طرفداری- تقریبا تمام ورزشکاران حرفه ای که می شناسیم، برای نتیجه گیری خوب و مستمر در دنیای ورزش، تمام تمرکزشان را روی تمرین و ورزش معطوف می کنند و ابعاد دیگر زندگی شان همانند تحصیلات و کار را نمی توانند همانند دیگر اعضای جامعه پیش ببرند. با این حال، امروز پای صحبت های یک ورزشکار حرفه ای نشسته ایم که در کنار فعالیت های حرفه ای اش، پزشکی می کند و یک دختر خردسال هم دارد.
ماندانا نوری، خانم دکتر 42 ساله ای است که از سال 2015، دوی حرفه ای را آغاز کرده و طی همین مدت کوتاه توانسته رکورد دوی ماراتن و نیمه ماراتن خانم های ایران را به نام خود بزند. صحبت های ما با ایشان که در پاریس 2018 رکورد دوی ماراتن و در آمستردام 2019، رکورد دوی نیمه ماراتن زنان ایران را به نام خود زده را می خوانید:
سلام. خیلی به طرفداری خوش آمدید. کمی در مورد خودتان بگویید لطفا؟ ماندانا نوری کیست و در زندگی شخصی و ورزش چه کارهایی کرده و به کجا رسیده؟
ماندانا نوری، 42 ساله، پرشک هستم. رکورددار دوی ماراتن و نیمه ماراتن ایران. همیشه ورزش می کردم. دوره هایی مشغول به بسکتبال و شنا بودم، اما همیشه این قدر جدی نمی توانستم برایش وقت بگذارم، ولی دویدن حرفه ای را از 10 سال پیش شروع کردیم. همراه با همسرم، دوره ای در اردبیل حضور داشتیم تا دوره پزشکی مان را بگذرانیم. آنجا فضایی برای دویدن نبود و فقط روی تردمیل می دویدم.
از پنج شش سال پیش، شروع به دویدن در فضای بیرون را شروع کردم و بعد سراغ ماراتن هم رفتم با دوهای 10 کیلومتر شروع کردم.
با وجود این همه دغدغه، شغل پزشکی و تاهل و داشتن فرزند، چطور دویدن را هم با آنها پیش بردید؟ از سختی های این همه مسئولیت برایمان بگویید.
خب، واقعا سخت است، اما برای ساعت ساعتم برنامه ریزی دارم و اگر چیزی 10 دقیقه عقب بیفتد، تا آخر روز، همه چیز از برنامه خارج می شود. سختی اش در جا انداختن این مساله برای دیگران است که خارج از برنامه شخصی من است، ولی به هر حال هم همسرم و هم دخترم، درگیر آن می شوند.
چه شد که از بین این همه رشته ورزشی، دو و البته دوی ماراتن را انتخاب کردین؟
گفتم که بعد از حضور در دشت مغان اردبیل، گزینه دیگری نداشتم. قبل از آن عضو تیم بسکتبال دانشگاه بودم، ولی تصادف سختی داشتم که نتوانستم ادامه دهم. پزشک گفت با توجه به شرایط گردنم، بهترین ورزش برایم شنا است. سراغ شنا رفتم، ولی بعد در اردبیل، فقط یک استخر برای آقایان وجود داشت و کم کم سراغ دو رفتم.
دویدن با بدن و ذهن آدم چه می کند؟
اول بالا رفتن ضربان قلب است که با بالا رفتنش، حس سرخوشی خوبی پیدا می کنید و مورد بعدی، ترشح اندورفین است که شادی آور و البته اعتیادآور هستند.
دویدن را چطور باید شروع کرد و چطور باید آن را به عادت تبدیل کرد؟
خب، خیلی ها پیاده روی می کنند و دوستانم هم که از من می پرسند چه کار کنیم، توصیه ام تبدیل آرام آرام پیاده روی به دو است. همچنین، چون همه چیز به سیستم قلبی عروقی مربوط است، با کمی تمرین می توان تحولات بزرگی دید.
برای ساعت ساعتم برنامه ریزی دارم و اگر چیزی 10 دقیقه عقب بیفتد، تا آخر روز، همه چیز از برنامه خارج می شود
شما حدود 3 سال بعد از شروع حرفه ای دویدن، رکورد دوی ماراتن ایران را شکستید. سال 2015 که اول راه بودید، چنین هدفی داشتید یا کم کم که شروع کردید به اینجا رسیدید؟
نه، اول چنین هدفی نداشتم. اولین مسابقه 10 کیلومترم را که مربی ام آقای شیرخانی پیش بینی کرده بود در 45 دقیقه طی می کنم، ولی در 42 دقیقه مسابقه را تمام کردم. در آن مسابقه 4 هزار نفر شرکت کرده بودند و من نهم شده بودم. آن موقع بود که فهمیدم بدنم پتانسیل خوبی دارد که در دوی ماراتن کشف می شد. مسابقه بعدی در استانبول بود که رفتم و بین بیش از 2 هزار نفر اول شدم. مسابقات هم شرایط خاصی ندارد. سایت باز می شود و می توانید ثبت نام کنید، ولی بعضی ماراتن ها، یک پیش زمینه ای لازم دارند.
