مطلب ارسالی کاربران
شاهنشاهی اشکانیان
به عقيده دكتر گيرشمن:
در تشكيل شاهنشاهى پارت، مهرداد اول نقش كورش را ايفا كرد و مهرداد دوم نقش داريوش را. پادشاه نخستين، شاهنشاهى مزبور را از نظر متصرفات ارضى تشكيل داد، و پادشاه اخير آن را تثبيت كرد و انتظام بخشيد، وى ايران را به صورت قدرتى جهانى درآورد. تماسهاى او با روم در مغرب و با چين در مشرق، اهميت كشور و عظمت نقش او را در حيات سياسى و اقتصادى دنياى آن روز نشان مى دهد؛ و همين موجب شد كه وى را به لقب شاهنشاه بخوانند.
زمانى كه مهرداد در شرق با اقوام سكايى در جنگ بود، پادشاه ارمنستان با وى از در مخالفت درآمد. مهرداد پس ازآنكه در مشرق كامياب شد، به ارمنستان تاخت و پادشاه ارمنستان را به اطاعت خود درآورد و مناسبات دوستانه اى با دولت روم برقرار كرد. مهرداد پس از 48 سال سلطنت در 76 ق. م. درگذشت.
پس از او دولت اشكانى با كشمكشها و اختلافات بسيار روبروگرديد و طى سى سال، چند تن به تخت سلطنت نشستند و با جنگهاى داخلى به ضعف حكومت كمك كردند. پادشاه ارمنستان تيگران از موقع استفاده كرده چند ايالت را به تصرف خود درآورد. اين وضع آشفته تا جلوس ارد به تخت شاهى دوام يافت. در دوره فرمانروايى ارد،كراسوس سردار رومى، كه از قدرت دفاعى پارتيان بيخبر بود، آهنگ ايران كرد و درآغاز كار موفقيتهايى كسب نمود ولى ارد پس ازآنكه از مبادله سفرا، براى طرد متجاوزين،نتيجه اى نگرفت قسمتى از سپاه خود را به ارمنستان فرستاد و اين منطقه را به تصرف خود درآورد و نگذاشت پادشاه ارمنستان به كراسوس يارى كند. سپس سورن بزرگترين سپهسالار ايران را مأمور دفع كراسوس نمود. در جنگ سختى كه بين طرفين درگرفت، روميان با دادن تلفات زياد شكست خوردند. در نتيجه بين النهرين تا رود فرات به تصرف ايران درآمد. در اين ايام سورن در نتيجه شجاعت و كاردانى بسيار مورد حسادت ارد قرار گرفت و به فرمان او به قتل رسيد و پاکر فرزند ارد، مأمور تسخير متصرفات آسيايى روم گرديد؛ ولى شاه بر اثر سوءظنى كه به او پيدا كرد وى را احضار كرد و جنگهاى ايران و روم مدت 9
سال متوقف گرديد. در اين ايام، حكومت روم دچار اختلافات و كشمكشهاى داخلى گردید پمپوس و قيصر به جان هم افتادند و پس ازآنكه پمپوس قيصر را شكست داد خود كشته شد و جنگهاى داخلى در اين كشور آغاز گرديد. ارد از وضع آشفته روم استفاده كرد و پسر خود، پاكر، را با يكى از سرداران رومى، كه در ارتش ايران خدمت مى كرد، مأمور تسخير سوريه نمود. سپاهيان پارتى موفقيتهايى كسب كردند و پس از تسخير سوريه و قسمتى از فنيقيه تا داردانل پيشرفتند، ولى در اين جريان يكى از سرداران آزموده رومى به مقابله آنان شتافت و سپاه ايران مجبور عق بنشينى گرديد و پاكر در اين جريان كشته شد. ارد پس از مرگ پاكر از سلطنت كناره گرفت ( 37 ق. م.) و سلطنت را به پسر خود فرهاد چهارم سپرد.
پادشاه جديد پس از زمامدارى، پدر و تمام برادران خود را هلاك كرد و جمعى از بزرگان حكومت را كه با خود مساعد نمى ديد، كشت. رفتار او سبب عصيان گروهى از فئودالها و بزرگان كشور گرديد؛ ازجمله يكى از آنها به آنتونيوس سردار رومى پناه برد و او را به جنگ با اشكانيان برانگيخت. وى اين پيشنهاد را پذيرفت و به كمك پادشاه ارمنستان وارد خاك آذربايجان گرديد، ولى طى جنگهايى كه بين طرفين درگرفت ناگزير با فرهاد صلح كرد. پس از اين جريان، زدوخوردها و اختلافات چندى بين دو حكومت درگرفت ولى عاقبت بين فرهاد و حكومت روم روابط دوستانه برقرار شد و تا يك قرن
دوام يافت.