مطلب ارسالی کاربران
آنالیز فنی بازی چلسی-آرسنال
به بهانه دربی پرگل چند شب پیش چلسی و آرسنال آنالیز فنی بازی تیم روان و هجومی ساری و تیم سردرگم امری را خواهیم داشت.
نیمه اول؛ مهیج و پرموقعیت
دو گل و تعداد زیادی موقعیت برای میزبان و دو دروازه خالی و دو گل برای میهمان از جمله اتفاقات زیادی بود که در نیمه اول پیش آمد. دلیل آن قدرت تهاجمی بالای دو تیم یا ضعف دفاعی آنها بود؟
دفاع چهارنفره و بالای دو تیم که در بسیاری از مواقع باعث میشد آنها را در نیمه زمین ببینیم کار را برای پرس تیم مدافع راحتتر کرده بود و البته باعث ایجاد فضا در پشت مدافعان نیز شده بود. همین قضیه باعث به وجود آمدن تعداد زیادی موقعیت برای هر دو تیم شد. به دلیل نزدیکی خط هافبک و دفاع تیم مدافع، تیم مهاجم مجبور میشد بازیسازی را از عقب شروع کند و بیشتر پاسهای خود را به هافبک دفاعی و مدافعین بسپرند، چرا؟ چون بقیه هافبکها در شلوغی وسط زمین گم و از بازی حذف شده بودند. بارکلی و اوزیل نمایندههای خوبی برای اثبات این حرف هستند. دیشب اگر اوزیل بدترین بازیکن میدان نبوده باشد قطعاً جز بدترینها بود فاصله کم بین خط هافبک و دفاع چلسی فضای کمی در اختیار اوزیل قرار داده بود که البته او هم تلاش زیادی برای ایجاد فضا برای خود نکرد. الکس آیوبی نیز هم همینطور؛ او هر وقت توپ دستش بود خوب کار کرد اما تعداد 36 لمس توپش نشان از پرت بودنش در بازی است اما زوج او در آن سمت میدان یعنی هنریک میخیتاریان روز خوبی را سپری کرد، علاوه بر گل و پاس گل به نظر میآمد او مغز متفکر تیم در فاز تهاجمی است.
دفاع از جلو؛ دو روی یک سکه
گل اول آرسنال به خاطر استفاده از پرسی بود که از ابتدای بازی در دستور کار قرار داده بودند، هرچند اشتباه ویلیان به اندازه کافی مرگبار بود و کمک زیادی برای به ثمر رسیدن این گل کرد. همین بالا بازی کردن و پرسِ توپچیها همراه با چاشنی ضعف در آفسایدگیری دلیل گل دوم چلسی هم بود که مانند گل اول آنها با یک همکاری تمام اسپانیایی شکل گرفت. در این گل عملاً خط هافبک هیچکاره بود. فاصله کم خطوط سهگانه در هر دو تیم باعث ایجاد فضای بسیار پشت دفاع میشد. در پرس از جلو اما چلسی کمی بهتر عمل میکرد. عدم تمرکز مدافعهای میانی آرسنال در پاس دادن و نبود اعتمادبهنفس در پیتر چکی که، تعداد لمس توپهایش از آیوبی و اوزیل و اُبا و ژاکا بیشتر بود، دست بالا را به چلسی داده بود.
ده دقیقهی آخر نیمه اول چه شد؟
در 10 دقیقه پایانی نیمه اول آرسنال حاکم میدان شده بود. حاکم که چه عرض کنم اگر دقیقتر بگویم میتوانست از موج اول پرس بازیکنان چلسی به سلامت خارج شود همین برای حاکمیت و خلق موقعیتش کافی بود.
مشکل اصلی آرسنال گذشتن از موج اول پرس بود. نکتهای که دفاعهای میانی آنها توانایی لازم را برای این کار نداشتند. اگر از آن پرس میگذشتند حال فقط کافی بود تا توپ به گوئندوزی جوان برسد تا نوبت به هنرنمایی او شود که با تصمیمهای درستش قطعاً بهترین بازیکن آرسنال بود. هر موقع که آرسنال از موج اول پرس میگذشت توانایی ایجاد موقعیت داشت. دروازه خالیهای که اُبا و میخیتاریان از دست دادند از همین قضیه نشئت میگرفت. مشکل چلسی کجا بود؟ خستگی ناشی از پرس، بارکلی و جورجینیویی که بههیچوجه در دفاع موفق نبودند و البته نبود کانته در جایی که باید باشد؛ جلوی دفاع خودی. بیشتر توضیح میدهم. جلوتر پرس کردن ویلیان نسبت به پدرو باعث میشد مطابق میلِ چلسی توپ به سمت چپِ آرسنال برای مونرئال برود. حال نوبت کانته بود تا برای موج اول پرس به پدرو بپیوندد. اگر قرمزها از این پرس میگذشتند کار تقریبا تمام بود. چون کانتهای در کار نبود و جورجینیو و بارکلی هم انگار نبودند.
جورجینیو با 105 لمس توپ بیشترین لمس توپ را داشت و همهکارهی تیمش بود. سرعت بازی را کنترل میکرد و تشخیص میداد که تیم از کجا حمله کند دقیقاً مانند بوسکتس بارسلونا و دقیقاً مانند همان بوسکتس کمی در بحث دفاعی و تشخیص فضا لنگ میزند.
