طرفداری- سه بازی از آخرین زمانی که شماره 21 بزرگ در آن شرکت داشته، گذشته بود. غیبتی که مرموز بود و راه را برای شایعات باز می کرد. در بارهای شهر منچستر و جایگاه های اتحاد، این شایعات زمزمه می شدند. سیتیزن ها در آن روزها فرم خارق العاده ای قرار داشتند و قرار گرفتن در صدر، آن هم با فاصله 12 امتیازی از رقبای هم شهری، زیباترین رویداد برای آبی ها بود.
در تحسین داوید سیلوا، متواضع ترین جادوگر دنیای فوتبال (بخش اول)
همه مطمئن بودند رئال مادرید، سیلوا را به خدمت خواهد گرفت، اما چنین نشد. لوس بلانکوس ایده های دیگری در ذهن داشت و البته می شد فهمید این تصمیم به خاطر جثه کوچک داوید گرفته شده است. پسرکِ با استعداد، ناراحت از تقدیر خود به خانه بازگشت. آیا بازی زیبای او فقط قرار بود به دسته سوم اسپانیا محدود شود؟ این فکری بود که ذهن سیلوا و خانواده اش را به خود درگیر کرده بود، اما تمامی این افکار، پوچ بودند، چون اتفاق بزرگ، قرار بود به زودی رخ دهد.
شانس با سیلوا یار بود. در 14 سالگی به آکادمی والنسیا پیوست. با اینکه در ابتدا غم غربت و دوری از خانواده ای که دو هزار کیلومتر دورتر از او بودند، اذیتش می کرد، با سختی ها کنار آمد. کم کم در عرض سه سال با کمک دوستان و مربیان به مرد جوانی تبدیل شد و توانست خودش را اثبات کند. برای تیم «ب» والنسیا 14 بازی انجام داد.
والنسیا در فصل 2004/05 تیمی قوی بود و هر بازیکنی نمی توانست به ترکیب اصلی راه یابد. با این حال سران والنسیا از استعداد داوید خبر داشتند و نمی خواستند او را از دست دهند، بنابراین او به تیم دسته دومی ایبار قرض داده شد تا آن ها را برای اولین بار در تاریخ، به رتبه چهارم جدول برساند. فصل آتی، او به سلتاویگو پیوست تا در فصلی که ایبار، تیم سابقش به دسته پایین تر سقوط می کرد، سلتا را به رتبه ششم و لیگ اروپا برساند.

در فصل اولش در مستایا، با حضور کیکه سانچز فلورز همراه شد. توانست به لطف این مربی بادانش، در تمام رقابت ها 48 بازی انجام دهد و هفت پاس گل و نه گل هم به ثمر برساند. بازی در کنار داوید ویا و خواکین، ترکیبی از جوانی و تجربه را به تیم آورده بود که خفاش ها را به تیمی خطرناک تبدیل می کرد. در حالی که همگان فکر می کردند مستایا قرار است روزهای عالی و خوشی را سپری کند و چهارمی شدن در لیگ، تنها یک شروع باشد، همه چیز به سیاهی گرایید. واقعیت، بی رحم تر از رویا بود.
والنسیا برای مدیران تبدیل به موش آزمایشگاهی شد. تعویض های پیاپی مربیان، سبک های مختلف و اعتراضاتی که از رختکن به گوش می رسید، همه و همه باعث شد عملکردی افتضاح را از والنسیا ببینیم؛ رتبه دهم! تیم والنسیا در تمام نقاط زمین پر از استعدادهای بزرگ بود و این بازیکنان تشنه موفقیت بودند. با وجود فصلی بعد، دست ستاره های مستایا به کوپا دل ری رسید تا مرهمی بر پوشاندن و ترمیم رویاهای خراب شده شان باشد.
در اوایل فصل 2008/09، سیلوا به مدت سه ماه مصدوم شد. لوس چه که زخم خورده بود، بالغ بر 400 میلیون یورو ضرر داده بود و رسانه ها، از عدم پرداخت حقوق به بازیکنان خبر می دادند. برای پرداخت بدهی به بازیکنان، باشگاه وام قرض گرفت، اما رتبه ششم در جدول، باعث نشد به لیگ قهرمانان صعود کنند تا ضررها پوشانده شود. درنهایت چیزی که باقی ماند، میلیون ها یورو ضرر بود.

منچسترسیتی می خواست هم ویا و هم سیلوا را به خدمت بگیرد. والنسیا بر روی این دو بازیکن رقم 135 میلیون پوند برچسب زد، اما سیتیزن عقب نشینی کردند. آن ها می دانستند خفاش ها راضی خواهند شد، اما مسئله زمان، مطرح است. فصل آخر سیلوا در اسپانیا، بهترین فصل او بود. سیلوا در کنار بالوتلی و یحیی توره، خرید جدید سیتیزن ها در تابستان بود. او با مبلغ 25 میلیون پوند به انگلیس رفت و ویا هم با 40 میلیون یورو به بارسلونا پیوست. هردو بازیکن بعدها در مصاحبه ای اعلام کردند به نفع والنسیا و جبران خسارت ها، از این باشگاه جدا شده اند.
اکثرا سیلوا را بیشتر به عملکرد عالی اش در جریان تحقیر 6-1 منچستریونایتد می شناسند. پاس گل او به ژکو و به ثمر رساندن گل پنجم، هنوز در یادها مانده است. در آن فصل او با 15 گل برترین پاسور لیگ برتر انگلیس شد. 2011/12؛ فصلی که خیلی ها گل سرخیو آگوئرو در دقایق پایانی را به یاد دارند. سیتیزن ها قهرمان لیگ شدند و سیلوا در تیم منتخب جای گرفت.

زمان گذشت و پپ گواردیولا با تفکرات نوینش به قسمت آبی منچستر آمد. در دو سال 448 میلیون پوند هزینه هم باعث نشد سیلوا جایگاهش را از دست دهد. برعکس، سیلوا همیشه یکی از مهره های اصلی تیم پپ بود. نسل های آتی هرگز تاثیر سیلوا را با دیدن صحنه های منتخب از یوتیوب نخواهند فهمید. او برعکس رونالدو و مسی، گل های از راه دور و گل های فراوان ندارد. موضوع ساده است، سیلوا مردی است که می تواند در زمین بازی، هرچه می خواهد انجام دهد.
در روزگاری که توجه ها به تغییر مدل موی پل پوگبا و لباس های هکتور بیرین جلب شده، بزرگترین بازیکن تاریخ منچسترسیتی، همان با قدرت به بازی ادامه می دهد. داوید همیشه سعی کرده خودش را ثابت کند، مثل یک مرد واقعی. همانطور که دوست دارد، همانطور که این روزها به خاطر فرزندش مردانه می جنگد.
به قلم جاستین شرمن برای وب سایت Thesefootballtimes