هفتگی رضوانی به فوتبالیست ها، درآمدشان و رقم قراردادهایشان چیزی نیست جز رفتارهای هیجانی و تعمیم های اشتباه که سیستم از ما به عنوان قربانیان سوء مدیریت می خواهد. سیستم از من به عنوان یک فارق التحصیل کارشناسی ارشد که به بهترین شکل ممکن مدارج تحصیلی را پیموده ام و اکنون دریافتی ام تامین کننده سطح زندگی که شایسته وضعیت اجتماعی من باشد نیست می خواهد محمدرضا گلزار و فلان فوتبالیست و استراماچونی و رقم قرارداد آن ها و دریافتی چند میلیاردی آن ها را عامل بدبختی ام بدانم و به طرز بیمار گونه از اینکه من یک مسئله سیستماتیک را که معلول سیاست ها و اقدامات تئوریک و عملی سیستم است به سطح فردی تقلیل بدهم نهایت رضایت را دارد. مثال بارزش را طی یک ماه اخیر شاهد بودیم، یکهو تمام دغدغه کل رسانه های داخلی شد مالیات سلبریتی ها، پول استراماچونی یا ویلموتس و این مسائل پیش افتاده را دستاویز خوبی کردند برای لاپوشانی های فاجعه های عمیق تر مثل بودجه برخی نهادها. پس چه بهتر از کسانی طلبکار باشیم که نقش خاصی در وضعیت زندگی ما نداشتند و ندارند.
این برنامه و مزخرفات دروازه غاری مجریش از زمینه های موج های احساساتی بود که بارها در جامعه ورزش شاهدش بودیم که نمونه اش جدل های بهداد سلیمی و ورزشکاران رشته های مختلف با فوتبالیست ها و این ادعای همیشگی و بی پایه که فوتبال در حال خوردن حق سایر ورزش ها و ورزشکاران است، دقیقا همان گونه ای در حال اندیشیدن هستند که سیستم از آنها می خواهد، گره زدن مشکلات کلانی که محصول سوء مدیریت و سیاست است به دریافتی چهره هایی مثل وریا غفوری یا امیرقلعه نوعی و نشان دادن چندین و چندباره عکس آن ها با ماشین های گران قیمت. ورزشکارانی که متاثر از او دست های پینه بسته و پاهای رگی شده شان را مستوجب توجه بیشتر مالی می دانند و میبینند که هر هفته در شبکه دو سیما مشکلات نبود امکانات و مربیشان را مجری در حالی بازگو میکند که قبل و بعد از آن فوتبالیست های دوست نداشتنی مان را آماج حملات خود قرار داده. بسیار بعید است که رضوانی و تمام عوامل 20:30 چیزی راجع به اقتصاد ورزش و اسپانسرینگ و تجارت و سود و گردش مالی موجود در فوتبال ندانند. کمی کلیشه همیشگی ((پول بیت المال را بالا میکشند)) را کنار بگذاریم و فکر کنیم که از قبل دو باشگاه استقلال و پرسپولیس چه کیسه هایی که پر نشده و چه سودهایی کلانی که نصیب سیستم نشده است که ده ها سال به بهانه های خنده دار از واگذاری آن ها امتناع میکنند و در آخر با قطره چکان قطره ای از همان پول را به خودشان برگردانند که کفاف حقوق کادر فنی تیم را هم نمیهد و جناب رضوانی هر یکشنبه نگران پول بیت المال شوند.
حکایت تاخت و تاز های متعدد این برنامه به کی روش مربی سابق تیم ملی که خود کتابی قطور را طلب میکند. شب شنبه، ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ بود که خارج از گود بخشی از صحبتهای برانکو ایوانکوویچ را پخش کرد که میگفت تیمش را قهرمان لیگ خواهد کرد و بعد از این بخش، استاد رضوانی یکی دیگر از آن شوخی های بیمزه را رو کرد و گفت:
آقای برانکو شما که در جام شهدا بین چهار تیم قهرمان نشدید چگونه در لیگ با ۱۶ تیم میخواهید قهرمان شوید؟
برانکو با سه قهرمانی لیگ رفت، کی روش با کسب بهترین نتایج تاریخ ایران در جام جهانی رفت و همچنان جناب رضوانی هستند و متلک هایی که میاندازند به دستمزد و تیپ و قیافه خارجی های فعلی لیگ که سابقه هدایت تیم هایی را دارند که قوی ترین تولیدات داخلی مان در خواب هم نزدیک به چنین باشگاه هایی نمیشوند. همچنان با نیش و کنایه خود را ارضای روانی میکنند و با این رفتار احساس آرامش میکنند و مثل اعتیاد عاشق انجام این اعمال میشوند.
پیراهن عثمان کردن ماجرای استراماچونی و مدل ماشین وریا غفوری به اندازه کافی نخ نما شده و اشتباه عوامل خارج از گود هم این است که ترجیح میدهند سرشان را در برف کنند. هنوز در روی همان پاشنه دو قطبی کاذب خارجی-ایرانی و فوتبال-ورزش های دیگر میچرخد اما حتی یک بار در طول و عرض این سال ها موضعی انتقادی در قبال اینکه تنها کشوری هستیم که در آن نیمی از جامعه را از حق ابتدایی دیدن یک مسابقه فوتبال محروم هستند اتخاذ نکرده اند.