در کانالهای کناری چه خبر بود؟
هنریک میخیتاریان را مغز متفکر گفتیم، قضیه از چه قرار است؟! دلیلش را در بازیکنهای سمت راست و چپ دو تیم پیدا میکنیم. در سمت چپِ آرسنال مونرئال به عنوان فولبک و آیوبی وینگر بازی میکرد در مقابلشان کانته خستگیناپذیر و آزپلیکوئتای بیمیل به نفوذ را دیدیم. دوندگی بیامان کانته باعث شده بود در بسیاری از مواقع مونرئال نفوذی نداشته باشد، از طرف دیگر همین مسئله باعث شد اگر توپ به آیوبی برسد احتمالاً شاهد دوئلش با آزپلیکوئتا باشیم و کانتهای در کار نباشد. اما در سمت راست بیرین که قوانین دفاع کردن را فراموش کرده بود در پست فولبک و هنریک میخیتاریان وینگر بازی میکرد. همان قدری که مونرئال دارای تعادل نسبی خوب در دفاع و حمله است بیرین فاقد آن است. صحنه گل اول چلسی نیز به خاطر ضعف دفاعی بیرین بود. ورژن آبی پوشِ بیرین نیز قطعاً مارکوس آلونسو است. در حمله زهردار و در دفاع سردرگم. آرسنال نیمه دوم اگر جلو میآمد به فکر استفاده از فضای بین داوید لوئیز و مارکوس آلونسو -موسوم به half-space- بود، فضایی که آلونسو عادت به پوشش آن ندارد چون در اصل وی وینگر یا در بهترین حالت یک وینگ-بک است. سال گذشته دفاع 3 نفره کونته خیال آلونسو را از این فضا راحت کرده بود و وی بیشتر در حمله دیده میشد. دروازه خالی که اُبا قبل از خوردن گل دوم آرسنال ازدستداده بود نیز به خاطر استفاده از این فضا بود. به همه این موارد سماجت و دوندگی و توپگیریهای خوب کانته را در مقایسه با بارکلی اضافه کنید تا دلیل عملکرد بهتر آرسنال در سمت راست خود موقع حمله را متوجه شوید.
دفاع عمیق بلای جان چلسی
نقطه مقابل پرس از جلو دفاع از عقب است. آرسنالی که در پرس ضعیف نشان داد در دفاع از عقب به کمک توریرا بهتر از چلسی بود. از آن طرف چلسی در دفاع عمیق به شدت ضعف داشت و دلیلش هم در درک هافبکهایش از فضا میتوان جست. یعنی چه؟ مهمترین وظیفه هافبکها در موقع دفاع پیش بینی حرکات حریف در فضاهای خالی است. اینکه در چند ثانیه آینده توپ قرار است کجا باشد و پوشش آن منطقه. مسئلهای که شاید بلوغش را بتوان در کاسمیروی رئال جست. در هنگام دفاع از بارکلی توقع میرود که گاهی فضای بین آلونسو و لوئیز را کنترل کند یا توپهای جلوی لوئیز را رد کند، کاری که او هیچوقت نکرد. همینطور کانته در درک پست جدیدش کمی سردرگم نشان داد. کانته همان قدری که در بازپسگیری و بازیخوانی قوی است همانقدر هم درک فضایی کمی دارد. صحنه گل دوم آرسنال در حالی بود که کانته فقط به توپ نگاه کرد و سعی کرد از صحنه لذت ببرد. مقایسه هیت مپ بازی دیشب و بازی برگشت پارسال لیگ جزیره که به تساوی دو بر دو انجامید کمک مناسبی برای فهم بهتر تغییر پست کانته است.
پس طرفداران چلسی هنگامی که توپ دست حریف است باید بترسند، چه بسا آنها نزدیکتر و نزدیکتر شدند.
از طرف دیگر آرسنال نشان داد اگر دفاع عمیق را در دستور کارش قرار بدهد در بهترین حالت کمتر گل میخورد. آنها منظمتر بودند و بیرین نیز ذهنش را معطوف به دفاع کرده بود. همین مسئله باعث شده بود مالکیت توپ در نیمه دوم به شکل عجیبی در اختیار بازیکنان چلسی باشد اما آنها در خلق موقعیتهای جدی به مشکل خورده بودند تا دقیقه 60 که کواچیچ و هازارد به بازی آمدند. آرسنال در دفاع عمیق خود آن قدری خوب راههای نفوذ را بسته بود که فقط خلاقیت بازیکنان تکنیکی به داد ساری برسد. چلسی با توجه به خلاقیت تزریقشده به تیم، زهردارتر کار میکرد و هازارد با پاس گل برای آلونسو، باز هم نشان داد که دود از کنده بلند میشود.
توپچیها امیدوار باشند، آبیها بیشتر
با زوج سازی گوئندوزی و توریرا و شاید بازی دادن به رمزی جای اوزیل خسته بتواند درمان اونای امری باشد. هرچند آرسنال هنوز آنقدر بد نبوده. باخت به قهرمان مقتدر فصل گذشته و بازی آبرومندانه در خانهی چلسی ساری، هرچند با شکست همراه شده باشد، دلیلی بر ضعف شدید تیم نیست و بیشتر این نتایج را میتوان تقصیر قرعه بد امسال انداخت. اونای تازه آمده و زود است بخواهیم او را قضاوت کنیم ولی مشخص است آرسنالیها امسال نیز برای رفتن به جام باشگاهها باید جان بکنند. از آنطرف چلسی با برگشتن ویلیان به روزهای خوب خود، هازارد به ترکیب اصلی و البته جا افتادن کواچیچ در ترکیب تیم میتواند چلسی قویای بسازد مگر اینکه مشکلات دفاعی در ادامه فصل بلای جان تیم دوستداشتنی مرد سیگاری شود.