بعد از 10 کیلومتر استانبول، آبان ماه در 10 کیلومتر دبی شرکت کردم و نهم شدم و بعد سراغ ماراتن رفتم. موقعی که شروع کردم، فکر نمی کردم 42 کیلومتر را بدوم. وقتی ماراتن پاریس را رفتم، گفتم اگر زیر 3 ساعت بدوم، خوب است. فکر نمی کردم بتوانم رکورد بزنم و حتی آن را نگاه نکرده بودم، ولی فقط بیست الی 30 ثانیه کم آوردم. فهمیدم می توانم برای رکورد بدوم.
در ادامه مصدومیت گریبان گیرم شد و در ماراتن دبی، رکورد خوبی نزدم، ولی در ادامه، بهتر شدم و در سال 2018، با 3 ساعت و 10 دقیقه، رکورد ایران را زدم که البته چندان برایم راضی کننده نبود. دوست داشتم رکوردم زیر 3 ساعت رکورد بزنم.
فضای برگزاری ماراتن که خیلی اوقات تمام مناطق شهر را پوشش می دهد، چطور است؟
این ماراتن ها شور و هیجان جالبی به تمام شهر می دهد. همیشه دخترم، روشا، را با خود به مسابقاتم می برم تا این فضاها را ببیند. وقتی چنین جوی در شهر حاکم می شود، همه با ورزش اُنس پیدا می کنند و می بینند همه کسانی که مشغول دویدن هستند، آدم های معمولی هستند. مردم به ورزش علاقه مند می شوند. محلی ها هم کاملا با ماراتن آشنا می شوند و با منظره دونده ها، اُخت پیدا می کنند.
در ایران تنها چند بار در قشم برگزار شده و برای خانم ها هم در فضای داخلی مجموعه های ورزشی انجام شده است.
برگزاری ماراتن باعث می شود همه مردم شهر با ورزش اُنس پیدا کنند و برای شروع آن ترغیب شوند
بهترین و بدترین خاطره تان از دویدن چیست؟
بهترین که شکستن رکورد دوی ماراتن زنان ایران بود و بدترین، دفعه ای بود که برای ماراتن به قشم رفته بودم و در مسیر، گم شدم. همسر و دخترم در خط پایان منتظرم بودند و دخترم هم چیزی به غیر از اولی، قبول نمی کرد. آنها آنجا منتظرم بودند و ما گم شدیم. حدود 9 کیلومتر اشتباه رفته بودیم که دیگر مسابقه را ادامه ندادم و بقیه مسیر را با ماشین طی کردیم. این بدترین خاطره دویدنم بود. به هر حال، سال بعد رفتم و اول شدم و دخترم هم دید که از هر شکست، می توان به پیروزی رسید.
چقدر باعث شدید اطرفیان تان به دو علاقه مند شوند؟
آدم ها و مخصوصا خانم ها، خیلی پیام های دلگرم کننده ای به من می دهند و وقتی می بینند کسی مثل خودشان با وجود همسر و فرزند، ورزش حرفه ای می کند، خیلی علاقه نشان می دهند. به نظرشان شدنی می آید.
بزرگترین هدف تان در ورزش چیست؟ مثلا به دویدن در المپیک هم فکر می کنید؟
تا 2 سال پیش، رکورد خانم ها برای کسب سهمیه المپیک، دو ساعت و 45 دقیقه بود، ولی الان 2 ساعت و 30 دقیقه شده است. محدودیت سنی ندارد، ولی فعلا هدف اولیه ام، طی کردن ماراتن زیر 3 ساعت است. به المپیک هم فکر کرده ام، خیلی هم فکر کردم، ولی هیچ وقت خودم را به عنوان قهرمان المپیک ندیده ام. همین که ورودی آن را کسب کنم، خیلی برایم ارزشمند است.
و حرف آخر؟
علت اصلی پیشرفت من در دو، این است که هیچ وقت نظم خود را از دست نداده ام. با وجود هر اتفاقی در محل کار و خانه، به هر طریقی، تمرینات روزانه ام را انجام داده ام به ترتیبی که مربی ام وقتی از من برای بقیه حرف می زد، می گفت ماندانا طی یک سال گذشته، حتی یک روز هم در تمرینات غایب نبوده است.
آدم ها وقتی می بینند کسی مثل خودشان با وجود همسر و فرزند، ورزش حرفه ای می کند، برای شروع ورزش خیلی علاقه نشان می دهند
بیشتر بخوانید: