مطلب ارسالی کاربران
خاطره کوتاه از اولین روز ورودم به باشگاه بدنسازی
پنج شنبه 10 مرداد 1398 - 19:52
عاقا سالهای نه چندان گذشته اخیر بود که در اوایل سن نوجوانی بودم با فیزیکی علمی تخیلی برای اولین بار پا به باشگاه بدنسازی گذاشتم وجودم مالامال از غرور بود بی هیچ گونه علم و برنامه ای شروع کردم به تمرین با هر وسیله ای که تو باشگاه بود در همون حال هم به عکس های روی دیوار خیره شدم که پوسترای کلمن و ارنولد و ناصر صونباطی بودن به خیال خودم میشد چند ماهه به اونا بدل بشم اما غافل از ذره ای علم بدنسازی همین جور میگذشت تا حدود 1 ماه دیدم بدنم سریع تغییر کرده با خود اندیشیدم 12 ماه که اینجوری پیشرفت کنم سر یکسال قطعا کلمن نشم جی کاتلر که حتما رو شاخشه ،وارد ماه سوم شدم چند بار به آینه جلو و بغل نگاه کردم دیدم ای دل غافل دیگه گنده نمیشم از دوستانی که چند تا دمبل بیشتر از من بلند کرده بودند (همون مثال پیراهن پاره ) پرسیدم گفتن باو حاجی تو باید مکمل بخوری حالا سوال جدیدی تو ذهنم چشمک زد اینا چیه شبیه آرد یا سیمان سفید بودن چند وقتی پرس وجو کردم دیدم آخر اینا همش منتهی میشه به اتاق آخر راهرو بیمارستان سمت چپ ، دیگه دلسرو شدم قید باشگاه زدم روی آوردم به نرمش فقط صبحگاهی
(ولی چند سال بعد که یکم تجربه زیاد شد و صبرم تقویت شده بود رفتم باشگاه فقط نچرال با تغذیه خوب واقعا جواب داد و شالوده اون بدن به راحتی از بین نمیره )
[ خاطرات روزهای های اول باشگاه از زبان عقب مونده ملقب به کروکودیل اورجينال طرفداری ]